بـــازگشته امـــ از ســَــفر... سَــــفر از مــَـن بـــاز نِمي گـــردد !!
امشب خانه ی دلم ویران شده
امشب زمزمه ای در گوشم می شنوم
زمزمه ای از صدای تو
صدایی که با غم یکی شده
کاش قبل از شکست دلت می مردم کاش هزاران بار می شکستم و شکست تو را نمی دیدم
یک حبه قند
درفنجان قهوه ی تلخ ...
شیرین نمیشود
دو حبه قند
در فنجان قهوه ی تلخ ...
شیرین نمیشود
سه حبه ، چهار ، پنج ...
اصلاً تو بگو یک دنیا قند
در این دنیای تلخ
نه!
تو نیستی فالِ این زندگی..
حـالا کـه میـخـواهـی بـروی لطفــا قـدمـهـایـت را تنـدتـر بـردار ...
دلـم را فـرستــاده ام دنبـالِ نخــود سیـــاه . . .
به زخمهایم می نگری ... ؟!
درد ندارند دیـــــــــــــــگر ...
روزی که رفتـــــــــــــــی ،
مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد !
مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند ... !
حرف آخرم این اســـــــــــــــت ...
برنگرد دیـــــــــــــــگر !!
زنده ام نـــــــــــکن ... !
دست بـــــ ِ سر مـی کنم ثانیــه ها را ؛
دلمـــــــــــ ـــــــ ـــ ..
یکــــ اتفــاق ِ ناخوانده مـی خواهــد .
من در سرزِمـیـنـی زنـدگـی مـیـکـنـم که
تـنـها"خـدایـش"از پـشـت خـنـجـر نـمـیـزنـد!!
"خدایــــــــــا"دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن....
بخند
بلندتر بخند
جدی نگیر افتادن هایم را
تلو تلو خوردن هایم را
و این کلاهی که به سرم زار می زند
بخند
بلندتر بخند
دلقک شده ام که بخندانمت...
قیـــافـــه ام تــــابـــلـــو شده بود!
گفتن: چی میکشی؟!!!
گفتم: زجـــــــــــــــر!
گفتن: نه یعنی چی مصرف میکنی ؟
گفتم: زنـــــدگـــــی...!
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)