به اینکه بعد از ربط دادن نشونه ها به هم و پخش نشدن 2 تا فیلم تو تلویزیون ، فهمیدم که فیلمای x265 تو تلویزیون باز نمیشه.....حالا خوبه علت پیدا کردم وگرنه فک میکردم فلش خرابه
پ.ن : 3 تا اهنگ قفلی پیدا کردم و خوشالمممممممم
به اینکه بعد از ربط دادن نشونه ها به هم و پخش نشدن 2 تا فیلم تو تلویزیون ، فهمیدم که فیلمای x265 تو تلویزیون باز نمیشه.....حالا خوبه علت پیدا کردم وگرنه فک میکردم فلش خرابه
پ.ن : 3 تا اهنگ قفلی پیدا کردم و خوشالمممممممم
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
ویرایش توسط Gord_Afarid : 12 تیر 1401 در ساعت 19:08
یه سری حرکت و کار های خفن و جفنگ دارم که تو هفته های نزدیک به کنکور ظهور میکنه.
چند هفته مونده بود به کنکور رفتم تو اینستاگرام به آنجلینا جولی پیام دادم.
اول سلام. آدم هر جا میره اول باید سلام کنه.
بعدش احوال پرسی کردم. گفتم خودت چطوری ،برد پیت چطوره ، بچه ها چطورن.
گوشی رو گذاشتم که برم پی کارم. یهو خشکم زد. گفتم مگه این از برد پیت جدا نشده بود. یا ابلفضل. شما فکر کن بری دایرکت یه خانم محترم بعد از اکسش خبر بگیری. شیرجه زدم رو موبایل اون پیامی که توش حال برد پیت رو پرسیده بودم پاک کردم. بعدش به ذهنم رسید با دستم اون علامت کمک خواستن رو نشون بدم، عکسشو بفرستم. شاید فرجی شد خب. هیچی. عکس دستمو فرستادم و موبایل رو گذاشتم کنار که دوباره خشکم زد.با خودم گفتم دستم از مچ به پایین داره دیده میشه. اگه یکی از پسراش گوشی رو برداره عکس دستمو ببینه چی. تو اون دنیا کباب بریونی میشم که. اونم بخاطر چی؟ بخاطر دست بیقرار پسر آنجلینا جولی که اومده گوشی رو برداشته و دستمو دیده. هیچی دیگه. اون عکس رو هم پاک کردم.میدونید . هنوز جواب نداده. عب نداره. حتما سرش شلوغه. آدم امیدشو نباید از دست بده.
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
یه پیتزا خانواده گرفتم
همه رو خانواده خورد به من دو سه تیکه فقط دادن
درسته که اسمش پیتزا "خانواده" ست ولی دیگه نه در این حد
نمیدونم شایدم منو جزو خانواده حساب نکردن![]()
ببین یه پیتزا خانوداه چجوری داره منو به شک میندازه![]()
ب اینکه باحال میشد اگ میتونستیم یه مدت تو فیلم یا سریال مورد علاقمون زندگی کنیم
باورم نمیشه دلم برا شخصیتای توی سریال تنگ میشه

به این که چه کارهایی میتونستم انجام بدم ولی نکردم . به اینکه کی بزرگ شدم و خودم خبر دار نشدم. به اینکه راسته میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است ؟ . به اینکه من درست فکر میکنم آیا؟این مسیر درسته آیا؟ دیگران درست میگن یا من؟ به اینکه آدم خوبی بودم یا نه ؟ به اینکه چقدر فکر میکنم که فکر میکنم .به اینکه چجوری کنم که فکر نکنم
به خیلی چیزای دیگه. خیلی چزا . نمیدونم . گاهی وقتها آرزو میکنم یه چیزایی رو نمیدونستم . یه فیلمهایی رو نمیدیدم ای کاش . یه کتابایی رو نمیخوندم ای کاش . راسته که میگن نادان بودن و ندانستن راحتی جان است اونایی که زیاد میدونن بیشتر رنج میکشن چون میدونن چرا دارن رنج میکشن . اونایی که نمیدونن فقط رنج میکشن .
ابر بارنده به دریا میگفت :
گر نبارم تو کجا دریایی
در دلش خنده کنان دریا گفت:
ابر بارنده تو هم از مایی
آلان دارم به بدبختی هام و کلی گرفتاری های ریزو داشتم فکرمیکنم درسام کنکورم خانوادم که انقدر فشار و حرف و سرزنشم می کنن که نگو یخ حرفایی به می زنن که شما به قریبم هم نمی زنید چی بگم ...
آره دیگه دشواری
شما هم اگه تو این وضعیت بودید و زیر کلی فشارو حرف سرزنش این کلیپ رو نمی گذاشتیم
شبِ تاریک و بیمِ موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها
کلا نفهمیدم چه ربطی داشت صحبت هاتون ، یعنی الان مثلا من مرفه بی دردم و شما کوه درد؟ نه داداش همه مشکل دارن همه توی سختی و روزای تاریک و روشن خودشونن ولی اغلب اونایی که کمتر از سختی ها و دردهاشون میگن همونا تلخی های بیشتری تحمل کردن....
این کلیپ هم بنظرم اگه واقعا خوب بهش نگاه کنیم و بهش فکر کنیم بشدت تلخه...
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
در حال حاضر 112 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 112 مهمان)