::
عصبی میشی جذاب تری
مادرم رخت شسته بود آن روز
کفتری روی بام خانه نشست
از لب بام دیدمت، ناگاه
پشت بام از کبوترم افتاد...
اوه اوه چه خفنبا همین شکلی بیا بریم پارتی دختر
![]()
نکشی ما رو ما گیلاسیم
خب این لانگ دیستنس طبیعیه به اینجور جاها کشیده میشه. پسر و دختری رو تصور کن که از پشت ۲ مانیتور دارن رشته های ارتباط می تنند، ولی متوجه نمیشن که این رشته ها اونقد متراکم و حقیقی نیست که تاب وزن واقعی رو داشته باشن. تو این روابط تصویر ذهنی رو با تصویر عینی اشتباه می گیره. بعد خب از تحصیل و کار و .. باز می داره اونارو و چنین مسائلی پیش میاد.
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)