:y (513):
نمایش نسخه قابل چاپ
:y (513):
-______-
+ لیست چندصدتایی از کتابهایی که می خواستم بخونم تهیه کردم ..
اماده شده بودم یکی یکی پیش برم
که یه جمله از این کار پشیمونم کرد !
اگر ما فقط به ۵۰ درصد از دانش الانمون ، به هر میزان که باشد عمل کنیم فهم و شعورمون چندین برابر بهتر از حال حاضر خواهد بود !
کتاب خوندن شعور نمیاره ...
یه کتاب بخونیم ولی به همه اموزه های اون کتاب عمل کنیم کافیه ..
+ برام مهم نیست که بقیه چی بهم میگن ، چی فکر می کنن در موردم
ولی
وقتی دوستم هم منو نمی فهمه که هیچ؛ تازه اشتباهی هم میفهمه
باید چیکار کنم ...
+ همیشه به همه از بعضی قوانین دنیا میگم که خیلی بی رحمانه هستند و هیچ کس مقصر اونها نیست
و فقط باید بپذیریمشونو با غمشون کنار بیایم .تا قوی بشیم .. .
فکر کنم باید به خودم یاداوریش کنم ..
+ یه گلو درد عجیب دارم ..
دو شبه نیم ساعت هم نتونستم از درد بخوابم
داروها فایده ندارن ..
خدا کنه یه گلودرد ساده باشه نه بیشتر ..
فقط ۵ ماه!!:yahoo (114):
وارد ۱بهمن شدیم:((
نمیدونم چرا امسال بااین همه سختیش ازهمه سال ها زودتر گذشت
فقط خدا اخر عاقبتمون ختم بخیر کنه
شرایط همونه و تغییر نکرده هیچ بدتر هم شده ولی الان استیبل ام .
دارم سخت بزرگ میشم ولی کج نه .نمیزارم این اتفاق بی افته .
دیگه رو ضربه خم نمیشم و آسیب نمی خورم و دنیا رو تو بیشترین حد خاکستری می بینم .
کلی کار دارم که واسه انجام دادنشون شدید دلیل دارم و اشتیاق و اطمینان
این منم...
چرا هرکسی خودشه تنهاتره
دنیای مجازی یه خوبی داره یه بدی.
خوبیش اینه جان کلام طرف توی کلماتش می پیچه ،
بدیش هم دقیقا همینه .چون خودخودشه،غیرخودش تو واقعیت رو مخته
همونی باش که تو حرفاتی.خیلی جذابه.
یا که نه.
احساس میکنم دوستش دارم.جذب خودش شدم.جذب ته تهِ خودش.
به جز فردا
دو تا دیگه امتحان دارم که خیلی حجیم و سختن... .خصوصا امتحان هفته بعد شنبه... خیلی حجم مطالبش زیاده بیوشیمی از الان حالمو بد کرده.
این چند روز کـلا حالــم خیلے خوب بوده شکــر خدا :yahoo (65):
فقط اگه خونه تکونے مامانم بذاره :|
+
امـروز رفیق جان رو بعد ۵ ماه میبینم :yahoo (8):
دلم براش یه ذره شده ، دوست دارم زودتر ببینمش
چون کـلے حرف برای گفتن دارم .
یه صبح خوب:)
یه شروع خوب تر:)
به امید موفقیت همتون دوستان:yahoo (8):
عالی
پر از اشتیاق و انگیزه
صد در صد خوب نیستم:(
فکر نکنید بیشورم یا درس نخون فقط از لحاظ ذهنی نمیتونم خودمو کنترل کنم اومدن انجمن هم فقط یه نوع فرار کردن از درداس
بهترم : )
فقر چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
ﺭﻭﮊ ﻟﺒﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بشه.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ
ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