ی چند روزی نبودم
ایدوارم حال دوستام خوب بوده باشه
البته خیلی این طور فکر نمیکنم:((:((:((
نمایش نسخه قابل چاپ
ی چند روزی نبودم
ایدوارم حال دوستام خوب بوده باشه
البته خیلی این طور فکر نمیکنم:((:((:((
میخواستم امتیاز بدم نشد :)
شاید هییییچ کس ، حالت رو به اون خوبی که من میتونم درک کنم ، نفهمه...
میدونم تک تک این واژه ها رو با چه بغض و اندوهی نوشتی...
واقعا سخته که باور کنی اون آدما عوض شدن و فراموشت کردن...
اما واقعیتش اینه که هر کسی فقط وقت غم و ناراحتیش تو رو میخواد و وقتی هم که مشکلش حل شد دیگه تو رو فراموش میکنه و میره پِیِ خوشگذرونیش :))))
یه جمله ی قدیمی خیلی ناب در این باره بود:)))
ولی فقط یه چیزی میخوام بهت بگم...
اون خوبیایی که بهشون کردی رو خدا میبینه و تو یه موقعیت خوب ، دستتُ میگیره و پاداشش رو بهت میده ( اینو صد بار تجربه کردم که بهت میگم مینا جان :) ، همون تو نیکی میکن و در دجله اندازه :) )
همچنین زمین اونقدر گِرده که بدیایی که بهت کردن ، سرشون میاد :) شک نداشته باش... شاید الان نبینی و خوش باشن ، بخاطر اینه که چرخ روزگار منتظر یه فرصت نابه برای انتقام :))
این حرفا ، زخمی که به قلب و روحت وارد شده رو خوب نمیکنه
خودم خوب میدونم
ولی حداقل باعث میشه یه ذره به آیندت امیدوار باشی...
و اینکه تجربه میشه برات ، که به سادگی به آدما اعتماد نکنی و دل نبندی...
شاید بخوای بخاطر همچین آدمایی ،خوب بودنتُ بزاری کنار... ولی یادت باشه ما خودمونیم... ما آیینه ی دیگران نیستیم :y (697):
پ.ن : راستی ... بهتر شدم:))) داداشم تماس تصویری گرفت باهاش کلی حرف زدم چهرشو دیدم دلم وا شد
وقتی بهش گفتم نمیام ، گفت فاطمه من اذیتت میکنم که نمیای؟
یعنی قربون دلش بشم اینقدر مهربون و بااحساسه همش خودشو مقصر میدونه :) بهش گفتم نه بخاطر خستگی سفره زندگیم
و اینکه کللللللییییی ازم تعریف کرد و ذوق کردم براش :yahoo (8)::yahoo (6):
از واقعیات نمیشه چشم پوشی کرد ولی میشه یه گوشه ذهن اونو بخاطر سپرد
یه روز میشه بهش عمیق فکر کرد
پاییز قشنگیه اما اگه الان هیچ دغدغه ای نداشتم
فکرم درگیر این همه جنگ واسه خودم نبود
اینکه دلم میخواد پاییز نسبتا سردی رو داشته باشم ولی ندارم
دلم میخواست با خیال راحت یه گوشه بشینم وحرف بزنم ولی نمیتونم چون زودی باید از جمع جدا شم
یه روزیم میشه که همه ی اینا میشه خاطره
هر یه ساعتش یه ورق از زندگیمه داره میره جلو
خیلی زیاد میخوابم مخصوصا ظهر خیلی خوابم میگیره بعد از ناهار
اصلا هم یک ساعت کافیم نیست و حدودا دو ساعت و نیم میخوابم : ))
هوا دمه اصلا
از ادم تنبل بدم میاد
خودمم تنبل نیستم ولی با این سن و سالم بازیگوشم : ))
همه چی تغییر کرده جز افکارم
بااهمینا ادامه میدم و معتقدم که بهتریننن
یکمم ترس چاشنی کار و افکارمه
ترس خوب نیست
باید قویتر باشم
آدم ضعیف تو زندگی و راهم وجود نداره
حال خراب این روزام ب خاطر حال خراب اون روزاست
حال خراب آیندم تقصیر حال خراب امروزم
--------------------
خسته و درمانده
همچو گنجشکی در چنگال های کلاغی گرسنه
http://www.shafaf.ir/files/fa/news/1...110173_450.jpg
بعضی از جملات ب صد تا کتاب میارزه
: )
یدونه ازین مکالمه ها تو یکی از سریالا دیدم
اصن خیلی حالمو خوب کرد
خوبم گرسنمه فقط
باید یچی پیدا کنم بخورم
-_^
: ))
احساس میکنم ی باری از روی شونه هام خالی شده:)
جس پوچی بسیار هم ناراحت از جبر جغرافیا خسته از اینکه هر روز با خیلی ها بحثم میشه ففط بخاطر اینکه یک دهم عقایدتشونو باور ندارم بدتر از همه قبلتر تو فکرم افتاده بود که خودمو نمیشناسم الان اصلا هیچکیو نمیشناسم
همچنین شدیدا کراش شدم به یکی :|
شاید بخاطر اینه که خیلی اهمیت میدین به یکسری شل بگیرید خیلی راحته خیلی وقتها نباید زیاد به بقیه توجه کنید بی محلی و ...وحد مرز هرکسو نگه دارید سعی کنید همیشه این حسو به طرف بدین که هنوز حسابش نمیکنید دقیقا این کاری که خیلی ها باشما میکنن
کاش یه دکمهی آف داشتم
الان میزدمشو یه مدت خاموش بودم...
دور از این جو مزخرف
نه میشه اونجوری که خودم میخوام زندگی کنم
نه میتونم اونجوری که اونا میخوان زندگی کنم...
کلا الان فقط یه راه مونده اونم مردنه!
که خب خدا که دست بکار نمیشه خودمم از این جرئتا ندارم...
امیدوارم خدا تو اپشنای بعدی این دکمهی آفو به انسان اضافه کنه
زیاد جملات تو ذهنم نمیمونه ولی یه عزیزی میگفت شاید بجایه اینکه خیلی وقتها باسه دوستی با بعضیا تلاش کنیمو قدمایه زیادی برداریم بهتره که پشت سرمونو نگاه کنید ببینیم که داره باسه رسیدن به ما قدمی برمیداره مطمعنا تو زندیگیه خیالیامون همچین چیزی بوده فکر کنم منظورو فهمیده باشی گذشته ها گذشته یکم با خوذت تنها کن یچیز جدیدو شروع کن
قاطیم،آب روغن قاطی کردم،یعنی قاطیا...
God I Just Need Some Peace...Please