X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 12 از 521 نخستنخست ... 211121322112 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 166 به 180 از 7801
    1. Top | #166
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      مدیر برتر

      تاریخ عضویت
      04 دی 1392
      نوشته ها
      1,208
      نمایش مشخصات
      جدیدا همش زمان کم میارم اونم ب شدت !!

    2. Top | #167
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      05 آذر 1393
      نوشته ها
      2,211
      نمایش مشخصات


      صداش تو گوشم پخش میشه
      به این

      [تحت تاثیر موزیک تایپ میکند...]


    3. Top | #168
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      06 مهر 1396
      نوشته ها
      40
      نمایش مشخصات

    4. Top | #169
      کاربر باسابقه

      Mehrabon
      تاریخ عضویت
      26 شهریور 1395
      نوشته ها
      551
      نمایش مشخصات
      همیشگیم + هم اتاقیم که برنده ی سفر مشهد شد ...
      بهش میگم چیکار می‌کنی اینقدر خوش شانسی ها ؟!
      وقتی اسمشُ گفتن خیلی ریلکس داشت شام می‌خورد
      من اگه برنده شده بودم کل خاندانمو از شرق تا غرب از شمال تا جنوب و all over the World باخبر می‌کردم
      رها کن رئیس

    5. Top | #170
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      18 مهر 1394
      نوشته ها
      1,071
      نمایش مشخصات
      جینگ و جینگ ساز میادوو از بالای شیراز میاد
      شازده دوماد غم نخور نومزدت با ناز میادیار مبارک بادا ایشالا مبارک بادا


      ب شیراز وباغ ارم وعفیف اباد
      چ قد دلم برای کوچه هاش تنگ شده
      : )))
      پ.ن:با لهجه ی شیرازی بخونید شعرو
      work hard so that your idols become your rivals.
      سخت تلاش کن تا الگوهات تبدیل بشن به رقیبات✊🏃
      ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
      شما وقتی می خواستید راه رفتن را یاد بگیرید،دوره های آموزشی گذراندید؟
      نه!
      فقط تلاش کردید، شکست خوردید و دوباره تلاش کردید و موفق شدید.
      الان چرا این کاررا نمی کنید؟👊✊

    6. Top | #171
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      06 اسفند 1393
      نوشته ها
      134
      نمایش مشخصات
      باتری گوشیم 20درصده
      میذارم شارژ شه ,, میشه10 درصدنمیریم همه چی میبینیم

    7. Top | #172
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      06 مهر 1396
      نوشته ها
      40
      نمایش مشخصات
      به اینک خیلی خیلی دوست دارم

    8. Top | #173
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      05 آذر 1393
      نوشته ها
      2,211
      نمایش مشخصات


      چطور ذهنمو
      منظم کنم


    9. Top | #174
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      30 مهر 1396
      نوشته ها
      180
      نمایش مشخصات
      چرا ‌بلد نیستم با انجمن کار کنم ..
      چرا کامنتام ثبت نمیشه ؟
      ر.ا: به اینکه باید هنوزم قوی تر بشم

    10. Top | #175
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1394
      نوشته ها
      1,480
      نمایش مشخصات
      [FONT="Book Antiqua"][SIZE="4"]
      نقل قول نوشته اصلی توسط SanazBastan99 نمایش پست ها
      چرا ‌بلد نیستم با انجمن کار کنم ..
      چرا کامنتام ثبت نمیشه ؟
      ر.ا: به اینکه باید هنوزم قوی تر بشم
      اگه منظورتون عدم افزایش تعداد پستاتون هس ک باید در نظر داشته باشید پستایی ک تو تاپیکای دنباله دار بذارید شمارش نمیشن واس همین تعداد پستتون زیاد نمیشه
      ر.ا: ب عشقم این روزا
      خدا همیشه انلاینه ... کافیه دلت رو بروز رسانی کنی... اون موقع می بینی ک در تک تک لحظات کنارت بوده و هست و خواهد بود...
      ویرایش توسط .MEHRAD. : 03 آبان 1396 در ساعت 15:55

    11. Top | #176
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      17 مرداد 1393
      نوشته ها
      1,027
      نمایش مشخصات
      به اینکع واسه امتحان اناتومی فردا از کی شروع کنم :/

    12. Top | #177
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      18 مهر 1394
      نوشته ها
      1,071
      نمایش مشخصات
      ب عزیزترین فرد زندگیم که الان پیشم نیست

      به تن صداش

      ب رنگ چشماش

      ب خنده هاش

      به خودش

      به اینکه کاشکه میشد الان پیشم بود نه پیش خدا
      به اینکه الان با صدای گریم کل خانواده بیدار میشه
      ب اینکه بعد از گذشت سالها حتی ذره ای فراموشش نکردم ..همه چیزش توی یادمه
      ب اینکه زود رفت..بدون خدافظی
      ب اینکه دارم خفه میشم ....
      خدا مواظبش باش..اون عزیزدل من بود ...کسی که باهاش بزرگ شدم

      بابا بزرگ لنتی بیا ب خابم دلم برات تنگ شده..لنتی دلم میخاد بازم بغلت کنم..

      مواظب مامان بزرگم باش اونم پیشته الان.
      دلم برای اونم تنگ شده
      وای خدای من الان خفه میشم
      (((((
      .
      بچه ها اگه هنوز این دوتا فرشته مهربون رو دارید بدونید خوشیخت ترین فرد توی جهان هستین..خوشیخت ترین فرد..
      بهشون سر بزنید ..هر روز..نزارید دیر بشه..من کل عمرم با اونا بزرگ شدم..وقتی رفتن شکستم ونابود شدم..شما برین پیششون
      برید ببوسینشون...بخندونیشون...قبل اینکه دیر بشه
      وب جای منم بغلشون کنین...

      work hard so that your idols become your rivals.
      سخت تلاش کن تا الگوهات تبدیل بشن به رقیبات✊🏃
      ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
      شما وقتی می خواستید راه رفتن را یاد بگیرید،دوره های آموزشی گذراندید؟
      نه!
      فقط تلاش کردید، شکست خوردید و دوباره تلاش کردید و موفق شدید.
      الان چرا این کاررا نمی کنید؟👊✊
      ویرایش توسط parnia-sh : 04 آبان 1396 در ساعت 01:18

    13. Top | #178
      کاربر باسابقه

      Mehrabon
      تاریخ عضویت
      26 شهریور 1395
      نوشته ها
      551
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط parnia-sh نمایش پست ها
      ب عزیزترین فرد زندگیم که الان پیشم نیست

      به تن صداش

      ب رنگ چشماش

      ب خنده هاش

      به خودش

      به اینکه کاشکه میشد الان پیشم بود نه پیش خدا
      به اینکه الان با صدای گریم کل خانواده بیدار میشه
      ب اینکه بعد از گذشت سالها حتی ذره ای فراموشش نکردم ..همه چیزش توی یادمه
      ب اینکه زود رفت..بدون خدافظی
      ب اینکه دارم خفه میشم ....
      خدا مواظبش باش..اون عزیزدل من بود ...کسی که باهاش بزرگ شدم

      بابا بزرگ لنتی بیا ب خابم دلم برات تنگ شده..لنتی دلم میخاد بازم بغلت کنم..

      مواظب مامان بزرگم باش اونم پیشته الان.
      دلم برای اونم تنگ شده
      وای خدای من الان خفه میشم
      (((((
      .
      بچه ها اگه هنوز این دوتا فرشته مهربون رو دارید بدونید خوشیخت ترین فرد توی جهان هستین..خوشیخت ترین فرد..
      بهشون سر بزنید ..هر روز..نزارید دیر بشه..من کل عمرم با اونا بزرگ شدم..وقتی رفتن شکستم ونابود شدم..شما برین پیششون
      برید ببوسینشون...بخندونیشون...قبل اینکه دیر بشه
      وب جای منم بغلشون کنین...

      من میفهممت پرنیا ...

      سال آخری که مادربزرگم زنده بود ، زمستونش اومد پیش ما ...
      بهار سال بعدش فوت کرد ...
      وقتی اومد پیشمون ، یه شب من و خودش تو خونه تنها بودیم ...
      عکس بابابزرگم رو دیوار بود ...
      نیم ساعت باهاش حرف زد ...
      گفت دیدی تنهایی بچه هاتُ بزرگ کردم ؟! ...
      بی معرفت منُ ول کردی رفتی ...
      همینطوری هی حرف زد ... ساکت بودم و نگاش می‌کردم و گوش می‌کردم ...
      وقتی خبر فوتش رسید ... دو هفته بود که هی می‌گفتم زنگ بزنم به مامان بزرگ خبری ازش بگیرم ...
      نزدم ... زنگ نزدم تا ...
      گاهی خیلی زود دیر میشه ... دریابین فرصتا رو ...

      ر.ا : به همون
      رها کن رئیس

    14. Top | #179
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 آذر 1395
      نوشته ها
      523
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط parnia-sh نمایش پست ها
      ب عزیزترین فرد زندگیم که الان پیشم نیست

      به تن صداش

      ب رنگ چشماش

      ب خنده هاش

      به خودش

      به اینکه کاشکه میشد الان پیشم بود نه پیش خدا
      به اینکه الان با صدای گریم کل خانواده بیدار میشه
      ب اینکه بعد از گذشت سالها حتی ذره ای فراموشش نکردم ..همه چیزش توی یادمه
      ب اینکه زود رفت..بدون خدافظی
      ب اینکه دارم خفه میشم ....
      خدا مواظبش باش..اون عزیزدل من بود ...کسی که باهاش بزرگ شدم

      بابا بزرگ لنتی بیا ب خابم دلم برات تنگ شده..لنتی دلم میخاد بازم بغلت کنم..

      مواظب مامان بزرگم باش اونم پیشته الان.
      دلم برای اونم تنگ شده
      وای خدای من الان خفه میشم
      (((((
      .
      بچه ها اگه هنوز این دوتا فرشته مهربون رو دارید بدونید خوشیخت ترین فرد توی جهان هستین..خوشیخت ترین فرد..
      بهشون سر بزنید ..هر روز..نزارید دیر بشه..من کل عمرم با اونا بزرگ شدم..وقتی رفتن شکستم ونابود شدم..شما برین پیششون
      برید ببوسینشون...بخندونیشون...قبل اینکه دیر بشه
      وب جای منم بغلشون کنین...

      امروز پدر بزرگم بهم زنگ زد حال احوالمو پرسید گفت دلم برات تنگ شده((...یه جوری شدم اصلا وقتی اینو گفت:/......هنوز یادمه که مامان بزرگم وقتی سرطان گرفت روزای آخر بالای سرش قرآن میخوندم به بقیه میگفت منو بگن بیاد...منم می رفتم میگفرت یه عالمه ماچم میکردم....خدا همه رو بیامرزه....

    15. Top | #180
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      25 خرداد 1395
      نوشته ها
      312
      نمایش مشخصات
      به اينكه جدا بايد شروع كنم به خوندن
      بيوشيمي و فيزيولوژي رو با هم دارم
      استاد سال پيش نصف كلاس رو انداخته
      و هيچي هم نخوندم تابحال
      بابا انصافا حقمون نبود اين همه هم توي دانشگاه درس بخونيم




      Sent from my iPhone using Tapatalk

    صفحه 12 از 521 نخستنخست ... 211121322112 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 154 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 154 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. نهایی خرداد، شهریور یا دی؟ کدوم رو پیشنهاد میدی؟
      توسط M.M.B در انجمن امتحانات سال یازدهم
      پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1402, 07:08
    2. ریاضی یا تجربی؟
      توسط khParya در انجمن تغییر رشته تحصیلی
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1395, 20:50
    3. ادبیات موضوعی یا کتابهای مبحثی؟
      توسط fantom در انجمن زبان و ادبیات فارسی
      پاسخ: 15
      آخرين نوشته: 13 دی 1394, 22:35



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن