در عشقِ توام نصیحت و پند چه سود
زهرآب چشیدهام مرا قند چه سود
گویند مرا که، بند بر پاش نهید
دیوانه دلست، پای در بند چه سود
مولوی
نمایش نسخه قابل چاپ
در عشقِ توام نصیحت و پند چه سود
زهرآب چشیدهام مرا قند چه سود
گویند مرا که، بند بر پاش نهید
دیوانه دلست، پای در بند چه سود
مولوی
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد .
دارم از زلـف تـو اسـبـاب پـریـشـانـی جـمع
ای ســر زلــف تــو مــجــمــوع پـریـشـانـیـهـا
((جناب شهریار))
اى كـاش
دلـم پنجـره اى ديگر داشت،
اى كـاش
دلـم فقط شقـايق مى كاشت،
اى كـاش
كسى مى آمد و غـم ها را
از قلبِ اهـالىِ زمـين
بر مى داشت ...
#سهراب_سپهرى
تا سپیده دم گلبرگ هاي یاس را به جاي تو در آغوش مي گیرم..
فريدون مشيري
من چه قدر دلم می خواهد
همه داستان های پروانه ها را بدانند که
بی نهایت بار در نامه ها و شعر ها
در شعله ها سوختند . تا سند سوختن نویسنده شان باشند .
پناهی
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
مولانا
Sent from my SM-J320F using Tapatalk
نالم ز دل چو نای من اندر حصار نای
پستی گرفت همت من زین بلند جای
یاران همه رفتند ولی باکی نیست
ازدست نداده ایم تنهایی را...
از آن روزی که دلتنگـی گرفتـم
برایـش کاورِ سنگــی گرفتـم
گمان کردی دلم را برده ای ، نه ؟از آن ده تا کُپـی رنگی گرفتم !
محبوب دلم زمن جدایی تاکی؟؟
من در طلب و تو بی وفایی تاکی؟
یک عمر در شرار محبت گداختم
تا صیرفی عشق چه سنجد عیار من
استاد شهریار
نهنگی دید مرگش را ولی دل را به ساحل زد
من از پایان خود آگاهم اما دوستت دارم ...
محمد حسين عاملی
مــــردم همه
تــــو را به خــــدا
سوگنــــد می دهند
اما بــــرایِ من
تــــو آن همیشــــه ای
که خــــدا را به تــــو
سوگنــــد می دهم...
قيصر امين پور