خیلی خوبم....از خدا ممنونم که مشکلمو حل کرد...ممنون خداجون...دوباره میتونم درس بخونم..زندگی کنم..مرسی
خیلی خوبم....از خدا ممنونم که مشکلمو حل کرد...ممنون خداجون...دوباره میتونم درس بخونم..زندگی کنم..مرسی
<br>
5 ساعت صبح برنامه ام رو انجام دادم مونده 5 ساعت بعد از ظهر خدایا شکرت که تونستم
یه حس دیگه قلقکم میده ...
ویرایش توسط alireza424 : 26 اسفند 1394 در ساعت 14:50
حالم خوبه امروزو زیاد نتونسم بخونم امشبم ی جشن دوستانه دارم (گود بای پارتیه جعفر )
((((((:
امیدوارم همه حالشون خوب باشه((((:
حال مامانم بهتر شده
دیشبم که جشن تولد و چهارشنبه سوری خوبی بود
منم عالی...
خدایا دستت مرسی[emoji7] [emoji7]
همه چیز خوبه بجز اوضاع درسام[emoji29] [emoji29]
پسره زنگ زده واسه کلاس خصوصی
بش میگم شاگرد پسر نمیگیرم
میگه نمیشه یکاریش کنی
من حرفی ندارم...[emoji53] [emoji53]
خوشم میاد سال تاسال دکتر نمیرم
وقتیم میرم همیشه با یه جمله مواجه میشم
"چرا انقد دیر اومدی"
فک کنم سال دیگه برم که برم دکتربگن
"متاسفام"😐
اون مریضی باکلاسه رو بالاخرع گرفتم😐
"سینوزیت"اسمشو از بچگی دوس داشتم😐
عفونتش به دندونمم زده
"قوز بالا قوز"
بعضی از دکترا بوی ناب انسانیت میدن ادم هی دلش میخاد براشون از علایمش بگه
بعدش با دوست عزیزم رفتیم بیرون
این دوسه روز عجب حال و هوایی خوبی داره
ادم دلش میخاد مدام بگرده
پیشاپیش واسه مادرم کیک تولد خریدم سورپرایز بشه
اما تا شمعاشو دید گفت از جلو چشمم دور شو چقذ ادما رو سنشون حساسن
یه روز عالی بود
فکر کنم سرما خوردم...
با این هوای سرد و برفی که از صبح داره می باره سرما نخورم جای تعجب داره...
ولی در کل حس خوبی دارم...
Öyle bir mevsimki
İnsanlar havadan daha soğuk
امروز 8 صفحه درس خوندم به زور مامان جان
فک نمیکردم ژنتیکی که تو دبیرستان دوس داشتم بتونه انقد مزخرف بشه تو دانشگاه
این ترم وحشتناکه ژنتیک میکروب آناتومی سر و گردن بیوشیمی.... و هزارتا درس دیگه
الان قدر درسای دبیرستانو میفهمم
اونقد سرخوشم که فقط یه کتاب و یه خودکار با خودم اوردم خونه
امروز بازم بارون اومد خیلی حس خوبیه عین شمال شده مشهد
کلی ام گل خریدم با کلی وسیله هفت سین^__^
بوی عید میاد شدید اما کاش عید نشه
امسال سالیه که وارد دهه سوم زندگیم میشمآدم حس میکنه پیر شده خب
واسه همه لحظه های خوبم مرسی خدا
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
حس تعامل سازنده با زندگی!!!
البته هرکاری میکنم نمیتونم این حس و به آدما تعمیم بدم
لبخند بزن:>
این را مطمئن باش
هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد

گله مند....از دوست بی معرفتی که بدون خدافظی ول میکنه میره....درحالی که فقط به خاطر اونه که اینجام....
مهم نیست....
کی خوب بوده که بخوام از دیگران انتظار داشته باشم...
روز شیکی هست امروز![]()
یکی رو دوست داشت
انقدر بهش فکر کرد
که تصوری که ازش داشت
از خود واقعیش سبقت گرفت ،
بعدها دیگه خودشو دوست نداشت
تصور ذهنی خودشو دوست داشت !
در حال حاضر 665 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 665 مهمان)