بازگرد به من
به من
به رگ هایم که خشک می شوند کم کم
و زبانم
که کویر شده بی تو.
باز گرد و این لبان خشک بی رمق را به بوسه ای
انگشتی
اشکی
بلرزان
بازگرد به من
به من
به رگ هایم که خشک می شوند کم کم
و زبانم
که کویر شده بی تو.
باز گرد و این لبان خشک بی رمق را به بوسه ای
انگشتی
اشکی
بلرزان
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
نهگاهی
همیشه برای عاشق شدن
به دنبال بارالبخند تو را در باران میخواستمن و بهار و بابونه نباش
میخواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم…
در انتهای خارهای یک کاکتوس
به غنچه ای می رسی
که ماه را بر لبانت می نشاند
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
فاجعــــه یعنى…
آنقدر در تو غــرق شـــده ام
که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم!!
عشـــق یعنى همین…
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
عطرها بی رحم ترین عنصر زمین اند . . .
بی آنکه بخواهی میبرنت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی …
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
کمبود خواب
بایک روز مرخصی حل میشود
کمبود وقت
بامدیریت زمان
سایرکمبودها نیز علاجی دارند
باکمبود دستهایت چه کنم؟
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش
رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،
و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت را به تــآراج میبــَرد،..
مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد…
مــهــِم این استــ که فـــَقــَط بــــآشـَد،
زِندگیـــ کــُند ، لــِذَت ببرَد و نــَفــَس بـــکشــَد …
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
خوبم …!
باور کنید …؛
اشک ها را ریخته ام …
غصه ها را خورده ام …؛
نبودن ها را شمرده ام …؛
این روزها که می گذرد …
خالی ام …؛
خالی ام از خشم، دلتنگی، نفرت …؛
و حتی از عشق …!
خالی ام از احساس …
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
می دانم تا پلک به هم بزنم
می آیی ؛ با انار و آینه دردست هایت !!
.
به قول ِ فروغ :
” من خواب دیده ام ”
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
بــــاز هـــــم خیال تــــو
مــــرا
“برداشــــت”
کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم!
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
این روزها می گذرند اما ،
من از این روزها نمی گذرم
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
عادت دارم هــــــــــرروز
جایِ انگشــتانم را از روی شیشـه یِ مانیتور پاک کنم
آخـر نوازش کردن عکـــــس هایت عادت من است
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
می دانم خیلی غلط می کند
ولی چه کنم
دلَم تو را می خواهد
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
دوست دارمش وندارمش !
دوستش ندارم ودارمش !
اين ميان يكي ديوانه است!
احتمالآبه گفته ي او
من..
چقد بزرگ شدین شماها !!! خخخ ! دم همه بچه های انجمن کنکور گرم
غمگــےـنم
בُرستـــــ مثلِ
בפֿـتـرے
ڪـﮧ عــآشقِ ωــربــاز בشمـטּ شـבه استـــــ ...
قُلهـ اے کهـ چَنـב بآر فَتحـــ شَوَב ؛
بےشَکـ روزے تَفریحگآهـ عُموُمـــ×ـــے میشَوَב!
موُآظِبـ دِلِتـ بآشـ !..
![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)