چشام میسوزه...زود خسته میشه....از الآن چشام خسته شد...واقعا دیگه نمیتونم کتاب بخونم
چیکار کنم خدایا؟!![]()
چشام میسوزه...زود خسته میشه....از الآن چشام خسته شد...واقعا دیگه نمیتونم کتاب بخونم
چیکار کنم خدایا؟!![]()
دلمان برای هرچیز کوچک،چقدر تنگ است..
دیشب رفتیم دانشگاه بالای تپه هوا سرد بود مریض شدملرز دارم در حد مرگ
از شدت تب امروز 12ساعت خابیدم البته هر 2ساعتی ی بار بیدار میشدم
2تا از بچه ها واسه همیشع رفتن نامرداااا صب که میومدم دلم نیومد بیدارشون کنم
#ye rooze gand
امروز خیلی باحال بود از صبح تا 12ظهر فیلم نگاه کردم!!!!
بعد بکوب درس خوندم شد 10/30.
روزای دیگه بدون فیلم و.... این قدر هم نمیشد.واقعا حس خوبی دارم!!!!

ولی حال من خوب است تو باور کن....
امشب داییم بعد چند ماه از رامسر اومده بود شب خوبی بود خیلی خوش گذشت...عالیم...![]()
Öyle bir mevsimki
İnsanlar havadan daha soğuk
می دونی چیه رفیق؟
حکایت زندگی ما شده مث "دکمۀ پیراهنِ"
اولی رو که اشتباه بستی تا آخرش اشتباه می ری .
بدبختی اینه که زمانی به اشتباهت پی می بری که رسیدی به آخرش...![]()
میخوام سر صبحی 1کم حال و هواتونو عوض کنم![]()
میخوام از چنتا درد دخترونه براتون بگم ...
.
.
دخترا آماده باشین گـــــــریه کنـــــید !!!
.
.
فک کن تازه لاک زده باشی و حواست نباشه , دست کنی تو موهات !!!
از اون بدتر لاک زدی و دیرت شده و میخوای دکمه هاتو ببندی !!!
از اون فاجعه تر وقتی کامل آرایش کردی و میخوای لباس یقه اسکی بپوشی !!!
فک کن با کلی وسواس ریمل زدی یهو عطسه کنی!!!
بعد مثلا از بیرون میای و آرایشتو پاک میکنی , همون موقع کار پیش میاد باز باید بری بیرون !
صدای گریه ی اون آخریا نمیادااااا
ناله بزن ماشالا.......
صداتو آزاد کن از ته دلت
خیلی بده خدا نصیب هیچ دختری نکنه![]()
دلمان برای هرچیز کوچک،چقدر تنگ است..
ویرایش توسط laleh74 : 28 مهر 1394 در ساعت 07:57

خـــــــــــــــــــــــــــــــــوب
لبخند بزن:>
این را مطمئن باش
هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد
یکم بی حوصله
و تو آهسته آهسته بلند میشوی
و راه می افتی و می روی
و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود
اما آبدیده می شوی
و می آموزی که از جاده های ناشناس نهراسی
از مقصد بی انتها...از نرسیدن نهراسی
و تنها بروی و بروی و بروی...
خوووبم
بعد از یک ماه اومـــدم خونمون![]()
میخواهی قضاوتم کنی؟؟؟
کفش هایــــم را بپــوش
راهـــم را قــدم بزن
دردهایـــم را بکــش
سـال هایـم رابگـذران
بعـــد قضـاوت کن...!!!
امروز بگی نگی بد نبود
ریاضیو 18 شدم کلی معلم ریاضیمون تحویلم گرفت
عوضش معلم زبان فارسی کلی ضایعم کرد یادم رفته بود خودآزمایی خاک تو سریوووووو بنویسم
جریمم کرد ده خط با 5 تا خودکار رنگی که هر کلمه یرنگ باشه بنویسم
زین پس با تعقل و تفکر تکالیفم را انجام میدهم
![]()
در حال حاضر 9 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 9 مهمان)