مغلطه توسل به بدبختی یا
توسل به فلاکت مغلطه ای است که در آن شخصی برای اثبات برهان خود یا رد برهان شخص مقابل، قبول کردن آن را مساوی یک بدبختی و فلاکت می داند و به دلیل آن که دوست ندارد آن فلاکت صحیح و واقعی باشد، فرض می کند گزاره مطرح شده اشتباه است.
حالت کلی:
شخص A گزاره ای را مطرح می کند.
شخص B گزاره را قبول نمی کند و توضیح می دهد اگر این گزاره صحیح باشد چقدر دنیا فلاکت بار و بدبختانه خواهد بود و سپس نتیجه می گیرد گزاره صحیح نیست.
علت مغلطه بودن:
شخصی که این مغلطه را می کند فرض کرده در دنیا هیچ چیز فلاکت باری وجود ندارد و دنیا محلی است بسیار زیبا و خوب که در آن هیچ چیز بد و ناخوشایندی وجود ندارد و هر مطلبی که با این تفکر در تناقض باشد را اشتباه می داند. در حالی که دنیا مکانی عاری از چیزهای بد و ناخوشایند نیست و اینکه صرفا صحیح بودن یک گزاره به ما احساس بدبختی و فلاکت بدهد دلیلی برای اشتباه بودن آن گزاره نیست. این مغلطه را می توان مثال خاصی از مغلطه
توسل به عواطف دانست.
چند مثال:
شخص A: دیدی چقدر نرخ تورم بالا رفته است؟ با اتفاق هایی که پیش می آید این این نرخ تورم از این هم بالاتر خواهد رفت.
شخص B: تو هیچ فکر کردی بالا رفتن بیشتر نرخ تورم باعث چه اتفاق هایی می شود؟ ما بدبخت می شویم، شب ها مجبور خواهیم بود گرسنه بخوابیم و حتی کرایه تاکسی هم نمی توانیم بدهیم. مطمئن هستم چنین اتفاقی نمی افتد.
[توضیح: دلایلی که شخص B آورد دلیلی برای عدم اتفاق افتادن پیش بینی شخص A نبود. گزاره شخص A یک گزاره سیاسی/اقتصادی است و نسبت به شرایط سیاسی/اقتصادی کشور باید بررسی شود.]
شخص A: نظریه فرگــشت توضیح می دهد چگونه گونه ها طی گذشت زمان تبدیل به گونه های جدید و متفاوت می شوند و این نظریه در حال حاضر بهترین نظریه برای توضیح دادن گستردگی حیات روی زمین است.
شخص B: یعنی فکر کردی من قبول می کنم در طبیعت من و یک میمون یکسان باشیم؟ این زندگی من را بی هدف می کند. ما را با حیوانات یکسان می کند. از این فرومایگی پایین تر هم مگر ممکن است. قطعا این نظریه اشتباه است.
[توضیح: دلایلی که شخص B آورد صرفا این بود که از این یافته علمی خوشش نمی آید ولی هیچ توضیحی درباره صحت یا عدم صحت این نظریه علمی نداده است.]