آنچه که احتمالا رخ داده
خلبان هواپیما که سابقه بیش از 18 هزار ساعت پرواز را داشته، هیچ گونه پیام هشدار یا درخواست کمکی نداده است. هیچ نشانهای دال بر اشتباه وجود ندارد و البته عملی غیرعادی هم رخ نداده است؛ چرا که نخستین اولویت خدمه پروازی در موقعیتهای اضطراری مواجهه با شرایط موجود است. دستورالعمل رسمی چنین شرایطی میگوید: «پرواز کن، هدایت کن، بعد تماس بگیر». به همین دلیل است که خلبان پاتریک اسمیت، سکوت رادیویی پیش از گم شدن هواپیما را مورد عجیبی به شمار نمیآورد. وی میگوید: «در واقع ارسال پیام اضطراری عملی غیرعادیتر است. به عقیده من یکی از دو حالت زیر رخ داده است: نخست آنکه رخدادی بسیار فاجعهآمیز و چنان ناگهانی رخ داده که زمانی برای ارسال پیام نمانده است. دوم آنکه خدمه پروازی به گونهای آموزش دیده بودند که تماس با پایگاه زمینی اولویت ثانویه آنها در مواجهه با موقعیتی بوده است که در آن گرفتار شدهاند.»
این مساله شاید توضیح دهد که چرا خلبان ظهیر احمد شاه و کمک خلبان اول وی، فریق الحمید راجع به مشکل پیش آمده به برج مراقبت خبر نداده یا درخواست کمک نکردهاند.
نکاتی که به ابهامها می افزاید
این موضوع که خلبانها در تماس دایمی با کنترل ترافیک هوایی هستند، یا اینکه هواپیماها به شکل پیوسته روی رادار دیده میشوند، تصور غلطی است. زمانیکه هواپیما 150 یا 200 کیلومتر از ساحل دور میشود، رادار دیگر کارایی ندارد. دلیل آن هم چیز عجیبی نیست: اگرچه میزان دقیق برد رادارهای ساحلی به نوع رادار، وضعیت آبوهوایی و پارامترهای دیگر بستگی دارد، ولی به هر حال برد رادار محدود است.بر فراز اقیانوس هواپیماهای تجاری عمدتا از امواج رادیویی فرکانس بالا برای ارتباط استفاده میکنند. خدمه پروازی در «نقاط گزارشدهی» مسیر پرواز وضعیت خود را ثبت میکنند و موقعیت هواپیما، سرعت باد و ارتفاع پرواز را گزارش میدهند. البته داشتن سکوت رادیویی بین نقاط پروازی مسالهای غیرعادی نیست، چرا که در ارتفاع 10 هزار متری بالای زمین پرواز معمولا بدون حادثه مهمی انجام میشود. سامانههای ارتباطی برخی از هواپیماها نیز نیازی به تماس خلبان ندارند و رایانههای مدیریت پرواز به صورت خودکار اطلاعات را از طریق ارتباطات ماهوارهای مخابره میکنند.
اگرچه سامانههای پیشرفته امروزی مدیریت پرواز از جیپیاس برای ناوبری استفاده میکنند، اما نکته ظریفی در این میان وجود دارد: این سامانهها تنها به هواپیما اطلاع میدهند که کجا قرار دارد، و موقعیت هواپیما را به کنترل ترافیک هوایی گزارش نمیدهند. مثل این میماند که تلفن همراه هوشمند خود را به قلب کویر لوت ببرید: جیپیاس گوشی تلفنتان به شما میگوید که کجا هستید؛ اما نمیتوانید از برنامه «جستجوی تلفن» استفاده کنید، چرا که اصولا پوشش تلفنی در آن منطقه وجود ندارد. اگرچه با استفاده از ارتباطات ماهوارهای امکان ارسال بلادرنگ اطلاعات از هواپیما وجود دارد، اما برقراری چنین سامانهای در مقیاس صنعتی دهها میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
با تمام این اوصاف، جوزف معتقد است سکوت پرواز 370 به شدت غیرمحتمل است. اغلب هواپیماهای تجاری نشانگر موقعیت اضطراری دارند که خدمه پروازی میتوانند آن را در کسری از ثانیه راهاندازی کنند. این نشانگر در شرایط خاصی مانند برخورد به آب نیز به شکل خودکار به کار میافتد؛ اگرچه در عمق زیاد کارایی ندارد. هرچند سامانههای هوانوردی غیرنظامی فاقد ایستگاه راداری یا دیگر فناوریهای ردیابی در دریا هستند، اما سازمانهای نظامی و امنیتی به احتمال فراوان چنین امکاناتی را در اختیار دارند. این امکان وجود دارد که یک کشتی، هواپیما یا ماهواره دولتی سرنخی داشته باشد؛ همانند حادثه سال 1983 / 1362 که طی آن جت جنگنده روسی پرواز 007 خطوط هوایی کرهجنوبی را ساقط کرد.
عملیات جست و جو بر فراز آب های چین برای پیدا کردن رد گرفته شده از هواپیمای گمشده