X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 12 از 12
    1. Top | #1
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 دی 1399
      نوشته ها
      171
      نمایش مشخصات

      چطور به درس خوندن برگردم؟

      دوستان من دو هفته ای هست درست درس نمیخونم
      یعنی از مهر شروع شد هی ساعت مطالعم اومد پایین تا الان که کلا صفر شده
      چند بارم شروع کردم ولی خیلی سریع حوصلم سر میره و بی خیال میشم
      یعنی با اینکه پشت میز میشینم ولی درس نمیخونم و خودمو زجر میدم.
      کار دیگه ای هم نمیکنم
      نه بیرون میرم نه فیلم و سریال می بینم

      از اون طرف هم نمیتونم خودمو قانع کنم که از ساعت مطالعه کم شروع کنم باز
      یعنی میگم حداقل از 5 6 ساعت شروع کن این که کاری نداره ولی دو ساعتم به زور میخونم.
      خیلی عقب افتادم از آزمون نه بخاطر این دو هفته
      از همون اول مهر
      اصلا میترسم سمتش برم
      انگار نفرین کرده اند... این خاک را اجداد ما
      تا بوده زاری بوده و... تا مانده غم در یاد ما
      ما نسل بازی خورده ایم...آتش به پرهامان زدند
      شاهان به آتش بازی و... نیرنگ و استبداد ما
      بازندگان بازی شطرنج قدرت نسل ماست
      پایان بازی مات بود...از کیش مادرزاد ما.
      ..

    2. Top | #2
      کاربر نیمه فعال

      Khabalod
      تاریخ عضویت
      30 تیر 1398
      نوشته ها
      155
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Paradise.x نمایش پست ها
      دوستان من دو هفته ای هست درست درس نمیخونم
      یعنی از مهر شروع شد هی ساعت مطالعم اومد پایین تا الان که کلا صفر شده
      چند بارم شروع کردم ولی خیلی سریع حوصلم سر میره و بی خیال میشم
      یعنی با اینکه پشت میز میشینم ولی درس نمیخونم و خودمو زجر میدم.
      کار دیگه ای هم نمیکنم
      نه بیرون میرم نه فیلم و سریال می بینم

      از اون طرف هم نمیتونم خودمو قانع کنم که از ساعت مطالعه کم شروع کنم باز
      یعنی میگم حداقل از 5 6 ساعت شروع کن این که کاری نداره ولی دو ساعتم به زور میخونم.
      خیلی عقب افتادم از آزمون نه بخاطر این دو هفته
      از همون اول مهر
      اصلا میترسم سمتش برم
      میخوایید یه مدت با فیلم کلاس برید جلو که یادگیری تون پویا تر باشه و حوصلتون هم سر نره
      بعد که راه افتادید خودخوان برید جلو
      مادرم رخت شسته بود آن روز
      کفتری روی بام خانه نشست
      از لب بام دیدمت، ناگاه
      پشت بام از کبوترم افتاد...

    3. Top | #3
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      21 بهمن 1401
      نوشته ها
      108
      نمایش مشخصات
      منم مثل توعم . الان که دارم اینو مینوسم تا همین چند دقیقه پیش کلی با خودم درگیر بودم . من دوازدهم تجربیم پایه ام صفر نیست ولی خوبم نیست تقریبا هیچی تست نزدم تابستونمم بجز دو سه هفته مابقی الکی گذشت توی مدرسه نمونه ام و هرکی امتحاناشو زیر 15 بگیره اخراجه ( واقعا اخراج کردن چند نفر رو ) جو بشدت رقابتی و پر تنشه نمیتونم مدرسه رو عوض کنم پدر مادرم ازم انتظار دارن که حتتتتما دانشگاه دولتی شهر خودمونو بیارم علوم پزشکی مشهد یا فردوسی مشهد . به هیچ رشته ای جز دندان یا رادیولوژی علاقه ندارم و نمیخوام برم وضع مالی خوبی هم نداریم پدرم کارگره و سنش بالاست ولی با هر جون کندنی هست داره پول درمیاره مادرم هم دنبال کاره (کو کار ؟) هر دوشون با وجود تحصیلات خوبی که دارن ولی با این حال به جایی که حقشون بود نرسیدن همه امیدشون به منه .همه اینها باعث شده که عذاب وجدان بگیرم. ازین که چرا زود تر شروع نکردم .اصلاا این به کنار چرا همین الان شروع نمیکنم ؟ به مهر ک رسید گفتم عب نداره باشه برای سال بعد .ولی با این حال خانواده اصلا اینو قبول ندارن. و انتظار دارن ازم .خب حق هم دارن. من باهاشون حرف زدم ولی بازم روی حرف خودشونن. ببین رفیق اینارو گفتم که بدونی تنها نیستی خیلی ها هستن که مثل توهستن یا یه کمی بهتره یا حتی بد تر . منم ترس از شکست دارم. ازینکه بشینم مث چی بخونم سختی بکشم ولی نرسم. حتی بعضی بچه های کلاس که وعضشون از من بدتر بوده از اول سال با مشاور جلو اومدن و الان خیلی پیشرفت کردن. به غرورم برخورد که چرا اونا اره من نه. گفتم شاید اگه منم مشاور بگیرم خوب بشه قیمتارو که پرسوجو کردم اصلا با وضعم جور نبودن. کلا بیخیال مشاور شدم .تو این دنیا هیچکی کمکت نمیکنه خدا هم به اندازه تلاشت کمک میکنه .ترس از شکست 3 سال زندگیمو خراب کرد که هیچ عذاب وجدانم بهم اضافه کرد .تو رو نمیدونم ولی من نمیخوام اینجوری بمونم. نمیخوام حسرت شروع نکردن به دلم بمونه. شاید بگی جو گیرم یا چی ولی من قول میدم از همین الان که دارم اینو مینویسم با داشته هام پیش برم. نمیتونم گذشته رو جبران کنم یا کاری کنم که وضعع مالی خانوادم اوکی بشه. تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که نزارم تایمم الکی بره .نمیگم که میخوام یه شروع طوفانی داشته باشم یا اینکه دندون رو میارم و اینا نه. اصلا هیچ ضمانتی رو اینده نیست. من الانم رو ضمانت میکنم. ببخشید که زیاد حرف زدم (تایپ کردم ) امید وارم یه جورایی تونسته باشم بهت کمک کنم
      ویرایش توسط game lover : 17 آذر 1402 در ساعت 20:41

    4. Top | #4
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 دی 1399
      نوشته ها
      171
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Sudi نمایش پست ها
      میخوایید یه مدت با فیلم کلاس برید جلو که یادگیری تون پویا تر باشه و حوصلتون هم سر نره
      بعد که راه افتادید خودخوان برید جلو
      این رو انجام دادم و خیلی مفید بود
      ممنونم
      انگار نفرین کرده اند... این خاک را اجداد ما
      تا بوده زاری بوده و... تا مانده غم در یاد ما
      ما نسل بازی خورده ایم...آتش به پرهامان زدند
      شاهان به آتش بازی و... نیرنگ و استبداد ما
      بازندگان بازی شطرنج قدرت نسل ماست
      پایان بازی مات بود...از کیش مادرزاد ما.
      ..

    5. Top | #5
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 دی 1399
      نوشته ها
      171
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط game lover نمایش پست ها
      منم مثل توعم . الان که دارم اینو مینوسم تا همین چند دقیقه پیش کلی با خودم درگیر بودم . من دوازدهم تجربیم پایه ام صفر نیست ولی خوبم نیست تقریبا هیچی تست نزدم تابستونمم بجز دو سه هفته مابقی الکی گذشت توی مدرسه نمونه ام و هرکی امتحاناشو زیر 15 بگیره اخراجه ( واقعا اخراج کردن چند نفر رو ) جو بشدت رقابتی و پر تنشه نمیتونم مدرسه رو عوض کنم پدر مادرم ازم انتظار دارن که حتتتتما دانشگاه دولتی شهر خودمونو بیارم علوم پزشکی مشهد یا فردوسی مشهد . به هیچ رشته ای جز دندان یا رادیولوژی علاقه ندارم و نمیخوام برم وضع مالی خوبی هم نداریم پدرم کارگره و سنش بالاست ولی با هر جون کندنی هست داره پول درمیاره مادرم هم دنبال کاره (کو کار ؟) هر دوشون با وجود تحصیلات خوبی که دارن ولی با این حال به جایی که حقشون بود نرسیدن همه امیدشون به منه .همه اینها باعث شده که عذاب وجدان بگیرم. ازین که چرا زود تر شروع نکردم .اصلاا این به کنار چرا همین الان شروع نمیکنم ؟ به مهر ک رسید گفتم عب نداره باشه برای سال بعد .ولی با این حال خانواده اصلا اینو قبول ندارن. و انتظار دارن ازم .خب حق هم دارن. من باهاشون حرف زدم ولی بازم روی حرف خودشونن. ببین رفیق اینارو گفتم که بدونی تنها نیستی خیلی ها هستن که مثل توهستن یا یه کمی بهتره یا حتی بد تر . منم ترس از شکست دارم. ازینکه بشینم مث چی بخونم سختی بکشم ولی نرسم. حتی بعضی بچه های کلاس که وعضشون از من بدتر بوده از اول سال با مشاور جلو اومدن و الان خیلی پیشرفت کردن. به غرورم برخورد که چرا اونا اره من نه. گفتم شاید اگه منم مشاور بگیرم خوب بشه قیمتارو که پرسوجو کردم اصلا با وضعم جور نبودن. کلا بیخیال مشاور شدم .تو این دنیا هیچکی کمکت نمیکنه خدا هم به اندازه تلاشت کمک میکنه .ترس از شکست 3 سال زندگیمو خراب کرد که هیچ عذاب وجدانم بهم اضافه کرد .تو رو نمیدونم ولی من نمیخوام اینجوری بمونم. نمیخوام حسرت شروع نکردن به دلم بمونه. شاید بگی جو گیرم یا چی ولی من قول میدم از همین الان که دارم اینو مینویسم با داشته هام پیش برم. نمیتونم گذشته رو جبران کنم یا کاری کنم که وضعع مالی خانوادم اوکی بشه. تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که نزارم تایمم الکی بره .نمیگم که میخوام یه شروع طوفانی داشته باشم یا اینکه دندون رو میارم و اینا نه. اصلا هیچ ضمانتی رو اینده نیست. من الانم رو ضمانت میکنم. ببخشید که زیاد حرف زدم (تایپ کردم ) امید وارم یه جورایی تونسته باشم بهت کمک کنم
      چقدر شرایطمون مثل هم هست ولی من دولتی میخونم و متاسفانه کیفیت صفر. اگه بر میگشتم عقب اصلا مدرسه نمی رفتم.
      مشاور داشتم از تابستون ولی اگه نمی داشتم فکر میکنم الان وضعیت بهتری داشتم. تقریبا یک ماهی هست که بدون مشاور پیش میام.
      اونا که می بینی با وجود مشاور پیشرفت کردن خودشون خواستن و مشاور هم میتونست تاثیر داشته باشه در کنارش.
      من با مدیر یکی از تیم های مشاوره ای مشاوره داشتم که خیلی خوب بود خب؟
      ولی تا یکم ضعیف شدم یه جوری منو کنار گذاشت و تمرکزشو گذاشت رو بقیه دانش آموزاش که خیلی ضربه خوردم
      دیر فهمیدم که منو کنار گذاشته و فقط برای اینکه یه پولی بگیره داره یکم وقت میذاره
      اینارو میگم که ببینی حتی مشاور خوبم داشتن لزوما باعث پیشرفتت نمیشه تا خودت یه حرکتی نزنی.

      من یه کاری که انجام دادم و درست و غلطیشو نمیدونم این بود که حذف کردم. طبق مباحثی که کاربر مهدی آرتور گفته بود و این باعث شد که ترسم از شروع دوباره بریزه.
      چون هر وقت شروع میکردم حجم مطالب نخونده رو می دیدم و واقعا فرار می کردم.
      حالا اولویتم خوندن این مباحث هست اگه تایمی اضاف اومد میرم برای بقیه مباحث.
      و مرسی بابت نظرت و وقتی که گذاشتی♡

      راستی من تو برنامه ypt درس میخونم و توی بالا بردن ساعت مطالعم تاثیر داشت.
      تو هم دوست داشتی امتحان کن.
      انگار نفرین کرده اند... این خاک را اجداد ما
      تا بوده زاری بوده و... تا مانده غم در یاد ما
      ما نسل بازی خورده ایم...آتش به پرهامان زدند
      شاهان به آتش بازی و... نیرنگ و استبداد ما
      بازندگان بازی شطرنج قدرت نسل ماست
      پایان بازی مات بود...از کیش مادرزاد ما.
      ..

    6. Top | #6
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      21 بهمن 1401
      نوشته ها
      108
      نمایش مشخصات
      قطعا دانش اموز بايد خودش بخواد كه مشاور بتونه بهش كمك كنه . نميد.نم اين برنامه ypt چيه ولي ممنون از پيشنهات امتحان ميكنم .

    7. Top | #7
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      20 تیر 1402
      نوشته ها
      439
      نمایش مشخصات
      راه حل مشکل شما و تمام کسایی که وضعیتشون مشابه شماست رو کامل توضیح میدم امیدوارم کمک کننده باشه
      1 - دوری از کمالگرایی : یه عده به این جور بچه هایی که نمیتونن درس بخونن سعی میکنن هدف بزرگی که داشتن رو یادآوری کنن مثلا میان میگن یادته تو میخواستی پزشکی دانشگاه تهران قبول بشی و ... در صورتیکه همین هدف بزرگ خودش باعث ایجاد ترس از شکست و احساس ناامیدی میشه چون کسی که الان ساعت مطالعش اومده پایین وقتی وضعیت خودش رو با وضعیت ایده الی که رسیدن به اون هدف بزرگ لازم داره مقایسه کنه کلا ناامید میشه پس بهترین کار در این مواقع فکر نکردن به هدف و فقط انجام وظیفه هست
      2 - حتما یه آزمون شرکت کنید حتی بدترین و ارزون ترین آزمون و بودجه بندی گذشته رو رها کنید و تلاشتون رو برای اولین آزمون پیش رو شروع کنید . میگین نمیشه ؟ خیلی از سرفصل ها سنگینه و بعضیا پیش نیاز داره ؟ خوب فقط از یک درس که میتونی خودت رو بهش برسونی شروع کن اونوقت معجزه شروع رو تا چند ماه آینده در زندگیت خواهی دید . لازم نیست شروع شما بی نقص و عالی باشه چون اگر شما توانایی اینرو داشتی که ساعت مطالعه بالا و کامل داشته باشی امروز اینجا دنبال راهنمایی نبودی متاسفانه یه عده اعتقاد به شروع طوفانی دارن اما نمیدونن که همون گردباد عظیم هم از یک نسیم شروع شده پس یک مدت بی خیال هدف و شمردن ساعت مطالعه بشو و فقط از کوچکترین کاری که میتونی انجام بدی شروع کن ودست از متر کردن فاصله ات با هدف بردار و فقط برو نتیجش رو در آزمون بعدیت ببین تا همین موفقیت های کوچولو کم کم نقش کاتالیزور رو بازی کنه
      ویرایش توسط رامون کاخال : 24 آذر 1402 در ساعت 08:56

    8. Top | #8
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 دی 1399
      نوشته ها
      171
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط رامون کاخال نمایش پست ها
      راه حل مشکل شما و تمام کسایی که وضعیتشون مشابه شماست رو کامل توضیح میدم امیدوارم کمک کننده باشه
      1 - دوری از کمالگرایی : یه عده به این جور بچه هایی که نمیتونن درس بخونن سعی میکنن هدف بزرگی که داشتن رو یادآوری کنن مثلا میان میگن یادته تو میخواستی پزشکی دانشگاه تهران قبول بشی و ... در صورتیکه همین هدف بزرگ خودش باعث ایجاد ترس از شکست و احساس ناامیدی میشه چون کسی که الان ساعت مطالعش اومده پایین وقتی وضعیت خودش رو با وضعیت ایده الی که رسیدن به اون هدف بزرگ لازم داره مقایسه کنه کلا ناامید میشه پس بهترین کار در این مواقع فکر نکردن به هدف و فقط انجام وظیفه هست
      2 - حتما یه آزمون شرکت کنید حتی بدترین و ارزون ترین آزمون و بودجه بندی گذشته رو رها کنید و تلاشتون رو برای اولین آزمون پیش رو شروع کنید . میگین نمیشه ؟ خیلی از سرفصل ها سنگینه و بعضیا پیش نیاز داره ؟ خوب فقط از یک درس که میتونی خودت رو بهش برسونی شروع کن اونوقت معجزه شروع رو تا چند ماه آینده در زندگیت خواهی دید . لازم نیست شروع شما بی نقص و عالی باشه چون اگر شما توانایی اینرو داشتی که ساعت مطالعه بالا و کامل داشته باشی امروز اینجا دنبال راهنمایی نبودی متاسفانه یه عده اعتقاد به شروع طوفانی دارن اما نمیدونن که همون گردباد عظیم هم از یک نسیم شروع شده پس یک مدت بی خیال هدف و شمردن ساعت مطالعه بشو و فقط از کوچکترین کاری که میتونی انجام بدی شروع کن ودست از متر کردن فاصله ات با هدف بردار و فقط برو نتیجش رو در آزمون بعدیت ببین تا همین موفقیت های کوچولو کم کم نقش کاتالیزور رو بازی کنه
      باش حتما ممنونم ازت♡
      انگار نفرین کرده اند... این خاک را اجداد ما
      تا بوده زاری بوده و... تا مانده غم در یاد ما
      ما نسل بازی خورده ایم...آتش به پرهامان زدند
      شاهان به آتش بازی و... نیرنگ و استبداد ما
      بازندگان بازی شطرنج قدرت نسل ماست
      پایان بازی مات بود...از کیش مادرزاد ما.
      ..

    9. Top | #9
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      08 آذر 1397
      نوشته ها
      686
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Paradise.x نمایش پست ها
      دوستان من دو هفته ای هست درست درس نمیخونم
      یعنی از مهر شروع شد هی ساعت مطالعم اومد پایین تا الان که کلا صفر شده
      چند بارم شروع کردم ولی خیلی سریع حوصلم سر میره و بی خیال میشم
      یعنی با اینکه پشت میز میشینم ولی درس نمیخونم و خودمو زجر میدم.
      کتاب رو باز کن و بخون. چی مانعت میشه اینکار رو بکنی؟

    10. Top | #10
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 دی 1399
      نوشته ها
      171
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Username_Copied نمایش پست ها
      کتاب رو باز کن و بخون. چی مانعت میشه اینکار رو بکنی؟
      توصیه مامان طور
      خوابم نمیاد... بخواب
      استرس دارم... استرس نداشته باش

      واقعا نمیدونم اصلا با خودم رو رواست نیستم که بگم از تنبلیه یا چی.
      این مدت چند بار شروع کردم یکی دو روز تا جایی که میشه درسنامه میخونم و فیلم میبینم اما دیگه از روز سوم که مجبور میشم تست های اون مباحث رو بزنم دیگه نمیخونم فرار میکنم به بهانه های مختلف.
      سرعت تست زدنم پایینه و چند ماه درست نشد.
      جونم میاد بالا که یه تست بزنم.
      خود تسته هم که زود بزنم بخاطر پرش فکری و اینا خیلی زمان میبره
      در صورتی که موقع درسنامه خوندن و فیلم دیدن خیلی مرش ذهنی کمتری دارم و اذیت نمیکنه.
      از تست زدن متنفرم اما روی درسنامه خوندن وسواس ندارم.
      انگار نفرین کرده اند... این خاک را اجداد ما
      تا بوده زاری بوده و... تا مانده غم در یاد ما
      ما نسل بازی خورده ایم...آتش به پرهامان زدند
      شاهان به آتش بازی و... نیرنگ و استبداد ما
      بازندگان بازی شطرنج قدرت نسل ماست
      پایان بازی مات بود...از کیش مادرزاد ما.
      ..

