نادر از هند نبرد/آنچه تو بردی ز دلم
نمایش نسخه قابل چاپ
نادر از هند نبرد/آنچه تو بردی ز دلم
میان ماه من تا ماه گردون/تفاوت از زمین تا آسمان است
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست/لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تحصیل عشق و رندی اسان نمود اول واخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
لب دوخته هر که را بدو راز گفت دهر **** تا باز نشود ز کس این راز گفته را
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بی نوارا
این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند
غم نداریم ، بزرگ است خدای خودمان
نگاهت با نگاهم کرد برخورد خدا مرگت بده حالم بهم خورد !!!
در این سرای بی کسی کسی بدر نمیزند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
دنیا دیگه مثل تو نداره نداره نمیتونه بیاره !!
هماي اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذري بر مقام ما افتد
دوست انست که بگیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
یار اگر با ما گهی صلح و گهی پیکار داشتما حریف عشق او بودیم و با ما کار داشت
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است ای به فدای آن نگاه این چه نگاه کردن است