آلفا اسکول

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 11 از 16 نخستنخست ... 101112 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 151 به 165 از 229
    1. Top | #151
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 مرداد 1394
      نوشته ها
      1,640
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها
      امام_حسين دوشادوش يزيد در لشكر معاويه



      در این رابطه لازم دیدم که یکی از اتفاقاتی را که در سال ۴۹ قمری افتاد و حسین فرزند دوم علی_بن_ابیطالب به عنوان سرباز در لشکر خلیفه به جنگ با رومیان رفت و دوشادوش یزید بن معاویه, همان کسی که چند سال بعد سرش را از تنش جدا کرد, را بیان کنم.

      همچنین تمامی کتب تاریخی و روایی شیعه و سنی از وصيت اكيد معاويه به يزيد در مورد مهربانى در مورد حسين_ابن_على نوشته‌اند كه میتوان به عنوان نمونه به یکی از معتبرترین کتاب حدیث شيعيان یعنی بحارالانوار, نوشته علامه مجلسی اشاره کرد. رجوع کنید به جلد ٤٥ بخش ٣٧ ، زندگی امام حسين.

      – درسال ۴۹ ه.ق معاویه سپاهی فراهم کرد جهت فتح قسطنطنیه پایتخت روم شرقی. که فرمانده این سپاه سفیان بن‌عوف نام داشت. در سپاه افرادی همچون عبدالله بن‌زبیرعبدالله‌بن‌عمر، عبدالله بن‌عباس، ابو ایوب‌انصاری, یزید_بن‌_معاویه و حسین_بن‌_علی شرکت داشتند. این سپاه موفق به تصرف قسظنطنیه نشد. و با مقاومت سپاه روم مجبور به عقب نشینی شدند.
      منابع:
      اخبارالطوال ص۲۴۳-
      روضه الصفا ص ۸۰-۸۳
      وبنا به نوشته ابن عساکر

      حالا این سوال پیش میاد که مگر معاویه ظالم و غاصب خلافت نبود؟؟
      حسين كه امام بود و علم غيب داشت مگر نميدانست يزيد قاتل اوست، چرا دوش به دوش او به جنگ رفت ؟؟؟؟
      همونطورکه خوندیم امام علی امام حسن امام حسین همه با معاویه صلح کردن چون صلاح کارواینطورتشخیص دادن وبازم یک سرچی بکنی جوابتوخواهی بافت

      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها
      نظرتون در مورد سه تا پست آخری که گذاشتم چیه؟
      .
      .
      در ضمن اینا برداشت های ذهنی و باور های من نیست...یه جایی خوندم..گفتم اینجا بزارم ببینم بقیه چه میگویند...
      .
      .
      .
      ازنظرمن کاردرستی نیست که در دوران کنکورذهن کسی با مسایلی که نیازبه تحقیق داره درگیربشه مثلایک دوستی اومده توامضاش کانال فیلمای من خداهستمو اینجورمسایل بی خداگرایانه روگذاشته...خب منم درپیش مجبورمی شم که کانالی برخلاف ادعاهاش بذارم تابلکه اگه اتفاقی افتاد پادزهری باشه... آیاکاردرستی که حتی یک نفرذهنش درگیر بشه؟من نمی گم کسی بجث نکنه ولی در دوران کنکورنباشه بهتره داداش

    2. Top | #152
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      27 مهر 1393
      نوشته ها
      4,029
      نمایش مشخصات
      دوستان ازتون درخواست میکنم !دعا کنین انتقالیم درست شه و بیفتم شهر خودم !

      تا بتونم سالایی ک عقب افتادم با کار یا درس خوندن یکمیشو جبران کنم!
      جایی ک الان هستم سخت نیس و خیلی خوبه ! ولی کلا دست و پای آدم بستس و نمیش کار خاصی کرد!

      دعایی ک کسی در حقت بکنه بیشتر ارزش داره !




      پای دوست داشتنت ایستاده‌ام...
      مثلِ درختِ کاج
      روبروی پاییز...









    3. Top | #153
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 مرداد 1394
      نوشته ها
      1,640
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها
      درود بر امیر گرامی....قصد دارم حرفاتو به شدت سرکوب کنم و زیر سوال ببرم ........دقت کن حرفاتو نه خودتو......اینجا گپ خونخ مذهبه و ما قراره بحث کنیم در این مورد و آگاه تر بشیم.
      .
      در مورد شتر بحث اصلی سر اینکه چرا فقط کسی که شتر رو کشته مجازات نشده و همه مردم قوم مجازات شدن....که جوابی براش من ندیدم...یه جایی یکی از آخوندا گفته بود به خاطر اینکه بقیه مردم هم کارشو صرفا به خاطر اینکه تاید کردن مجازات شدن ....که حرفیست بس مسخره.خدای عادل همچین کاری نمیکنه.
      .
      .2-استدلالتون در مورد اون بچه واقعا میتونم بگم مضخرف بود.....سر انجام همه انسان ها مرگه.حالا درسته من بگم چون تقدیر برادرم مرگه خودم برم بکشمش.چه فرقی میکنه .آخرش که میمیره....این عدالت و حقوق بشر قرآن یعنی چی؟
      .
      .
      3-در مورد کروی بودن زمین : من این بحث ها رو اینجا میکنم تا بقیه دوستانی که دینشون اسلام هست رو به چالش بکشم و برای یه بار هم که شده از خودشون سوال به بپرسن در مورد دین و عقایدشون....بعد شما میگی برو تو گوگل سرچ کن؟!؟....اینجا خیلیا دینشون اسلامه و با دلیل اونو پذیرفتن...مسلما باید جوابمو بدن اگه واقعا بدونن اسلام چیه......اون لینکی هم که دادین اشاره کرده بود که بعضی جاها تو قران گفته زمین کروی هست بعضی جاها مسطح و صافه..آخه این چه استدلالیه؟!؟قرآن یک ذره هم نباید اشتباه توش باشه...نمیشه که یه جا اشباه بگه یه جا درست.
      .
      .
      .
      اون چیزی هم که در مورد امام حسین گفتین واقعا مسخره بود.....یعنی چی که صلاح دیدن...؟!؟....صلاح دیدن مردمو به همراهی یزید بکشن؟!؟....صلاح نباید میدیدن.....اینم از اون استدلال ها و تفسیر و داستان های آخوندا هست......در ضمن صلح کردن دیگه چرا باهاش هم رزم میشدن؟!!
      .
      .
      .کنکور ..دانشگاه...کار....پس کی فکر کنیم و از خودمون سوال بپرسیم؟!؟....شما کاری به بقیه نداشته باش...
      .
      .
      .
      .
      داستان شترحضرت صالحو مثل اینکه کامل مطالعه نکردین...دراون داستان همه ی قوم حق پذیرنبودن نه یک نفرکه بیادشتروبکشه .خب کسانی که بیادشتروبکشن درحالیکه پیامبرش گفته این کارونکن وظلم وجفاهای بسیاری به پیامبرشون رواداشتن وبقیه ی مردم بشینن نگاه کنن انگاردرکارکشتن شتردخیل هستنددرضمن همونطروکه گفتم ظلم وجفاهای بسیاری قبلش بوده

      درقرآن بعضی حاها برای کافران مجازات سختی درنظرمی گیره که همه ی کافران رو بکشیدوبهشون رحم نکنیدواینا.درواقع خداوندمهربان ترین که برای کوچکترین مخلوقش هم ارزش قائله چطورمی تونه اینچنین دستورقاطعی بده؟
      اینم نشانه ای فطری بودن خباثت روحی و وحق پذیرنبودن فطری هست
      اون بچه هم همونطورکه گفتم حضرت خضر(ع)مامورخداوندبودن
      شماخودتوباپیامبرخدامقایشه می کنی که می گی هرکسی روکافرشناختم برم بکشم؟
      خداوندحتماوقطعی می دونسته که این بچه اصلادرست شدنی درکارش نیست وفطرتاآدم خبیثی هست وبازگشتی درکارش نیست واینم امتحانی هم برایی هردوپیامبربوده وفقط نمی شه به دیده ی نقض حقوق بشربهش نگاه کرد
      وجنبه هاوهدف های متعددی هم داره. اصلاحقوق بشری که ساخته ی خودهمین انسان هاست دقیق تره یا سازنده ی همون انسان ها؟

      اون لینک می گه هم بعضی جاها گفته برای زندگی انسان زمین گسنردس وبعضی جاها گردمنظورشه ولی درکل منظورش مسطح بودن زمین نیست
      درضمن داداش اینم بدون که کروی بودن زمین چندصدسال قبل از اسلام وقرآن توسط اراتوستن اثبات شده بود واگر رسول خدا(ص)دغل کاروتقلدکاربود نمی یومد دوباره مسطح بودن زمینودرقرآن بیاره
      یک مثال دیگم اینه که خداونددرقرآن هفت آسمان می یاد
      حالابطلمیوس که می گه هفت آسمانوفلانوایناکه می دوینم عقیده ای نادرست هست
      یعنی قرآن از بطلمیوس تقلیدکرده؟پاسخ خیرهست. ازآیات متعددمی شه برداشت کرد که همون هفت آسمانی که خداوندفرموده منظورش هفت آسمان نظریه یی بطلمیوس نیست که بازم سرچ کنی مفهمی چرا.

      وقتی پدروبرادرگرامی امام حسین(ع)بامعاویه صلح کردن آیاخودصلح کردن امام حسین بامعاویه دورازعقل به حساب می یاد؟ یعنی که نمی گم درست هستو اینامی گم باعقل نادرست درمیاد؟درموردعلم غیبی ائمه(علهم اسلام)یک حدیثی هست که می گه: ((گربخواهندمی توانند.))<<منظورازلحاظ علمی هست>>
      خب شایدحضرت نخواستن بدونن وماورالطبیعه رودخیل بدن درواقع تمام 11امام مامی تتوستن اززمان شهادتواینا آگاه باشن ولی نخواستنو یا خواستن ولی به اعتباراین جهان ومردمش اقدام نکردن....وبازم این بحث درموردعلم غیب ائمه زیاد هست...

      خب اگه این مطالبومی گی که بچه ها براشون سوال پیش بیادوشک درشون اتفاق بیفته مثل اینه که من بگم همونطورکه شمابه من گفتین دین مردم به شماچه ربطی داره؟ ولی اگه هدفتون درست هست ومی خواین بچه ها دینشونو بیشتربشناسن وبحث کنن وبی تفاوت نباشن باهات موافقم واین کارودوست دارم

    4. Top | #154
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 مرداد 1394
      نوشته ها
      1,640
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها
      ﻣﺘﻮﻥ ﻣﻘﺪﺱ ﻭ ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺗﻔﺴﯿﺮ

      ﺣﺘﻤﺎ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﮐﻠﻤﻪ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺗﻨﺎﻗﻀﺎﺕ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻭ ﺗﻌﺎﺭﺿﺎﺕ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﻣﺬﻫﺐ ﺑﺎ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻋﻠﻢ ﺑﻪ ﺗﻔﺴﯿﺮ ‏( ﻫﺮﻣﻨﻮﺗﯿﮏ ‏) ﺭﺟﻮﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺁﻣﯿﺰ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺯﯾﺮ ﺍﺳﺖ :
      .1 ﺁﻧﭽﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺘﻮﻥ ﻣﻘﺪﺱ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺘﻮﻥ ﺍﻟﺤﺎﻗﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﭘﺲ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﺘﻦ ﺳﺮ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ .
      .2 ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﺘﻨﯽ ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ . ﻫﯿﭻ ﺗﻔﺴﯿﺮﯼ ﺑﺮ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ .
      .3 ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺍﺯ ﻣﺘﻮﻥ ﻣﻘﺪﺱ ‏( ﻗﺮﺁﻥ، ﺍﻧﺠﯿﻞ ﯾﺎ ﺗﻮﺭﺍﺕ ‏) ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺮﻭ ﻓﺮﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭﯼ ﺗﺮ، ﺑﻪ ﻣﺬﻫﺐ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻭﯼ ﺑﺎ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻋﻠﻢ ﺩﺭ ﺗﻌﺎﺭﺽ ﺑﺎﺷﺪ .
      ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ، ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺳﻮﻡ ﺍﺳﺖ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﭘﺲ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﺍﺻﻮﻝ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺁﻥ ﻣﺬﻫﺐ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺘﻦ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﻨﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻦ ﻭﺍﻗﻌﯿﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﭘﺲ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﺘﻦ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﺎ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺗﻀﺎﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ .
      ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺜﺎﻝ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﯿﻢ . ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﻨﻮﮐﯿﻮ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺣﺘﯽ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﯾﮏ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﭼﻮﺑﯽ ﯾﺎ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻨﺪ . ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﺧﻼﻗﯽ، ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ . ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﺪ . ﺷﻤﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﭘﺲ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﺪﻑ ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭﯼ ﯾﺎ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺍﺯ ﻣﺘﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ . ﭘﺲ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻣﺪﻋﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻣﺘﻦ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺻﺤﯿﺢ ﻧﯿﺴﺖ، ﭘﺲ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﺘﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ .
      ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﯾﺴﺎﻥ، ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﻣﻮﺭﺥ، ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﮔﺰﺍﺭﺷﮕﺮ، ﻣﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ ﻭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺘﻨﺶ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﻭﺍﻗﻌﯿﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯾﺎ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﻣﻮﺭﺧﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﺗﺤﯽ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﯾﺎ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﻦ ﻭﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ .
      ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ، ﻣﺘﻮﻥ ﻣﻘﺪﺱ ﻗﺮﺁﻥ ﯾﺎ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﻨﻮﮐﯿﻮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﻨﻮﮐﯿﻮ، ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﻢ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺑﺎ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻧﯿﺰ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻠﻌﺎﻡ ﺑﺎ ﺍﻻﻍ ﺧﻮﺩ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ‏( ﺍﻋﺪﺍﺩ 22: ‏) .
      ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ، ﻫﺮ ﺳﻪ ﺗﻮﺭﺍﺕ، ﺍﻧﺠﯿﻞ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ، ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺗﻮﺭﺍﺕ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮﯼ ﻗﻮﻡ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ‏( ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭﺍﻥ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ، ﮐﺎﻫﻨﯿﻦ ‏) ﺭﺍ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﻧﺠﯿﻞ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﻋﯿﺴﯽ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﻌﺠﺰﺍﺗﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎﯾﺶ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﯿﻨﯿﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
      ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮐﻨﺪ . ﺍﺯ ﺩﻭ ﺣﺎﻝ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﯿﺴﺖ :
      .1 ﯾﺎ ﻓﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻮﻥ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﯾﮏ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ . ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﯾﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .
      .2 ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﯾﮏ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﮐﺮﺩ ‏( ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮﺍﻥ (!
      ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ . ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻫﻢ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻣﺘﻦ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ . ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺘﻦ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﯾﮏ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ . ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻧﺮﺍ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﺩ ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .
      ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﺤﺚ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺘﻦ ﻣﻘﺪﺱ، ﯾﮏ ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺍﺳﺖ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﺘﻨﯽ ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺘﻦ ﺭﺍ ﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﭘﺲ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﺘﻦ ﺩﺭ ﺗﻨﺎﻗﺾ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ .
      ﯾﮏ ﺭﻭﺵ ﺷﺎﯾﻊ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﻐﺎﻟﻄﻪ ﮐﺎﺭﺍﻥ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺘﻦ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺍﻟﺘﻘﺎﻃﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﻣﺘﻦ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺗﻨﺎﻗﺾ ﻭ ﺗﻌﺎﺭﺿﯽ ﺑﺎ ﻋﻠﻢ، ﻣﻨﻄﻖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﻧﺮﺍ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﻔﻈﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺎﺭﺽ ﻫﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻦ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .
      .
      .
      .نظرتون در مورد این نوشته چیه؟!!....
      این حرفوشمامثل این می مونه که بگیم مثلا آیه ای که درموردبیگ بنگ هست که خداوندمی فرماید: ((آسمان وزمین به هم پیوسته بودند وماآن هارواز هم جداکردیم))
      خدااومده چسبی که بین آسمون وزمین هستوبه زورواکرده تا زمین وآسمان ازهم جداشن آیااین برداشت مسخره نیست؟
      تفسیر همون برداشتی هست که می شه. خب حلا هرکسی می تونه برداستی ازحرف داشته باشه برداشت هایی هست که باعقل جوردر می یاد.حتمایک حکمتی بوده که رسول خدا(ص)درقرآن دستوربه آموختن قرآن به مردم وهمچنین اقدام ائمه(علیهماسلام)به تفسیرقرآن بوده

    5. Top | #155
      در انتظار تایید ایمیل

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      26 خرداد 1394
      نوشته ها
      922
      نمایش مشخصات
      یه چیز میگم که هم اسلام و هم مذهب شیعه رو تایید کنه ...
      معجزه های زیادی در حرم امام رضا اتفاق افتاده و میفته و خواهد افتاد ... حالا همه ی تفاسیر و بحث های فلسفی رو بذارین کنار و بگین ببینم کدوم قدرتی توانایی شفای بیماران لاعلاج رو داره به جز خدا... متاسفانه دشمن داره سعی می کنه که این تفکر رو بین مردم بندازه که هر چی علیه اسلام صحبت کنی روشن فکر تری دکتر علی شریعتی میگه وای به روزی که بی دینی روشن فکری شود

    6. Top | #156
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      11 آبان 1393
      نوشته ها
      701
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi2015 نمایش پست ها
      یه چیز میگم که هم اسلام و هم مذهب شیعه رو تایید کنه ...
      معجزه های زیادی در حرم امام رضا اتفاق افتاده و میفته و خواهد افتاد ... حالا همه ی تفاسیر و بحث های فلسفی رو بذارین کنار و بگین ببینم کدوم قدرتی توانایی شفای بیماران لاعلاج رو داره به جز خدا... متاسفانه دشمن داره سعی می کنه که این تفکر رو بین مردم بندازه که هر چی علیه اسلام صحبت کنی روشن فکر تری دکتر علی شریعتی میگه وای به روزی که بی دینی روشن فکری شود

      دقیقا همینه مهدی جان فقط خود اوس کریمه که همه کارارو میکنه و این معجزه ها که میگی فقط تو ایران نیس که بگی فقط توو حرم اتفاق میفته و تو تمام جهان حتی واسه بی دینا هم اتفاق میوفته پس خودمون عاقل باشیم

    7. Top | #157
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 مرداد 1394
      نوشته ها
      1,640
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi2015 نمایش پست ها
      یه چیز میگم که هم اسلام و هم مذهب شیعه رو تایید کنه ...
      معجزه های زیادی در حرم امام رضا اتفاق افتاده و میفته و خواهد افتاد ... حالا همه ی تفاسیر و بحث های فلسفی رو بذارین کنار و بگین ببینم کدوم قدرتی توانایی شفای بیماران لاعلاج رو داره به جز خدا... متاسفانه دشمن داره سعی می کنه که این تفکر رو بین مردم بندازه که هر چی علیه اسلام صحبت کنی روشن فکر تری دکتر علی شریعتی میگه وای به روزی که بی دینی روشن فکری شود
      ایناممکنه اتفاق افتاده باشه واصلابعیدنیست ولی درمقابل کسی که درمقابل دین ما برای بعضی جاهاش دلیل می خواد بایدبا دلیل پاسخ داد نه مشاهده، خب بعدش برمی گرده می گه همش کشکه واینا

    8. Top | #158
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 مرداد 1394
      نوشته ها
      1,640
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها
      ببینید......این پستی که دادید از اول تا آخرش تعصب بود........
      .
      .شما قبل از اینکه بخواین قرآنو نقد بکنید و زیر سوال ببریدش اونو کاملا پذیرفتین و از جانب خدا م میدونیدش....روش استلاتون هم توی کلیه بحث ها همین بود......این غیر قابل قبوله
      .
      .
      .من اون شخص رو اصلا نه تنها پیامبر نمیدونم بلکه یه آدم پست فطرت میدونم.....به خاطر کاری که کرده..اگه کاری که کرده از جانب خدا بوده من این خدا رو عادل نمیدونم...........خدایی هم که عادل نباشه خدا نیست........بعد شما میگید پیامبر و خدا و امام حسین حتما یحپه چیزی میدونستن و این از درک من خارجه؟؟؟؟!!......کدوی بودن رمین چه هزار سال قبل کشف شده باشه چه هزار سال بعد محمد در نهایت قران بعضی جاها اشاره کرده زمین صافه....خدای قران و محمد اگر واقعا خدا هست نباید کوچکترین اشتباهی کنه و خودشو زیر سوال ببره......
      .
      .
      .
      قسمت آخر حرفاتون افراطی بودنتون رو به روشنی نشون دادین......شما میگید اگر این حرفا رو به این خاطر میزنید که بقیه دینشون رو بهتر بشناسن.........اسلام نزد شما کاملن پذیرفته شده هست........من هدفم از این حرفا اینه که بقیه هم دینشون رو کاملا بشناسن و هم بهش مشکوک بشن......... و سوالاتی که در مورد غلط بودن قران هست رو بهش جواب بدن........که البته جواب هایی مثل جواب های شما اصلن درست نیست....
      .
      .
      .
      .
      لطفا حرف تو دهن من نزارید..........من گفتم بحث کردن بقیه در مورد دین به شما چه....نگفتم دین بقیه به شما چه.......
      احترام گذاشتن من به پیامبراوائمه و...به خاطرافراطی بودنم نیست به خاطراحترام خاصی هست که براشون قائلم واجازه ی کوچیکترین بی احترامی روبه هیچکسی نمی دم دقت کن گفتم بی احترامی نه سوالاتی ونظراتی که درباره ی این بزرگان مطرح می شه شماهم کاردرستی نکردیدبرای کسی دیگه مخصوصاکسی که ماپیامبرمی دونیمش ازلفظ پست فطرت استفاده کردید.
      این پست شماهم افراطی بودنتونونشون می ده که فقط دلایل متعددی روقبول نمی کنین وفقط دلیلی که طبق نظرخودتون ومطابق میل خودتون وتاثیرپذیرفته از عقایدنادرستتون هست قبول می کنیدومن مسئول نپذیرفتن دلیل هایی که می یارم ولی کسی مطابق میل خودشون قبول نمی کنن نیستم
      من نمی گم امام حسین(ع) کاری کرده که ازفهم شماخارج باشه می گم صلاح دونستن که ازعلم غیبی استفاده نکن ومثل بقیه انسان معمولی باشن همونطورکه بازم دلیل هایی براش توپست قبل آوردم.گاهی یک کارهم ممکنه پشتش هدف بسیاری هست یعنی شایدیک کارازنظرشمانادرست بیادولی هدف های بسیاری داره که ماشایدپی نبریم.
      خب این همه دلیل برای اینکه منظورصاف نبودن زمین درقرآن نیست ومنظورگستره بودن زمین برای انسان هستو ردکردید.این حرف شمامثل این می مونه من برم یک گوشه ای ازیک کتابوبخونم اونجانوشته: ((یک آدمو اعدام کردن)).
      بعدمی گم دراین کتاب انسان هاروبی دلیل اعدام کردن اومده.خب قبلش حتما اتفاققاتی افتاده ومنظورکتابونمی شه ازیک جمله فهمید .منظورقرآن همونطورکه گفتم مسطح بودن زمین نیست دلیلشم که منظورش چیزدیگه ای بوده
      ویرایش توسط Delgir : 17 اسفند 1395 در ساعت 14:01 دلیل: جزئی

    9. Top | #159
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 مرداد 1394
      نوشته ها
      1,640
      نمایش مشخصات
      اینم مطلب خوبی بودگفتم بیارم:

      بسم الله الرحمن الرحيم
      {وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} [الأعراف : 179]بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریده ایم ، دلهایی دارند که با آن درک نمی کنند و چشمهایی دارند که با آن نمی بینند و گوشهایی دارند که با آن نمی شنوند،ایشان چون چهار پایانند، بلکه از آنها گمراهتر هستند وایشان همان غفلت زدگانند)، (ذرأ)به معنای آفریدن است ، در این آیه خدای متعال جهنم را غایت و هدف آفرینش بسیاری از جن و انس دانسته و این غایتی تبعی و ضروری است ، اما غایت اصلی همان است که در جای دیگر فرمود: (و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون )(48)،(ما جن و انس را نیافریدیم ، جز برای آنکه مارا عبادت کنند)،اما در رابطه با غرض دوم ، می فرماید: (فالقاسطون منهم کانوا لجهنم حطبا)(49)،(عهد شکنان از آنان هیزم جهنم هستند). لذا مشیت الهی به این تعلق گرفته که در زمین انسانی خلق کند که خلیفه اوباشد و واجبات بندگی او را به جا آورده و به این وسیله مشمول رحمت او گردد،اما این جریان اقتضاء نمی کند که همه انسانها به حسب اختلافاتی که در عقاید واعمال دارند مشمول این رحمت گشته و به سعادت ابدی برسند، بلکه کسانی که از ذکر پروردگارشان غفلت بورزند در زندگی دنیا بسیار در فشار بوده ، (چون پایگاه اعتقادی مستحکمی ندارند)و در آخرت نیز خداوند آنها را نابینا محشورمی کند،(و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی )(50). و بدیهی است که نتیجه اعمال آنها شقاوت و خسران و دخول در آتش جهنم است ، در ادامه در توصیف اینها می فرماید:دوزخیان استعداد وقوع در مجرای رحمت الهی را ندارند، چون قلبهایشان فهم و درک ندارد و چشمهایشان حق رانمی بیند و گوشهایشان مواعظ انبیاء را نمی شنود،گویا گوش و چشم و قلب ندارند و باطل شدن اثر چشم و گوش و قلب آنها به جهت کیفر اعمال زشتشان می باشد و به همین جهت هم مانند حیوانات چهار پا شده اند، بلکه از آنها هم گمراهترند، چون آنچه مایه امتیاز انسان از حیوان است ، همان قوه عقل وتشخیص خیر و شر می باشد و اینها که این قوه را از دست داده اند فرقی باحیوانات ندارند، جز اینکه ضلالت در حیوانات ضلالتی نسبی و غیر حقیقی است ، چون آنها در همان جهتی که برای آن آفریده شده اند گام بر می دارند، ولی دوزخیان همه وسایل و ابزار کسب سعادت و رسیدن به تکامل را دارند،اماخودشان آنها را معطل گذارده اند ،به همین جهت به دست خود باعث گمراهی خویش شده اند و به همین دلیل از حیوانات هم گمراهترند. و چون غیر از شهوت و شکم به چیز دیگری توجه نکرده اند، لذا اهل غفلت هستند و خداست که با مهر زدن بر دلها و چشمها و گوشهایشان آنها را به این غفلت مبتلا کرده و غفلت هم ریشه هر گمراهی و باطلی است .
      وقتی انسان هزاران واقعیت عقلانی را نادیده می گیرد تا نفس خود را بدون افسار در دنیا رها ببیند،نتیجه اش خردگرایی وانسان گرایی نادرست هست

    10. Top | #160
      در انتظار تایید ایمیل

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      26 خرداد 1394
      نوشته ها
      922
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها


      اگه بینهایت دلیل واسه تایید یک دین باشه ولی حتی یک دونه مثال نقص باشه....تمام اون زیر سوال میره.......که در مورد اسلام صد ها مثال نقص و ابهام و اشتباه هست که جوابی براشون نیست......
      .
      .
      .
      در ضمن این حرفی که در مورد امام رضا زدی اصلا در جهت تایید اسلام نیست........این حرف خرافات و تعصبه........اینجا من واقعا نمیدنم چی بگم..سکوت اختیار میکنم
      .
      .
      .
      در مورد بیماران لا علاج هم..... :
      فرض کنیم واقعا یه بیماری باشه که 100% لاعلاج هست وجود داره و یه فردی بهش گرفتاره.... و بعد خوب میشه...........از کجا معلوم که این خوب شدن از جانب خدایی باشه که قرآن و محمد در موردش حرف
      زدن؟!؟ ......چرا اینطور فرض نکنیم که این شفا دادن از جانب خدایی باشه که واقعا خداست و نه اون خدایی که محمد ازش حرف زده؟!؟.........
      .
      .
      اونجایی هم که گفتی متاسفانه دشمنان و.....یاد معلم دینیم و آخوندا افتادم..
      اگه بخاطر اون خدا باشه باید توی دم و دستگاه همون خدا باشی نه توی حرم امام رضا(ع) اون حرف هم دکتر علی شریعتی زده نه معلم دینی ... و اینکه گفتی خرافات کلمه ای که زیاد میشنویم عزیزم دوست عزیز بیمار قطع نخاع شفا پیدا میکنه برو یه سرچ کن هزاران مورد هست ... چه خرافاتی؟ کدوم خرافاتی بیمار قطع نخاع شفا میده ؟

    11. Top | #161
      در انتظار تایید ایمیل

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      26 خرداد 1394
      نوشته ها
      922
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mobin9898 نمایش پست ها
      دقیقا همینه مهدی جان فقط خود اوس کریمه که همه کارارو میکنه و این معجزه ها که میگی فقط تو ایران نیس که بگی فقط توو حرم اتفاق میفته و تو تمام جهان حتی واسه بی دینا هم اتفاق میوفته پس خودمون عاقل باشیم
      بله درسته ولی بعضی وقتا نیاز به واسطه هست و درسته که توی تمام دنیا هم اتفاق میفته اما تراکمش قطعا توی حرم ها هست چون اونجا یکی هست که واسطه میشه و البته میدونم که اهل سنت هستی و عقایدت هم قابل احترامه امیدوارم خدایی نکرده سوء برداشتی نشه داداش

    12. Top | #162
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      03 خرداد 1395
      نوشته ها
      422
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi2015 نمایش پست ها
      یه چیز میگم که هم اسلام و هم مذهب شیعه رو تایید کنه ...
      معجزه های زیادی در حرم امام رضا اتفاق افتاده و میفته و خواهد افتاد ... حالا همه ی تفاسیر و بحث های فلسفی رو بذارین کنار و بگین ببینم کدوم قدرتی توانایی شفای بیماران لاعلاج رو داره به جز خدا... متاسفانه دشمن داره سعی می کنه که این تفکر رو بین مردم بندازه که هر چی علیه اسلام صحبت کنی روشن فکر تری دکتر علی شریعتی میگه وای به روزی که بی دینی روشن فکری شود
      جوابش رو نمیدونی؟میدونی چرا؟چون در اسلام هیچ گونه توضیحی راجب این مسائل داده نشده،مثل خیلی دیگه از موارد، تنها دلیل بی سوادی پیامبر اسلام بوده،به همین دلیل هیچ معجزه ای هم نداشته،تمام داستان ها و مواردیم که گفته شده از ادیان دیگه گرفته شده،مثل داستان ادم و حوا،چند بار چرخیده در نهایت پیامبر اسلام به ناقص ترین شکل ممکن اونو بیان میکنه،شما بگو خدا ناقص میگه یه داستانیو که چندین بار در ادیان قبلی به صورت کامل بیان شده؟
      شمام به جای اینکه بشینی به حرم نگاه کنی ببینی کور بینا میشه،سوالتت رو در ادیان دیگه جستجو کن به پوچی صحبتت پی میبری

    13. Top | #163
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      11 آبان 1393
      نوشته ها
      701
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi2015 نمایش پست ها
      بله درسته ولی بعضی وقتا نیاز به واسطه هست و درسته که توی تمام دنیا هم اتفاق میفته اما تراکمش قطعا توی حرم ها هست چون اونجا یکی هست که واسطه میشه و البته میدونم که اهل سنت هستی و عقایدت هم قابل احترامه امیدوارم خدایی نکرده سوء برداشتی نشه داداش
      خخخخخ باشه هرچی تو بگی نه بابا داشه مایی

    14. Top | #164
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1393
      نوشته ها
      7,414
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها

      ببین مهدی....من هنوز در مورد درست و غلط بودن محمد و اسلام مطمعن نیستم ولی چیزی که کوچکترین شکی در موردش ندارم این 12 تا به اصطلاح امام هستن
      .
      .
      .اگه اینا واقعا امام باشن چه قرآن فرستاده خدا باشه چه ساخته محمد باشه یه اسمی ازشون میومد.....
      .
      .
      .
      دست از این حرفم بردار که میگی مثلا امام رضا به خاطر خوب بودنش واسطه ای بین تو و خدا هست.....این ساخته آخوند ها هست و تو هم بدون تفکر پذیرفتیش....خداوند اگه وجود داشته باشه خیلی بزرگ تر از این حرفاست که بگیم یه انسان واسطه بین تو و خدا هست....این واسه پیامبرا هم صدق میکنه.......با این امام پرستی فقط به خدا توهین میکنی.....
      .
      .آخوند ها : این پرستش نیست....این احترام است
      .
      .
      .
      جواب حرف قبلیت رو هم کاملا علمی دادم و اصلن قابل تفسیر و رد کردن نیست ( تو پست قبلیم )
      .
      .
      سلام

      عذر میخوام پریدم وسط بحثتون ، چون دیدم شما خیلی علاقه داری و پیرامون این مباحث تحقیق میکنی و ماشاءالله خیلی هم فعالی و یه سری مطالبی رو هم بیان میکنی خواستم
      بدور از توهین ، افترا ، تعصب و صرفا بر اساس عقل و منطق و حقیقت با هم بحث و تبادل نظر کنیم

      اول از هر چیزی لازم به ذکر هستش که گفتگو و هم اندیشی کردن یه سری آداب و اصول از خودش داره ، اینکه شما چه عقاید و باورهایی (خواه صحیح خواه غلط) داری قابل احترام اما من میخوام بگم شما اگر مسئله و خلاصه شبهه ای در ذهنت هستش باید اون رو در کمال احترام به اعتقاد و باور طرف مقابلت مطرح کنی نه اینکه بیای به سخیف ترین لحن و بیان اون رو مطرح کنی و ...

      بگذریم شما میگی در مورد درست و غلط بودن دین اسلام و حضرت رسول (ص) مطمئن نیستی ولی در مورد ائمه معصومین (ع) شکی نداری! ، خب من میگم وقتی شما هنوز در مورد کلیت به مرحله یقین نرسیدی چطوری و با چه استدلالی داری در مورد جزئیات نظر و حکم قطعی صادر میکنی؟!!

      شما اول کلیت (دین اسلام ، خواه تشیع خواه تسنن ) رو برو از
      کتب مرجع و بدور از تحریف تحقیق بکن و در مورد کلیت به یه نتیجه ای برس بعد بیا در مورد جزئیات (امامت و ائمه و ...) تحقیق کن و ...

      فرمودی اگر اینا! واقعن امام باشن یه اسمی ازشون تو قرآن میامد ، خب من میگم اولا ما 124 هزار تا پیامبر و نبی داشتیم ، آیا اسم تک تکشون تو قرآن اومده؟!! خیر قدر مسلم اسم همشون تو قرآن نیومده ولی حالا چون اسمشون تو قرآن نیومده دیگه پیامبر و نبی نیستند و یا شما نباید اون ها رو قبول داشته باشی چون صرفا بخاطر اینکه اسمشون تو قرآن نیومده!!؟ ، ثانیا شما میگی اسمی ازشون نیومده من میگم درسته شاید علنی و واضح خداوند تو قرآن نگفته علی والله مثل کما اینکه برای پیامبر(ص) خداوند تو قرآن میفرماید محمد رسول الله (ص) و ... ولی در آیات متعدد قرآن خداوند بارها از ائمه و حضرت علی(ع) یاد کرده برای نمونه آیه 55 مائده که خدا صراحتا علی (ع) و 11 فرزند ایشان رو به عنوان حجت ، ولی و ائمه ای یاد میکنه که مسلمانان باید از ایشان پیروی کنند و ... ، ثالثا استدلال شما مثل استدلال اهل سنت هستش که به شیعیان میگن اگر علی(ع) واقعا امامه و اطاعت ازش واجبه و دستور خداست چرا اسمی ازش تو قرآن نیست یا خدا صراحتا نگفته علی ولی الله و ... که بازم پاسخ این موضوع رو بالا عرض کردم که در آیات متععد قرآن خداوند نه به طور مستقیم بلکه بارها به طور غیر مستقیم این موضوع رو متذکر شده است و حتی در احادیث صحیح و معتبره از رسول الله (ص) این موضوع بیان و اثبات شده است و ...

      و اما در مورد وسیله و واسطه بودن ائمه موضوعی رو مطرح کردی ، دقیقا همون مسئله ای که باز اهل سنت عزیز زیاد روش مانور میدن ، من استدلال و پاسخم اینه میگم پیامبران و ائمه معصومین حجتان (به اصطلاح عامیانه نماینده) خداوند روی زمین هستند ، چه فرقی میکنه شما به نماینده خدا رجوع کنی یا به خود خدا؟ شما اگر فرضا کسی رو که جایگاه و مقام والایی نزد حضرت حق تعالی داره رو وسیله قرار بدی تا مشکلت حل بشه این اصولا چه اشکالی میتونه داشته باشه؟! کما اینکه خود خدا هم در قرآن فرموده که
      « یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغو الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلک تفلحون (35 مائده) ؛ ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، پرهیزگاری پیشه کنید و وسیله‌ای برای تقرب به خدا، انتخاب نمایید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید » ، خب خدا رسما داره میفرماد که برای تقرب به من وسیله ای انتخاب کنید یعنی برای رسیدن به من به انبیاء و ائمه رجوع کنید تا به من تقرب بجوید و ... شما فرض کن کاری و مشکلی برات پیش اومده باید اون مشکل رو شخصا با رئیس جمهور مطرح کنی ولی رئیس جمهور اومده نمایندگانی برای خودش با عنوان استاندار و فرماندار تعیین کرده تا مردم به این نمایندگان رئیس جمهور مراجعه کنند یا یه مثال دیگه فرض کن شما میخوای بری بانک پولت رو برداشت کنی ، فرقی میکنه که از بانک مرکزی بری پولت رو بگیری یا از یکی از شبعه های اون در شهرت؟ خب پس چه فرقی داره که ما به نماینده خدا مراجعه کنیم یا شخصا به خود خدا رجوع کنیم؟ کما اینکه خدا دوست داره مردم به حجتانش رجوع کنن و آنها را وسیله ی تقرب قرار دهند ولی اکثرا این موضوع رو با امام پرستی و بت پرستی و اشتباه میگیرند یا میخوان که اشتباه بگیرن!
      ویرایش توسط saj8jad : 17 اسفند 1395 در ساعت 20:49 دلیل: جزئی

    15. Top | #165
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1393
      نوشته ها
      7,414
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط jarvis نمایش پست ها

      آقا سجاد سلام علیکم
      حرف اولتون رو خیلی قبول دارم.
      لحن بعضی از دوستان جدای از تفکرشون لحن مناسبی نیست.
      اما بعد :
      قبلا هم گفتم که تحقیقی در مورد دین نداشتم (هر چند که خیلی دوست دارم این کار رو بکنم) و احیانا منظورم پاسخگویی نیست (چون با نظر دوست عزیزی که ازش نقل گرفتید موافق نیستم) اما با خوندن جواب شما یه چند تاا چیز برام ابهام شد گفتم بگم:
      1- وقتی داریم بحث میکنیم اساسا استنادمون به اعتقاداتمون محلی از اعراب نداره. (نمی دونم منظورم رو دقیق رسوندم یا نه !)
      2- وقتی من با عقاید شما مخالفم و دارم با شما بحث میکنم احتمالا خیلی از پیش فرض های شما رو قبول ندارم پس وقتی یه حرفی می زنید باید دقیق و قابل اثبات باشه.
      حالا مثلا تو متن شما یه چند تا چیز رو نتونستم بر اساس چیر هایی که گفتم بفهمم.
      الف) کتب مرجع و به دور از تحریف کدوم کتاب ها هستند؛ مرجع به چی می گی؟ تحریف بقیه کتاب ها چیه ؟ و ...
      ب) اون 124 هزار نبی رو کی شمرده ؟
      ج) آیه 55 سوره مائده کجا گفته حضرت علی و 11 فرزند ایشون ولی خدا هستند ؟
      د) آیات متعدد و نحوه یاد کردنشون ؟
      ه) اون احادیث و اثباتشون رو ارائه بفرمائید.
      و) آیا واقعا آیه شریفه 35 مائده منظورش از وسیله امام هستش؟
      ز) خوب وقتی خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره چرا مراجعه به نمایندگان خدا ؟

      * امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشی ؛ بنده به خدا و پیامبر و قرآن و امام هم معتقدم ولی استدلال هم باید استدلال باشه (هر چند من خودم جوابی برای سوال های مطرحه خودم ندارم)
      ببخشید که دخالت کردم
      سلام داداش گلم
      صحیح

      ج 1 » بله متوجه منظورت هستم عزیز منتهی خب دوستمون داره از قرآن استدلال میکنه و میگه هیچی آیه ای از قرآن فرضا در مورد ولایت حضرت علی(ع) وجود نداره و اشاره ای هم صورت نگرفته و فلان و بهمان و ... من ناچارا باید از قرآن بهش این موضوع رو اثبات کنم ، از تورات و انجیل که نمیتونم براش مدرک بیارم کما اینکه اگر بحث با یک مسیحی و غیر مسلمان بود اون موقع حرف شما سندیت داشت و استدلال من از قرآن به قول شما محلی از اعراب اعراب نداره

      ج 2 » صحیح و متین ، میشه مصداقی بگی کدوم حرف من دقیق و قابل اثبات نبوده؟



      ج الف » ببین هر دین و مذهب و آیینی برای خودش یه سری کتاب شاخص و اصطلاحا تراز اول داره ، مثلا ما مسلمان به صورت خاص و ویژه میگیم قرآن کتاب مرجع ما هستش و ... یا در بین شیعیان قرآن و کتب اربعه (یعنی کافی علامه کلینی ، الاستبصار شیخ طوسی ، تهذیب الاحکام شیخ طوسی ، من لایحضره الفقیه شیخ صدوق) جز کتب تاپ و مرجع هستند در صورتی که کتب بحارالانوار علامه مجلسی که بیش از 110 مجلد هستش از جهت اعتبار مثلا یه کتاب درجه دو هستش و ... یا فرضا اهل سنت هم قرآن و صحاح سته (صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، سنن نسائی ، سنن ابن ماجه ، سنن ترمذی ، سنن ابوداود) رو جزء کتب شاخص خود میدونن و ...

      در مورد تحریف نمیخوام مصداقی بگم و زیاد بازش کنم ولی خب در کتب مختلف خصوصا کتب تراز اول و شاخص تحریفات زیادی میشه و ...



      ج ب » سوال جالبی هستش و سوال دوست عزیزمون @Mr Sky هم بودش این موضوع ؛

      نام يازده نفر از پيامبران الهي در سوره نساء آمده است.(نساء 163) اين افراد عبارت‌اند از:
      ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب، عيسي، ايوب، يونس، هارون، سليمان و داود.

      نام پانزده نفر ديگر در آيات ديگر قرآن آمده و عبارت است از:
      حضرت آدم، ادريس، هود، صالح، لوط، شعيب، ذي الکفل، موسي، يسع، الياس، زکريا، يحيي، عزيز و محمد.

      هر چند تنها نام اين 26 نفر در قرآن آمده است، ما در خود قرآن مي‌خوانيم: «
      وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيکَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيکَ ؛(نساء 164) و فرستادگاني که به يقين (سرگذشت) آنان را پيش از اين بر تو حکايت نموديم و فرستادگاني که (سرگذشت)شان را بر تو حکايت نکرديم.»


      مضمون همين مطلب در آيه 78 سوره غافر هم آمده است.


      در مورد تعداد کل پيامبران اعم از آن‌ها نامشان در قرآن آمده و يا نيامده است رواياتي داريم. از جمله از ابوذر؛ حکايت شده است که تعداد پيامبران را از پيامبر(صلّی الله علیه و آله) پرسيدند، فرمود: صد و بيست و چهارهزار نفر بودند. ابوذر پرسيد: چند نفر رسول بودند؟ فرمود: سيصد و سيزده نفر و بقيه تنها پيامبر بودند. ابوذر پرسيد: چند کتاب الهي بر آن‌ها نازل شده؟ پيامبر فرمود: صد و چهارکتاب (مجمع البيان، ج 10، ص 474 و تفسير صافي، ج 1، ص 521.)


      اما یه سری نکات مهم که بد نیست بدونیم ؛


      1. عدد صد و بيست و چهار هزار مي ‌تواند عدد کثرت باشد. توضيح اين‌که عددهايي که ما به کار مي‌ بريم، گاه واقعي ‌اند، مثلاً مي ‌گوييم: 6 نفر به منزل ما آمدند و گاهي عدد را براي نشان دادن کثرت به کار مي ‌بريم، مثلاً مي ‌گوييم 70 نفر آمدند. در حالي که وقتي مي ‌شماريم مي ‌بينيم 65 نفر آمدند. در اين جا هم برخي از مفسران احتمال داده ‌اند اين عدد براي کثرت باشد، چون خداوند براي همه اقوام پيامبر و راهنما مي‌ فرستاد (وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ) (رعد 7) و نمي ‌شود ملتي بدون پيامبر و راهنما بوده باشد. ملت‌ها هم ممکن است تعدادشان زيادتر يا کمتر از اين عدد باشد. بنابراين احتمال دارد اين عدد براي کثرت باشد.

      2. روش قرآن اين است که در جزئيات امور وارد نمي‌ شود، مخصوصاً جزئياتي که گاهي مفيد هم نيست، به ويژه در داستان‌هاي انبياء منتها روايات مختلفي در مورد تعداد پيامبران داريم و اگر بخواهيم ظاهر اين روايات را بگيريم، صد و بيست و چهار هزار پيغمبر مي ‌شود و اگر بخواهيم اين عدد را کثرت بگيريم ممکن است بگوييم: تعداد واقعي و کمتر يا زيادتري بوده ‌اند.


      3. اگر سوال شود چرا نام بقيه پيامبران در قرآن کريم نيامده؟ جوابش اين است که قرآن به دنبال بر شمردن نام همه پيامبران نبود، بلکه در راستاي اهداف تربيتي نام يا داستان برخي از پيامبران را بيان کرده است، مخصوصاً پيامبراني که مخاطبان اوليه قرآن آن‌ها را مي ‌شناختند، مثل موسي و عيسي و...

      خداوند در دو آيه (غافر 78 و نساء 164 ) به اين مطلب اشاره مي ‌کند، مثلاً سوره غافر مي‌ فرمايد: «(وَ مِنْهُم مَن لَمْ‌ نَقْصُصْ عَلَيکَ)؛ (غافر 78) داستان برخي پيامبران را اصلاً براي تو نگفتيم.» بنابراين چون نکته تربيتي يا حکمت ديگري نبود، خداوند نام و داستان برخي را ذکر نکرده است.


      4. با توجه به اين که بيشتر پيامبراني که نامشان در قرآن هست، براي اقوام موجود در خاورميانه مثل قوم هود، عاد، ثمود و شعيب فرستاده شدند، ممکن است پرسيده شود آيا اين مسأله علت خاصي دارد؟

      در پاسخ بايد گفت: مسلماً خداوند براي تمام ملت ‌ها هاديان و پيامبراني فرستاد و ما نمي ‌توانيم بگوييم که مثلاً سرخ پوستان آمريکا، مردم موجود در جنگل‌هاي آمازون، هند قديم، آفريقا و ... پيامبر و هادي نداشتند. در برخي روايات هم وارد شده است مثلاً پيامبراني سياه‌ پوست در آفريقا بودند. روايتي از اميرمومنان(علیه السّلام)
      (المناقب، ج 2، ص 54؛ بحارالانوار، ج 11، ص 21 و ج40، ص 170؛ مجمع البيان، ج ، ص ؛ التبيان، ج 9، ص 98؛ تفسير نمونه، ج 20، ص 186؛ نورالثقلين، ج 4، ص 37؛ تفسير عليين، ص 476؛ الميزان، ج 2، ص 146 و...) حکايت شده است. اقتضاي قاعده «لکل قوم هاد» هم همين است خداوند براي همه ملت‌ها پيامبراني فرستاده باشد تا مسائل را براي آن‌ها بيان و اتمام حجت بکنند اما نام آن‌ها در قرآن نيامد، چون:


      1. قرآن در پي ذکر نام تمام پيامبران نبود.

      2. اين مطلب براي اهداف تربيتي قرآن لازم نبود و قرار نبود قرآن دايرة‌ المعارفي شامل اسامي و شرح زندگي صد و بيست و چهار هزار پيامبر بشود، چون قرآن کتاب تاريخ نيست، اما نام بردن از پيامبراني که براي عرب صدر اسلام شناخته شده بودند به ويژه پيامبران خاورميانه، در راستاي اهداف تربيتي قرآن کريم است. نام پيامبران براي عر‌ب ‌هاي صدر اسلام شناخته شده بود و گاهي آن‌ها را به بزرگي ياد مي‌کردند، لذا بيان زندگي آن‌ها براي مردم الهام بخش بود؛ البته زندگي حضرت ابراهيم(علیه السّلام) و... براي همه ملت‌هاي دنيا الهام ‌بخش و سرشار از آموزه‌ ها تربيتي است.


      برخي هم مثل شهيد محمد باقر حکيم؛ در کتابش (
      علوم القرآن، محمدباقر حکيم، نشر مجمع جهاني اهل بيت(ع)، نوبت چهارم، 1425 هـ) به نام علوم قرآن، که بسياري از مطالبش هم از شهيد صدر است مي‌ فرمايد: ذکر نام پيامبراني که از خاورميانه انتخاب شدند، به خاطر اين بوده که عرب صدر اسلام اين‌ها را بهتر مي ‌شناختند.» اگر قرآن مي ‌آمد و مثلاً پيامبري سرخ پوست از آمريکا را معرفي مي‌ کرد، بايد بحث مي ‌شد که آمريکا کجاست، پيامبرش کيست و ...، ولي آن‌ها ابراهيم (علیه السّلام) را مي ‌شناختند و مطالبي در مورد زندگي ‌اش شنيده بودند.


      آن‌ها وقتي متوجه شوند پيامبري مثل ابراهيم(علیه السّلام) بر ضد شرک به پا خواست و پرچم توحيد را بر افراشت، به توحيد تشويق مي ‌شوند، بنابراين قرآن کريم سرگذشت پيامبراني را بيان کرده است که براي مخاطبان اوليه کاملاً شناخته شده باشند و نيز آموزه ‌هاي تربيتي در راستاي اهداف قرآن داشته باشند.



      ج ج » در جواب دوستمون توضیحاتی رو ارائه دادم ولی به طور مفصل تر لطفا این مقاله رو به طور کامل مطالعه کنید

      نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت

      آیه ولایت (مائده 55) به گفته مرحوم شیخ طوسی یکی از قوی ترین دلایل شیعه بر امامت مولا امیرالمومنین حضرت علی (ع) هستش که 18 نفر از صحابه و مشاهیر و تابعین و همچنین 63 نفر از حفاظ و اعلام این قضیه رو مطرح کردند



      ج د/هـ » در رابطه با آیات و احادیثی که از حضرت علی (ع) مستقیما یا غیر مستقیم در قرآن کریم یاد شده میتونید به کتاب زیر که 113 آیه قرآن را که به اعتراف اهل سنت در مورد حضرت علی (ع) هستش رو مشاهده و مطالعه بفرمایید

      http://s6.picofile.com/file/82305456...D8%AA.pdf.html

      یه چند تا از احایث کتاب بالا که نمونه ای از آیات و احادیث هستش که در مورد شان و منزلت حضرت علی(ع) هستش که آیات قرآن بهش اشاره کرده ؛



      چند کتاب مهم دیگه هم در این تاپیک قرار دادم میتونید دانلودشون کنین و از خوندن مطالبش بهره ببرید

      http://forum.konkur.in/thread35215.html



      ج و » اینکه خدا میفرماد برای تقریب به من وسیله بجوید این وسیله میتونه پیامبر (ص) ، ائمه معصومین (ع) ، نماز ، زکات ، جهاد و ... باشه ولی اصولا وسیله رسیدن مردم به خدا پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) هستند و ...



      ج ز » قبل تر هم پاسخ این موضوع رو دادم داداش شما بگو وقتی خدا صراحتا در قرآن میفرماد برای تقرب به من وسیله بجوید چرا مراجعه نکنیم به اولیاء الله و معصومین(ع) ، چرا در زمان پیامبر(ص) مردم به قبر ایشان رجوع میکردن و از پیامبر(ص) تقاضا میکردن و پیامبر(ص) رو وسیله قرار میدادند تا باران بیاد و ... این موضوع یعنی توسل و وسیله قرار دادن پیامبر و ائمه هیچ ایرادی و مشکلی ندارد و ...

      توجه شما رو به این روایت که از کتاب بسیار معتبر اهل سنت یعنی صحیح بخاری هستش جلب میکنم ؛

      روايت در صحيح بخاري ، تأليف ابي عبدالله محمد بن اسماعيل بخاري ، چاپ دار ابن کثير در دمشق و بيروت ، صفحه 245 ، کتاب الاستسقاء ، باب سؤال الناس الامام الاستسقاء إذا قحطوا ، روايت 1010 :

      حدثنا الحسن بن محمد قال : حدثنا محمد بن عبد الله الانصاري ، قال : حدثني أبي عبد الله بن مثني عن ثمامة بن عبد الله بن انس « أن عمر بن خطاب کان إذا قحطوا استسقي بالعباس بن عبد المطلب فقال : اللهم إنا کنّا نتوسل إليک بنبينا فتسقينا وإنا نتوسل إليک بعمّ نبينا فاسقنا ، قال : فيسقون .


      از ثمامه بن انس نقل شده که عمربن خطاب هر زمان گرفتار قحطي مي شد ، به وسيله عباس بن عبد المطلب از خداوند طلب باران مي کرد . خليفه دوم دعا مي کرد : خدايا ما در زمان رسول خدا (ص) ، هميشه به ايشان متوسل مي شديم و تو برايمان باران مي فرستادي و سيراب مي کردي و الان ما به عموي پيامبر (ص) متوسل مي شويم ؛ پس خدايا براي ما باران بفرست و ما را سيراب کن . راوي مي گويد : باران هم آمد .


      سند : صحیح بخاري ، ابي عبدالله محمد بن اسماعيل ، صحيح بخاري ، چاپ دار ابن کثير بيروت و دمشق ، ص 245 ، باب الاستسقاء
      ویرایش توسط saj8jad : 18 اسفند 1395 در ساعت 03:07

    صفحه 11 از 16 نخستنخست ... 101112 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن