X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 6 از 18 نخستنخست ... 56716 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 76 به 90 از 260

    موضوع: الهـــــی...

    1. Top | #76

      تاریخ عضویت
      28 مهر 1391
      نوشته ها
      53
      نمایش مشخصات
      الهی؛

      پشتِ دیوارِ گناهانم؛
      بنویس : جوانی ...
      کودک که بودم؛
      تاب بازی، بهانه ی خنده های بلندم بود؛
      حالا که بزرگ شده ام؛
      چه بیتاب شده ام ...



    2. Top | #77
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      04 شهریور 1391
      نوشته ها
      1,140
      نمایش مشخصات



      استجابت دعا
      مردي از ميان جمع بلند شد و گفت:
      ” چه کنيم که دعايمان مستجاب شود؟”
      حضرت پاسخ داد: با زباني دعا کنيد که با آن گناه نکرده باشيد.
      مرد متعجب و ناراحت گفت: يا رسول الله (ص) همه ما زباني آلوده به گناه داريم!
      حضرت فرمودند : زبان تو براي تو گناه کرده است نه براي برادر تو .
      پس زبان تو نسبت به برادرت بي‌گناه است و زبان او نسبت به تو .
      براي يک‌ديگر دعا کنيد تا مستجاب شود . . .
      التماس دعا در اين شبهاي قدر . . .

      فرستنده : Hedye

    3. Top | #78
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      19 تیر 1392
      نوشته ها
      103
      نمایش مشخصات
      خداي خوبي داريم . . .

      آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگين گناه ،

      اگر پشيمان شويم و توبه کنيم باز هم مهربانانه ما را مي بخشد . . .

      و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختيارمان مي گذارد . . .

      آري خداي خوبي داريم ...

      خدايي که مشتاقانه ما را مي نگرد ،

      با چنين خداي بخشنده و مهرباني ؛

      نااميدي از درگاهش معنايي ندارد . . .

    4. Top | #79
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      19 تیر 1392
      نوشته ها
      103
      نمایش مشخصات
      چشمهايت را ببند ،
      در دلت با خدا سخن بگو ،
      به همان زبان ساده ي خودت سخن بگو ؛

      هرچه ميخواهي بگو ، او ميشنود . . .

      شايد بخواهي تورا ببخشد ،
      يا آرزويي داري ،
      شايد دعايي براي يک عزيز و يا شکرش ،
      بــگو ميشنود . . .

      اين لحظه ي زيبا را براي خودت تکرار کن ؛
      پــرواز دلـت را حـس خواهـي کـرد . . .

    5. Top | #80
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      19 تیر 1392
      نوشته ها
      103
      نمایش مشخصات
      يوسف مي دانست که تمام درها بسته اند ؛

      اما بخاطر خدا و تنها به اميد او ،

      به سوي درهاي بسته دويد و تمام درهاي بسته برايش باز شد ...





      اگر تمام درهاي دنيا هم به رويت بسته شدند ؛

      تو هم بخاطر خدا و با اعتماد به او ، به سوي درهاي بسته بدو ،

      چون :

      خــداي تــو و يوســف يکـيــسـت ...

    6. Top | #81
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      19 تیر 1392
      نوشته ها
      103
      نمایش مشخصات
      گفتم : خدايا همنشينم باش ،

      گفت : من مونس کساني هستم که مرا ياد کنند ؛

      گفتم : چه آسان به دست مي آيي !

      گفت : پس آسان از دستم نده ...

    7. Top | #82
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      19 تیر 1392
      نوشته ها
      103
      نمایش مشخصات
      آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را ،

      و دريايى غرق نمي کند "موسى" را ؛

      کودکي، مادرش او را به دست موجهاى "نيل" مي سپارد ،

      تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش ؛

      ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند ،

      سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد !

      مکر زليخا زندانيش مي کند ،

      اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند...

      از اين "قِصَص" قرآنى هنوز هم نياموختي؟!

      که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

      و خدا نخواهد ؛

      نمي توانند ...

      او که يگانه تکيه گاه من و توست !

      پس ؛

      به "تدبيرش" اعتماد کن ،

      به "حکمتش" دل بسپار ،

      به او "توکل" کن ؛

      و به سمت او "قدمي بردار" ،

      تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني...


    8. Top | #83
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      19 تیر 1392
      نوشته ها
      103
      نمایش مشخصات
      روی پـــــرده ی کعــبه ؛

      این آیه حک شده اســت :

      نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ

      و مـــن . . .
      هنــــوز و تا همیشــه
      به همین یک آیــه دلخــوشــــم :

      " بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ی مهــــربانم ! "

    9. Top | #84
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      11 فروردین 1392
      نوشته ها
      513
      نمایش مشخصات
      نام: 1005220_553445538051095_1043178639_n.jpg نمایش: 22 اندازه: 17.9 کیلو بایت
      تو نقش اول این عاشقونه ای
      من با تو گیشه ها رو فتح میکنم

    10. Top | #85
      کاربر باسابقه

      Sarkhosh
      تاریخ عضویت
      20 مهر 1391
      نوشته ها
      1,058
      نمایش مشخصات
      خدایا
      من جز توکسی رو ندارم
      نگاهم به آسمونه و رحمتت
      خدایا
      ازت یه خواهشی بکنم؟
      خدایا تو رو به گونه های خیسم قسم میدم
      دستمو ول نکن
      هیچوخت!

    11. Top | #86
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      24 فروردین 1392
      نوشته ها
      79
      نمایش مشخصات
      الهی! اگر خامم، پخته‌ام كن، و اگر پخته‌ام، سوخته‌ام كن.

      الهی! مكش این چراغ افروخته را، و مسوزان این دل سوخته را، و مَدَر این پرده دوخته را، و مران این بنده آموخته را.

      الهی از آن خوان كه از بهر خاصان نهادی، نصیب من بینوا كو

      اگر می‌فروشی، بهایش كه داده و گر بی‌بها می‌دهی بخش ما كو؟

    12. Top | #87
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1391
      نوشته ها
      1,107
      نمایش مشخصات

      مـــــــــــا آزمـــــــــوده ایمــــــ در این شهــــــــــــــر

      بختــــــــــــــــــــ خویش

      بیــــــــــــــرون بایــــــد کشیـــــــــد از این ورطــــه

      رختـــــــــــــــــ خویش


    13. Top | #88

      Sheytani
      تاریخ عضویت
      12 مهر 1392
      نوشته ها
      0
      نمایش مشخصات

      خدایا!
      تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم،تو را بخشنده دیدم و گنه کار شدم،تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم،تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم،تو را مهربان دیدم و هر لحظه به سویت آمدم،
      تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی...؟


    14. Top | #89

      Sheytani
      تاریخ عضویت
      12 مهر 1392
      نوشته ها
      0
      نمایش مشخصات
      خدایا مرا ببخش..از اینکههمیشه از تو می خواهم..اما تو را نخواستم...


    15. Top | #90

      Sheytani
      تاریخ عضویت
      12 مهر 1392
      نوشته ها
      0
      نمایش مشخصات
      از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود.
      فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.
      انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.
      خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...
      و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.
      انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد.
      خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود.

    صفحه 6 از 18 نخستنخست ... 56716 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن