اعتراف می کنم بچگیام خیلی شیطون بودم اونقققدری که بهم می گفتن زلزله![]()
اعتراف می کنم ی بار پسر عممو هامو که دوقلو بودن تحریک کردم بیاین خلال دندون به کاریمیادمه ی فرش 6 متریو خلال دندون کاشتیم
یهو ی پیشنهادی دادم که انتظار نداشتم اونا اونقدرر سریع بهش عمل کنن
گفتم بیاین از روی اپن بپریم روشون
و متاسفانه دو تا کودن پریدن روی خلال دندونا خلال دندونام رفت تو جیگرشون
هنوزم یادم نمیره زن عموم برگشت بهشون گفت برای چی با ابلیس
بازی می کنین هیچوووقت نمی بخشمش
اعتراف می کنم ی بارم به دختر عمه ام گفتم بیا با چادر نماز برای خودمون لباس بدوزیم اونم جدی جدی هر چی چادر تو خونه بود جمع کرد آورد من نقش خیاطو بازی می کردم اونم مشتری از روی کتاب داستانا مدل لباس انتخاب می کرد منم چادرارو پاره پاره می کردم برای دوختنشوناز عواقبشم این بوود عمه جانم 1 سال با مامانم قهر بود
![]()



LinkBack URL
About LinkBacks
یادمه ی فرش 6 متریو خلال دندون کاشتیم
گفتم بیاین از روی اپن بپریم روشون
بازی می کنین هیچوووقت نمی بخشمش
پاسخ با نقل قول


.gif)
.gif)




.gif)


.gif)
.gif)
.gif)


