اینم یه استنباطه .ولی هم نوع خواری با کشتن فرق میکنه مثل شیر نر که کتاب گفته بچه شیر ها رو میکشه پس صیادی نمیتونه باشه چون صحبتی از خوردن نکرده و اینکه صیادی تا جایی که میدونم درون یک گونه تعریف نشده بلکه درون اجتماع زیستی تعریف شده این استنباط منه حالا باز با دلیل شما شک کردم که استنباطم غلطه ..😫 یکی بیاد ما رو راهنمایی کنه لطفا
سلام دوستان
ما میگیم گلوکز سوخت رایج سلول هست میشه بقیه سوخت ها رو بگید?
و این ک در محل هستک ۲۸ نوع مونومر داریم و ۸ نوع نوکلوتید در ساختار نوکلیک اید ها درسته?
صیادی نوعی رابطه همزیستی هست که در کتاب درسی همزیستی بین گونه های مختلف هست.اما نکته ای رو که فراموش کردید در هر جمعیت رقابت هم وجود داره اما رقابت نوعی رابطه جداست که ممکنه به کشتن همدیگه هم ختم بشه.
در صیادی،صیاد شکار رو صید میکنه ولی در عنکبوت بیوه سیاه،عنکبوت نر به عبارتی فداکاری میکنه نه اینکه عنکبوت ماده اون رو شکار کنه.
در حاشیه:مثلا فروکتوز قند مصرفی اسپرم ها هست.
در ضمن انرژی مصرفی سلول ها atp هست که از متابولیسم مواد مختلفی مثل کربوهیدرات ها،لیپید ها،پروتئین ها و ... تامین میشه اما مهمترین منبع تامینش همون گلوکز هست.
در هستک 20 نوع آمینو اسید 8 نوع نوکلئوتید(ریبونوکلئوتید و دئوکسی ریبونوکلئوتید) میتونه یافت بشه.
ادامه میدم چون این راهیه که خودم انتخاب کردم...
سلام ، ما باید اول یه مرز بندی بین غذا ساز ها داشته باشیم، غذا ساز ها چند دسته هستن تو گیاهان ، فتولیتوتروف ها ، فتوتروف ها ، فتو ارگانوتروف ها ، شیمیوتروف ها همین دسته هم خودش دو قسمته شیمیولیتوتروف و شیمیوارپانوتروف و ... که تو حوصله ی کنکور نیست ، همه ی گیاهان بخش هایی دارن که غذا سازی میکنن ، تو رفرنس های معتبر میگن kingdom of plantae یعنی سلسله ی گیاهان ، پس نتیجه میگیریم گیاه گوشتخوارم بخش هایی داره که غذا سازی میکنه ولی ممکنه نوع غذا سازیش صرفا فتوتروفی نباشه
ویرایش توسط hamed70t : 06 خرداد 1396 در ساعت 23:02
سیناپس محلی هست که پیام عصبی از پایانه اکسون به دندریت نورون دیگه یا سلول ماهیچه ای یا غده انتقال داده میشه ؛ سیناپس ها هم میتونن بصورت الکتریکی باشن هم بصورت شیمیایی .
حالا نورون پیش سیناپسی تو محل سیناپس میتونه مهار کننده باشه یعنی جلوی فعالیت عملی خاص تو سلول هدف رو بگیره ( سلول هدف : نورون / ماهیچه / غده ) ؛ هم میتونه باعث فعال شدن عملی خاص توی سلول هدف خودش بشه ؛ پس دلیل اصلی نورون پیش سیناپسی هست ( سیناپس فقط محلی برای انتقال پیامه ) ؛ حالا این انتقال توسط چه عاملی انجام میشه ؟ اینجاست که انتقال دهنده های عصبی مطرح میشن ؛ انتقال دهنده های عصبی وظیفه ی منتقل کردن پیام عصبی بین نورون پیش سیناپسی و سلول هدف رو دارن ؛ حالا اگه در محل سیناپس ما انتقال دهنده های عصبی رو ببینیم این میشه یه سیناپس فعال ( که گفتم بنا به وضعیت نورون پیش سیناپسی میتونه فعال کننده یا مهار کننده باشه ) ؛ حالا اگه ما تو محل سیناپس انتقال دهنده ای نداشته باشیم به این سیناپس میگن غیر فعال . مثالش مکانیسم انعکاس تو زرد پی زیر زانو ؛ ما چهارتا نورون شرکت کننده تو این انعکاس داریم ؛ که سه نوع حسی ، حرکتی و رابط هستن ؛ پنج تا هم سیناپس داریم تو این انعکاس ، سیناپس نورون حسی با نورن رابط فعاله چون باعث انتقال پیام از نورون پیش سیناپسی حرکتی به نورون رابط میشه و تو محل سیناپس انتقال دهنده میبینیم ؛ سیناپس نورون حسی و نورن حرکتی ماهیچه ی جلوی ران هم فعال هست ؛ سیناپس نورون حرکتی و میون ماهیچه ی جلوی ران هم فعال هست ( انتقال دهنده استیل کولین ) و باعث میشه ماهیچه جلوی ران منقبض بشه ( پس نتیجه ی فرمان نورون پیش سیناپسی ، منقبض شدن ماهیچه ی جلوی ران هست پس این سیناپس فعال کننده هستش ) ؛ سیناپس نورون رابط و نورون حرکتی ماهیچه ی عقب ران هم فعال هست ( دستور این سیناپس غیر فعال کردن حرکت ماهیچه ی عقب ران هست پس این سیناپس مهار کننده هست ) ؛ آخرین سیناپس هم سیناپس نورون حرکتی عقب ران با میون ماهیچه عقب ران هست ، این سیناپس انتقال دهنده نداره ، چون نمیخواد که ماهیچه ی عقب ران هیچ کاری انجام بده ؛ پس این سیناپس غیر فعاله .
امیدوارم حوصله ات سرت نرفته باشه اینقدر حرف زدم و همینطور متوجه شده باشی![]()
ر جانورشناسی به عمل مصرف تمام یا بخشی از بدن فردی از یک گونهٔ جانوری توسط فردی دیگر از همان گونه به عنوان غذا، عمل همنوعخواری (Cannibalism) میگویند. واژه Cannibalism (همنوعخواری) برگرفته از نام مردم جزیرهای بنام Canibaless میباشد. این قبیله جنگجو عادت ناپسندی داشتند و آن اینکه با اجساد دشمنانشان یا اسرای جنگی مهمانی میگرفتند. این اسم امروزه برای هر جانوری که سایر اعضاء هم گونهاش را موردمصرف غذایی قرار دهد بکار میرود.
بر خلاف آنچه پیش از این پنداشته میشد، همنوعخواری تنها از روی گرسنگی شدید یا حالتهای غیرطبیعی رخ نمیدهد بلکه در گونههای مختلفی از جانداران به طور معمولی نیز رخ میدهد. حدود ۱۴۰ گونه مختلف نسبت به همنوعخواری درشرایط مختلف تمایل نشان میدهند. در واقع، دانشمندان اکنون به این نتیجه رسیدهاند که همنوعخواری در سراسر جوامع طبیعی رواج دارد.
خوردن همنوع بهویژه در جوامع آبزی دیده میشود. در حدود ۹۰ درصد از سازوارههای آبزی در مرحلهای از زندگی خود دست به همنوعخواری میزنند. همنوعخواری ویژهٔ جانوران گوشتخوار نیست بلکه در میان گیاهخواران و پودهخواران نیز رواج دارد.[۱] هم نوع خواری در میان مهره داران پستتر و بی مهرگان نیز بسیار رایج است و اغلب به این علت صورت میگیرد که جانور شکارگر، هم نوع خودش را با صید اشتباه میگیرد. اما علاوه بر این در میان پرندگان و پستانداران نیز خصوصاً زمانی که غذا کمیاب میشود این حالت دیده میشود.
بطور کلی هم نوع خواری میتواند به عنوان شکل ویژهای از رفتار تغذیهای به شمار رود که گونه شکارگر همنوع خودش را صید میکند و یابه سادگی از آن تغذیه میکند. تعداد بسیار کمی از گوشتخواران عالی مثل گرگها و ببرها هم نوع خود را میخورند حتی انواعی که این کار را انجام میدهند، مثل کفتار خالدار، همنوعخواری از نوع غیرفعال دارند. در مقابل، همنوعخواری در میان جانوران پستتر بسیار رایج است مثل شیخک یا لارو کفشدوزک که اغلب نتیجه عدم توانایی جانور در تشخیص میان هم نوع خودش و صیدش است. در گونههایی مثل لارو وزغ پابیلچهای و سوسک آرد، همنوعخواری به صورت یک ویژگی ارثی ظاهر میشود.
همنوعخوار فعال پیش از خوردن هم نوعانش، عملاً آنها را صید میکند و میکشد. همنوعخوار غیرفعال سادهتر عمل کرده و از لاشه هم نوعش که شاید به طور اتفاقی با آن برخورد کرده باشد تغذیه میکند. علاوه بر این همنوعخواری فعال ممکن است به اشکال مختلفی رخ دهد. مثلاً در برخی گونهها فقط بین جانوران یک نسل رخ میدهد درحالیکه در میان سایر گونهها رایجترین حالت میان بالغین و زادههای آنهاست
همنوعخواری شاید عملی کاملاً زیانبار و نابودکننده به نظر رسد اما در حقیقت میتواند کاملاً مفید واقع شود. گونه همنوعخوار حریصانه و به طور آشکار، نوع خودش را به سرعت از بین میبرد. اما زمانی هست که همنوعخواری در پاسخ به افزایش جمعیت رخ میدهد. مثلاً شانس یک گونه را برای زنده ماندن افزایش میدهد چراکه اگر جمعیتی به سرعت و بیحد رشد کرد میتواند ذخیره غذائیش را به طور کامل از بین ببرد. در طی زمستان سخت یا خشکسالی، زمانیکه غذا نایاب میشود، واضح است که به نفع گونه خواهد بود اگر حداقل بعضی از افراد جمعیت برای زنده ماندن، خوب غذا مصرف کنند و سالم بمانند ولو اینکه اینکار به ضرر عدهای دیگر تمام شود. درمیان جانورانی که زادههای فراوان دارند همنوعخواری در بین خواهرها و برادرها، هم رسیدن جوانها به سن بلوغ را تضمین میکند و هم نسل گونه ادامه مییابد.
منبع : ویکی پدیا
دوستان این تعریف کتاب ابهام نداره ؟
یعنی یه جا گفته گیرنده های پوست خودشون دندریت یک یا چند نورون هستن بعد گفته اغلب دندریت های این گیرنده ها ( که خودشون دندریت هستن ) دارای بافت پیوندی هستن ؟ یعنی دندریت یه دندریت دیگه ؟
در حال حاضر 17 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 17 مهمان)