    11. Top | #11
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      03 مرداد 1398
      نوشته ها
      604
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Paradise.x نمایش پست ها


      توصیه مامان طور
      خوابم نمیاد... بخواب
      استرس دارم... استرس نداشته باش

      واقعا نمیدونم اصلا با خودم رو رواست نیستم که بگم از تنبلیه یا چی.
      این مدت چند بار شروع کردم یکی دو روز تا جایی که میشه درسنامه میخونم و فیلم میبینم اما دیگه از روز سوم که مجبور میشم تست های اون مباحث رو بزنم دیگه نمیخونم فرار میکنم به بهانه های مختلف.
      سرعت تست زدنم پایینه و چند ماه درست نشد.
      جونم میاد بالا که یه تست بزنم.
      خود تسته هم که زود بزنم بخاطر پرش فکری و اینا خیلی زمان میبره
      در صورتی که موقع درسنامه خوندن و فیلم دیدن خیلی مرش ذهنی کمتری دارم و اذیت نمیکنه.
      از تست زدن متنفرم اما روی درسنامه خوندن وسواس ندارم.
      من نمیدونم دلیلش چیه. اما در مورد خودم اینه که همش به تهش و نتیجه فکر میکنم و احساس ترس دارم که نشه. اما خب از وقتی سعی کردم به نتیجه فکر نکنم و تا جایی که میتونم تلاش کنم بهتر شده. مثلا قبلا تا درس میخوندنم حالم بد بود کتاب رو میذاشتم کنار حالم خوب میشد که باعث میشد درس نخونم. کلا آدم باید علاقه ایجاد کنه واسه خودش که از درس خوندن لذت ببره. مثلا الان یه تیپ تست رو یادگرفتی آفرین. مثبت فکر کردن و امیدوار بودن به شخص من کمک کرده بهتر شدم.
      زخم هاتو دوست داشته باش. اونا شاهدای اصلی اند که چطور شجاعانه زندگی کردی.

    12. Top | #12
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      08 آذر 1397
      نوشته ها
      686
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Paradise.x نمایش پست ها


      توصیه مامان طور
      خوابم نمیاد... بخواب
      استرس دارم... استرس نداشته باش

      واقعا نمیدونم اصلا با خودم رو رواست نیستم که بگم از تنبلیه یا چی.
      این مدت چند بار شروع کردم یکی دو روز تا جایی که میشه درسنامه میخونم و فیلم میبینم اما دیگه از روز سوم که مجبور میشم تست های اون مباحث رو بزنم دیگه نمیخونم فرار میکنم به بهانه های مختلف.
      سرعت تست زدنم پایینه و چند ماه درست نشد.
      جونم میاد بالا که یه تست بزنم.
      خود تسته هم که زود بزنم بخاطر پرش فکری و اینا خیلی زمان میبره
      در صورتی که موقع درسنامه خوندن و فیلم دیدن خیلی مرش ذهنی کمتری دارم و اذیت نمیکنه.
      از تست زدن متنفرم اما روی درسنامه خوندن وسواس ندارم.
      خواندن کتاب یک عمله استرس یک پدیده ذهنیه. دلایل هر موضوعی رو باید پیدا کنید. در ضمن درس خوندن و زحمت کشیدن برای همه سخته. از تست زدن بدت میاد چون سخته. از روی درس خوندن که کاری نداره. تست نشون میده مطلب رو یاد گرفتی یا نه.

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن