ب امام خمینی و کاراش
چن وقت پیش تو اف زمستونی یه کاپشن نصف قیمت خریدم خیلی نازه خیلی دوسش دارم
امیدوارم هوا فردا همینجوری سرد باشه بپوشمش
خدایا اووج ارزوهای مارو ببین![]()
رها چو برگ خسته در باد🍃
به اینکه چرا یه موقعایی آدم یه سری تصمیما میگیره که میدونه
اشتباهه
حماقته
پوچه
تباهه
ولی ادامش میده ! با نفهمی کامل سعی میکنه خودش رو گول بزنه که " نه ، این تصمیم من درسته و بقیه احمقن و منو درک نمیکنن " ولی نمیدونه این خودشه که داره با دستای خودش قبر خودشو آماده میکنه
امیدوارم هیچ وقت تو چنین موقعیتایی قرار نگیرید که تهش بگید " یعنی من چنین حماقتی رو کردم ! "
هیچ وقت به صدای قلبتون گوش ندید
الکی برای خودش ***** میگه
" اگه بره میمیرم ، دیگه روی خوشی رو نمیبینم و .... "
اینا یه مشت حرف مفتن ، عشق و عاشقیم کشکه ؛ کشک
اونم تو این دوره و زمونه که یا یه مشت گرگ تو کالبد بره ان و آماده ان شکمت رو سفره کنن یا اینکه نفهم تشریف دارن و فکر میکنن که چه خبره یکی داره بهت بها میده و حسش رو وقفت میکنه ! چنان بادی میندازن به غبغب که جمشید جم چنین حجمی از غرور رو تو اون وجودش نداشت .
فعلا به همینا فکر میکردم
به اینکه چرا آدما بجایِ
کمک کردن به حال خوبِ همدیگه ؛
محبت کردن به همدیگه ؛
دوس داشتنِ همدیگه ؛
شاد کردنِ همدیگه ؛
تیشه میزنن به ریشه ی همدیگه ...
قلب همدیگه رو بدرد میارن ...
همدیگه رو خورد میکنن مثل شیشه ...
پس اون همه عزت و احترام و انسانیت کجا رفته : (
چتون شده آی مردم : ((
رها چو برگ خسته در باد🍃
نه همیشه نمیتونم، منم ناراحت میشم ولی اجازه نمیدم کسی بفهمه مخصوصا کسیکه دلیلش بوده هیچ وقت اجازه نمیدم ضعفمو ببینه
ببین همه نیاز دارن دوست داشته بشن ولی من میگم ادمی که غرور و قلبتو میشکنه ارزش یک لحظه فکر کردنم نداره و باید فراموش بشه اولین راهشم اینه ارزش خودتو بفهمی
آدما عوض میشن خود تو چن سال دیگه احتمالا انقدر عوض میشی که خندت میگیره به این روزا
منم کلی گفتم *_* دقیقا چون کل فروم پر شده
رها چو برگ خسته در باد🍃
پای دوست داشتنت ایستادهام...
مثلِ درختِ کاج
روبروی پاییز...
در حال حاضر 62 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 62 مهمان)