آلفا اسکول

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 728 از 4006 نخستنخست ... 628718727728729738828 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 10,906 به 10,920 از 60081
    1. Top | #10906
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه

      Sarkhosh
      تاریخ عضویت
      15 تیر 1393
      نوشته ها
      1,456
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط par.rah نمایش پست ها
      کتاب های خوشگلمو که خریدم رو میخوام بخونم

      grm in use intermediate
      voc in use highintermediate
      مدیریت انسانها
      فوق طبیعت
      هوش مالی


      اصن دانشگاه باید درس خوند؟
      خوش به حالت حال می کنیا
      ما که میان ترم ها پوستمون را کنده 170 صفحه جان کوییرا و 70 صفحه فیزیک پزشکی

      Sent from my LG G3
      خلاف قوانین
      ویرایش شده.

    2. Top | #10907
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      11 مهر 1394
      نوشته ها
      517
      نمایش مشخصات
      پر از اشکم ولی میخندم

    3. Top | #10908
      کاربر فعال

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      13 مرداد 1391
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      این حسی که دارم عذابم میده...
      ولی نمیتونم خلاص شم!
      چرا آروم نمیگیرم😕

      فرستاده شده از LG-D802ِ من با Tapatalk

      من برای رسیدن به آرامش،
      تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد .


    4. Top | #10909
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      21 بهمن 1393
      نوشته ها
      722
      نمایش مشخصات
      خیلی خوبم چون بعد ده روز مامان و اجیمو دیدم

      ولی هنو بابامو ندیدم بابامو ساعت 11میبینم

    5. Top | #10910
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه

      Sharmande
      تاریخ عضویت
      23 خرداد 1394
      نوشته ها
      3,687
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط amin dehghan نمایش پست ها
      خوش به حالت حال می کنیا
      ما که میان ترم ها پوستمون را کنده 170 صفحه جان کوییرا و 70 صفحه فیزیک پزشکی

      Sent from my LG G3
      بابا ما هم همینا رو داریم بخدا
      اما من نمیخونم
      فعلا میخوام در زبان و اکسل به حد فول برسم...ترم 1 معدلم بالای 16 هم بشه کافیه واسم
      ما درس تخصصی ترم یکمون فقط شیمیه و اوکیه

    6. Top | #10911
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      27 دی 1392
      نوشته ها
      4,135
      نمایش مشخصات
      « خدا از "هیس "خوشش نمياد! »

      مادر بزرگ در حالی که با دهان بی دندان ،
      آب نبات قیچی را می مکید ادامه داد :
      آره مادر ، ُنه ساله بودم که شوهرم دادند ،
      از مکتب که اومدم ، دیدم خونه مون شلوغه
      مامانِ خدابیامرزم همون تو هشتی دو تا وشگون ریز ،
      از لپ هام گرفت تا گل بندازه
      تا اومدم گریه کنم گفت : هیس ، خواستگار آمده

      خواستگار ، حاج احمد آقا ، خدا بیامرز چهل و دو سالش بود و من ُنه سالم
      گفتم : من از این آقا می ترسم ، دو سال از بابام بزرگتره
      گفتند : هیس ، شکون نداره عروس زیاد حرف بزنه و تو کار نه بیاره

      حسرت های گذشته را با طعم آب نبات قیچی فرو داد و گفت :
      کجا بودم مادر ؟ آهان
      جونم واست بگه ، اون زمون ها که مثل الان عروسک نبود
      بازی ما یه قل دو قل بود و پسرهام الک دو لک و هفت سنگ
      سنگ های یه قل دو قل که از نونوایی حاج ابراهیم آورده بودم را
      ریختند تو باغچه و گفتند :
      تو دیگه داری شوهر می کنی ، زشته این بازی ها
      گفتم : آخه ....
      گفتند: هیس آدم رو حرف بزرگترش حرف نمی زنه

      بعد از عقد ، حاجی خدا بیامرز ، به شوخی منو بغل کرد و نشوند رو طاقچه ،
      همه خندیدند ولی من ، ننه خجالت کشیدم
      به مادرم می گفتم : مامان من اینو دوست ندارم، دوست داشتن چیه ؟
      عادت میکنی

      بعد هم مامانت بدنیا اومد
      با خاله هات و دایی خدابیامرزت ،
      بیست و خورده ایم بود که حاجی مرد
      یعنی میدونی مادر ، تا اومدم عاشقش بشم ، افتاد و مرد
      نه شاه عبدالعظیم با هم رفتیم و نه یه خراسون ،
      یعنی اون می رفت ، می گفتم : اقا منو نمی بری ؟
      می گفت هیس ، قباحت داره زن هی بره بیرون

      می دونی ننه ، عین یه غنچه بودم که گل نشده ،
      گذاشتنش لای کتاب روزگار و خشکوندنش

      مادر بزرگ ، اشکش را با گوشه چارقدش پاک کرد و گفت :
      آخ دلم می خواست عاشقی کنم ولی نشد ننه
      اونقده دلم می خواست یه دمپختک را لب رودخونه بخوریم ، نشد
      دلم پر می کشید که حاجی بگه دوست دارم ، ولی نگفت
      حسرت به دلم موند که روم به دیوار ، بگه عاشقتم ولی نشد که بگه

      گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود ، زیر چادر چند تا بشکن می زدم
      آی می چسبید ، آی می چسبید

      دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل و نون بیار کباب ببر
      ولی دست های حاجی قد همه هیکل من بود ،
      اگه میزد حکما باید دو روز می خوابیدم

      یکبار گفتم ، آقا میشه فرش بندازیم رو پشت بوم شام بخوریم ؟
      گفت : هیس ، دیگه چی با این عهد و عیال ، همینمون مونده که انگشت نما شم
      مادر بزرگ به یه جایی اون دور دورا خیره شد و گفت:
      می دونی ننه ، بچه گی نکردم ، جوونی هم نکردم
      یهو پیر شدم ، پیر

      پاشو دراز کرد و گفت : آخ ننه ، پاهام خشک شده ، هر چی بود که تموم شد
      آخیش خدا عمرت بده ننه
      چقدر دوست داشتم کسی حرفمو گوش بده و نگه هیس

      به چشمهای تارش نگاه کردم ، حسرت ها را ورق زدم و رسیدم به کودکی اش
      هشتی ، وشگون ، یه قل دوقل ، عاشقی و ...

      گفتم مادر جون حالا بشکن بزن ، بزار خالی شی
      گفت : حالا دیگه مادر ، حالا که دستام دیگه جون ندارن ؟
      انگشتای خشک شده اش رو بهم فشار داد ولی دیگه صدایی نداشتند

      خنده تلخی کرد و گفت : آره مادر جون ،
      اینقدر به همه هیس نگید
      بزار حرف بزنن
      بزار زندگی کنن
      آره مادر هیس نگو ، باشه؟
      خدا از "هیس "خوشش نمياد...
      ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
      ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ
      ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ
      ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت
      ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد
      ﻭﻟﯽ
      ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بی احساس،
      ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ،ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ،ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ !!!!
      یک ضرب المثل چینی می گوید برنج سرد را می توان خورد،
      چای سرد را می توان نوشید اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد...
      مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟!
      حتی مهم نیست کف پات نرمه یا زبر

      اما این مهمه

      که وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛
      رد پای قشنگی از خودت به جا بگذار

      همیشه میشه تموم کرد
      فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کرد...
      مواظب همدیگه باشیم !
      از یه جایی بــه بعد...............دیگه بزرگ نمیشیم؛ پـیــــــــــر میشیم
      از یه جایی بــه بعد............. دیگه خسته نمیشیم؛ می بُــــــــــــرّیم
      از یه جایی بــه بعد..........دیـگه تــکراری نیستیم؛ زیـــــــــــادی هستــــــــیم...!!
      پس قدر خودمون ، خانواده مون ، دوستانمونو، زندگيمونو و کلأ حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر خلقت بدونيم...و الا...
      محبت تجارت پایاپای نیست

    7. Top | #10912
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      05 آذر 1393
      نوشته ها
      2,211
      نمایش مشخصات
      حسِ خوب در کنارِ عزیزِدل
      حس ارامش .....حسِ جدید

    8. Top | #10913
      کاربر نیمه فعال

      khejalati
      تاریخ عضویت
      08 مهر 1394
      نوشته ها
      224
      نمایش مشخصات
      خوبم...

    9. Top | #10914
      در انتظار تایید ایمیل

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      13 آذر 1393
      نوشته ها
      235
      نمایش مشخصات
      به شدت بی اعصاب رفتم قلمچی با دفتر دار و کتابدارشون دعوام شد ادمای زبووووون نفهم خب کتابای مزخرفشونو نمی خوام به کی باید بگم ی مشت ادم وحشی زبون نفهم موندم این پولا چجوری از گلوی کاظم قلمچی پایین میره
      راستی اگه کسی کتاب خوووب از انتشارات قلمچی می شناسه به جز فیزیک پایه بهم بگین موندم این 150 تومنو چی بخرم ازشون
      کلی وقتمم گرفتن درسم نخوندم امشب اححححح

    10. Top | #10915
      کاربر نیمه فعال

      khejalati
      تاریخ عضویت
      08 مهر 1394
      نوشته ها
      224
      نمایش مشخصات
      خدایا میگم اگه راه داره چشم بابام بینا بشه ....
      یه معامله میکنیم...
      خب...
      من جونمو میدم و در عوضش چشم بابامو بهش بده...
      اگه میشه و راه داره من کاملا آماده ام...

    11. Top | #10916
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      15 مهر 1394
      نوشته ها
      415
      نمایش مشخصات
      ی حس بد...
      نمیخوام این حس موندگار بشه فقط همینو میخوام.


    12. Top | #10917
      کاربر نیمه فعال

      Sharmande
      تاریخ عضویت
      13 آبان 1393
      نوشته ها
      316
      نمایش مشخصات
      یکی بیاد منو بکشه خودم جرات خود کشی ندارم
      آدم باش همین

    13. Top | #10918
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      14 مهر 1394
      نوشته ها
      0
      نمایش مشخصات
      خیلی حالم بده[emoji17]

      Sent from my HUAWEI Y600-U20 using Tapatalk

    14. Top | #10919
      A.Z
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      23 شهریور 1394
      نوشته ها
      477
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mahro0 نمایش پست ها
      به شدت بی اعصاب رفتم قلمچی با دفتر دار و کتابدارشون دعوام شد ادمای زبووووون نفهم خب کتابای مزخرفشونو نمی خوام به کی باید بگم ی مشت ادم وحشی زبون نفهم موندم این پولا چجوری از گلوی کاظم قلمچی پایین میره
      راستی اگه کسی کتاب خوووب از انتشارات قلمچی می شناسه به جز فیزیک پایه بهم بگین موندم این 150 تومنو چی بخرم ازشون
      کلی وقتمم گرفتن درسم نخوندم امشب اححححح
      تقصیر خودتونه دیگه!
      رفتی از همون اول هرچه قدر که گفتن شما هم تقدیم کردید!؟

      حالا در هر صورت بهتون انداختن و کاری هست که شده دیگه!
      اگه میخوای بگیری کتابای جمع بندی رو بگیر؛30 سال کنکور عمومی+6 سال کنکور تخصصی تجربی رو بگیر! که میشن 4جلد... فک کنم فقط همینا به درد بخور باشن!این کتاب ها حدوداً میشه 80ت!
      برای 70ت باقی هم بگو برات 500/600تا از این پلاستیک دسته دارا
      نام: 11123885_1627474514141009_1051140811_n.jpg نمایش: 62 اندازه: 69.8 کیلو بایت
      بفرستن!
      خداییش خوب پلاستیکایی هستند! شیک هم هستن!
      کانون فرهنگی آموزش"کشمشی" 66 021

      پی نوشت: D:
      ویرایش توسط A.Z : 13 آبان 1394 در ساعت 23:30

    15. Top | #10920
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      19 مهر 1394
      نوشته ها
      124
      نمایش مشخصات
      منم امروز اصن حالم خوب نبود و نیست....ولی خوب مث همیشه میخندم و میگم شکرت که از این بدتر نیس.....

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 9 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 9 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. ضد حال یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 222
      آخرين نوشته: 15 بهمن 1397, 17:36
    2. اگه یه تابلوی بزرگ تو آسمون بود که همه میدیدنش، روش چی مینوشتی؟
      توسط نیلگون_M5R در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 256
      آخرين نوشته: 27 آبان 1397, 14:57
    3. پاسخ: 180
      آخرين نوشته: 01 دی 1393, 23:39
    4. با جرئت هستید یا بچه ننه؟ و به نظرتون با جرئت بودن یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 72
      آخرين نوشته: 26 شهریور 1393, 19:49
    5. چند درصد پایه وپیش بخونم تو تجربی؟
      توسط VCP در انجمن پرسش و پاسخ زیست شناسی
      پاسخ: 2
      آخرين نوشته: 28 دی 1392, 01:27

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن