X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

    موضوع: .

    1. Top | #1
      در انتظار تایید ایمیل

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      04 اردیبهشت 1401
      نوشته ها
      5
      نمایش مشخصات

      .

      ..
      ویرایش توسط ّFarhan : 12 فروردین 1403 در ساعت 19:40

    2. Top | #2
      کاربر اخراجی

      Halam-Bade
      تاریخ عضویت
      04 بهمن 1402
      نوشته ها
      24
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ّFarhan نمایش پست ها
      تازگیا نسبت بهت بیخیال و سرد شدم،یه طوری رفتار میکنم که انگار متجلی و برآورده شدنت تو زندگیم به چپ و راست منه
      ولی خود لعنتیت میدونی چقدر به خاطرت سرکوفت شنیدم،چقدر به خاطرت کوچک و تحقیر شدم،چقدر به خاطرت دروغ گفتم،دل شکوندم،خودم رو نفرین کردم،به خاطرت ازهمه چیم زدم،لامصب به خاطر تو کلی حرف بد شنیدم،کلی داستان پشت سرم بافتن
      اندازه‌ی خرج ۱۰سال خودم خرج تو کردم،به خاطر تو از همه‌ی زندگیم زدم،به خاطر تو تو این چند سال یه روز هم خوش نبودم همش در فکر تو بودم،چقدر شب ها به خاطرت گریه کردم،و چه شب هایی که فقط خواب تو رو میدیدم
      آخه لعنتی من که این همه درد رو به خاطر تو متحمل شدم و جوانیم پای تو گذاشتم،چرا باز نتوسنتم حقم رو ازت بگیرم.
      تاکی من قربانی تو بشم،تاکی فرمانروای اتاق خودم باشم که مثل اسیر چند ساله اینجا لانه کردم،تاکی به خاطر تو من مسخره مردم بشم
      دیگه بریدم،خسته شدم از این لوکشین تکراری
      خسته شدم از این وضعیت کوفتی
      خسته شدم ازاین دوستان سیگاری
      خسته شدم از این همه خونه موندن
      خسته شدم ازاین که هرسال ازم بپرسن رتبت چند شد!!؟قبول شدی!!؟
      خسته شدم از این همه گول زدن و الکی ادای درس خوندن
      خسته شدم از این همه فریب و دروغی که سرهم کردم
      خسته شدم از این همه فکروخیال و تصور خودم تودانشگاه و رشته‌ی مورد علاقم
      خسته شدم از این همه تست های تکراری که هرکدومشون رو ده‌ها باز زدم
      خسته شدم از انتخاب این دانشگاه یا اون دانشگاه
      پای منم دلش کوچه میخواد،میخواد جاهای متفاوت قدم برداره
      دل منم دوستای جدید و آدمای جدید میخواد،پول میخواد،آزادی میخواد،رفتن به سفر و کلی چیزهای دیگه میخواد
      دیگه اجازه نمیدم که در بند و اسارت کتاب و کنکور بمونم،میخوام ازاین مرحله‌ی کنکور رد بشم و بیفتم دنبال علاقه و کارهایی که دوست دارم انجامشون بدم.
      واسم مهم نیست که مراحل بعدی دانشگاه سخته یا آسون هرچی باشن از این مرحله کنکور آسونتره و آدم میبینه که آخرش به کجا میخواد برسه و دراین شرایط همه‌چی رو هواست
      الانم دقیق ۳ماه دیگه کنکوره قراره صد خودم رو بزارم هرچی قبول بشم بهش راضی ام حتی اگه فوریت پزشکی یه شهر دور باشه فقط میخوام ازاین وضعیت خلاص بشم
      درد من رو فقط اونایی میتونن بفهمن که دوسال پشت کنکور باشن و کنکور هم تنها راهشون باشه
      خلاصه ببخشید سرتون رو درد آوردم امیدوارم تک تکتون به آرزو هاتون برسید و حقتون رو ازاین کنکور بگیرید
      مخلص همه تون هستم شب و روزتون خوش
      اینم بگم بعد کنکور باز میام هر رتبه و رشته‌ای رو که قبول شده باشم رو اینجا میگم چون میدونم که حداقل یه پرستاری یا فوریت قبول میشم

      ۷فروردین۱۴۰۳
      سلام موفق باشید دوست عزیز مطمئن باشید اگه خودتون رو قبول داشته باشید و تلاش تون رو بکنید حتی اگه شما رشته دانشگاه مورد علاقه ات هم قبول نشی اما حداقل پیش خودت دیگه شرمنده نیستی واقعا کنکور یکی از سخت ترین مراحل زندگی یک انسان است که تنها راه عبور از این مرحله داشتن یک اراده فولادین است

    3. Top | #3
      کاربر انجمن

      Ashegh
      تاریخ عضویت
      04 دی 1402
      نوشته ها
      90
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ّFarhan نمایش پست ها
      تازگیا نسبت بهت بیخیال و سرد شدم،یه طوری رفتار میکنم که انگار متجلی و برآورده شدنت تو زندگیم به چپ و راست منه
      ولی خود لعنتیت میدونی چقدر به خاطرت سرکوفت شنیدم،چقدر به خاطرت کوچک و تحقیر شدم،چقدر به خاطرت دروغ گفتم،دل شکوندم،خودم رو نفرین کردم،به خاطرت ازهمه چیم زدم،لامصب به خاطر تو کلی حرف بد شنیدم،کلی داستان پشت سرم بافتن
      اندازه‌ی خرج ۱۰سال خودم خرج تو کردم،به خاطر تو از همه‌ی زندگیم زدم،به خاطر تو تو این چند سال یه روز هم خوش نبودم همش در فکر تو بودم،چقدر شب ها به خاطرت گریه کردم،و چه شب هایی که فقط خواب تو رو میدیدم
      آخه لعنتی من که این همه درد رو به خاطر تو متحمل شدم و جوانیم پای تو گذاشتم،چرا باز نتوسنتم حقم رو ازت بگیرم.
      تاکی من قربانی تو بشم،تاکی فرمانروای اتاق خودم باشم که مثل اسیر چند ساله اینجا لانه کردم،تاکی به خاطر تو من مسخره مردم بشم
      دیگه بریدم،خسته شدم از این لوکشین تکراری
      خسته شدم از این وضعیت کوفتی
      خسته شدم ازاین دوستان سیگاری
      خسته شدم از این همه خونه موندن
      خسته شدم ازاین که هرسال ازم بپرسن رتبت چند شد!!؟قبول شدی!!؟
      خسته شدم از این همه گول زدن و الکی ادای درس خوندن
      خسته شدم از این همه فریب و دروغی که سرهم کردم
      خسته شدم از این همه فکروخیال و تصور خودم تودانشگاه و رشته‌ی مورد علاقم
      خسته شدم از این همه تست های تکراری که هرکدومشون رو ده‌ها باز زدم
      خسته شدم از انتخاب این دانشگاه یا اون دانشگاه
      پای منم دلش کوچه میخواد،میخواد جاهای متفاوت قدم برداره
      دل منم دوستای جدید و آدمای جدید میخواد،پول میخواد،آزادی میخواد،رفتن به سفر و کلی چیزهای دیگه میخواد
      دیگه اجازه نمیدم که در بند و اسارت کتاب و کنکور بمونم،میخوام ازاین مرحله‌ی کنکور رد بشم و بیفتم دنبال علاقه و کارهایی که دوست دارم انجامشون بدم.
      واسم مهم نیست که مراحل بعدی دانشگاه سخته یا آسون هرچی باشن از این مرحله کنکور آسونتره و آدم میبینه که آخرش به کجا میخواد برسه و دراین شرایط همه‌چی رو هواست
      الانم دقیق ۳ماه دیگه کنکوره قراره صد خودم رو بزارم هرچی قبول بشم بهش راضی ام حتی اگه فوریت پزشکی یه شهر دور باشه فقط میخوام ازاین وضعیت خلاص بشم
      درد من رو فقط اونایی میتونن بفهمن که دوسال پشت کنکور باشن و کنکور هم تنها راهشون باشه
      خلاصه ببخشید سرتون رو درد آوردم امیدوارم تک تکتون به آرزو هاتون برسید و حقتون رو ازاین کنکور بگیرید
      مخلص همه تون هستم شب و روزتون خوش
      اینم بگم بعد کنکور باز میام هر رتبه و رشته‌ای رو که قبول شده باشم رو اینجا میگم چون میدونم که حداقل یه پرستاری یا فوریت قبول میشم

      ۷فروردین۱۴۰۳
      اروم باش پسرم آروم باش

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن