سال 97هم با همه بدي هاش تموم شد
و چقدر زود گذشت..
انگار همين ديروز که توي با اقا جون و مامانبزرگ و مامان و بابا توي صحن کوثر حرم نشسته بوديم منتظر سال 97 بوديم
صداي سرود حرم هم پخش ميشد
همه با همه يکصدا و با ي حالت خاصي ميخونديم
.
.
یا مقلب القلوب و البصار.
بعدش کبوتر هاي حرم و ازاد کردن و بمب ترکيد
ديري ديري دين
ديري ديري دين ..
ولي دقيق يادم نيست اول بمب ترکيد بعد کبوتر ازاد ميکنن يا برعکس
بعدش هم روبروسي و برگشتيم خونه
منم فرداش بايد 6صبح پاميشدم ميرفتم تا 11شب سالن مطالعه اي که توي رودروايسي بابام ثبت نام کردم و تا 13 ماراتن داشتيم
قشنگ يادمه که فرداش که رفتم اونجا همش چرت ميزدم پشت ميز و ناراحت بودم ..تا سرمو ميذاشتم رو ميز هم مراقب از پشت سر ميزد بهم ميگف پاشو
منم همه کتابامو روهم گذاشتم و سه تا کتاب هم دورم چيدم و ژاگتموو روش پهن کردم و استتار کردم سرمو گذاشتم تا 9 خوابيدم
يادش بخير چقدر اذيت شدم
خلاصه هرچي فک کردم ديدم واقعا هيچ خاطره خوبي ازين 97وامونده ندارم
به غييير از عروسي دوستم که تازه اونم براش کلي رقص عربي تمرين کرده بودم و بعد که داشتم ميرقصيدم و مرز هاي رقص و جابه جا ميکردم وسط کار گوشوارم گير کرد به لباسم ديگه نتونستم تکون بخورم
و خيلي ريز صحنه رو ترک کردم
تازه بعدش هم که موقع اعلام کادوها با دوستام دونه دونه رفتيم کادو رو بديم نوبت من که شد داشتم از پله ها ميرفتم بالا پام ييچ خورد افتادم
جلوي مردهاا
داداشش هم بود و بهم ی پوزخند بدی زد ..
هنوز که هنوزه دوستام منو جک ميکنن
فوبياي گوشواره بلند و کفش پاشنه بلند گرفتم والا
مرسي که داري تموم ميشي
گرچه که 98هم مثل برق مياد و ميگذره
پس قدر بدونيم اين 365روزو
سال تحويل امسال توي حرم همه کسايي که يادم بمونه رو حتما دعا ميکنمم
و اميدروام 98 خيلي گوگولي و خوب باشه
واقعا از ته قلبم ميخوام همممون امسال موفق شيم
به قول محمدحسين ميثاقي بزنه بريم بالا وااي
چون ميدونم که همممون چقدر به اين موفقيته نياز داريم..
عيدتون خيلي مبارک![]()



LinkBack URL
About LinkBacks.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ با نقل قول






.gif)
.gif)
