X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6
    1. Top | #1
      888
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      23 خرداد 1402
      نوشته ها
      5
      نمایش مشخصات

      چگونه هم یک کنکوری باشم و هم از زندگی لذت ببرم

      سلام
      مدت خیلی زیادیه که بخاطر کنکور خودمو توی خونه حبس کردم
      علاوه بر اینکه خیلی کم حوصله و پرخاشگر شدم
      هیچ علاقه ای به حضور در جمع ها و حتی بیرون رفتن با دوستام ندارم
      از لحاظ روحی که کلا پاشیدم
      حس حماقت و خریت قاطی شده با بی انگیزگی و ناامیدی و ...
      درصد لذت از زندگیم عملا شده منفی یک
      اعتماد بنفسم که کلا هیچی
      بهتره راجع بهش حرف نزنم
      شدم یه جامعه گریز
      اگر راهکار ، پیشنهاد یا هر چیزی که بتونه اندک کمکی بهم بشه رو بیان کنید ممنون میشم

    2. Top | #2
      888
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      23 خرداد 1402
      نوشته ها
      5
      نمایش مشخصات

    3. Top | #3
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      23 دی 1401
      نوشته ها
      39
      نمایش مشخصات
      خودتو دوست داشته باش همین کافیه
      کنترل خودت دربرابر عوامل تخریب کننده
      پناه ببر به بالایی
      به خودت قول بده
      بیشتر باخانواده باش تا جمعیت منفی
      خلاصش باید زندگی کنی نه زیست
      دنبال علایقت برو حتی برای یک ثانیه هم شده
      یادبگیر درس نیمی از زندگیه توهستش شایدم ۲۰ درصد
      هدفف گزاری کن
      برنامه داشته باش
      اشپزی کن اگه خوشت میاد
      بنویس احساساتت رو و بعدش پاره کن شاید رها بشی
      ورزش مدیتیشن رقص موزیک شاد
      نماز خوندن قران خوندن
      خیلی چیزا باعث دلگرمی میشه
      بیرون شدن وپارک رفتن و دیدن مردم جامعه
      نگاه کن به مردم به شادی هاشون به غم هاشون لمس کن زندگی رو
      و...

      بـاشَد کِــه نـَباشَـد خَبَـری اَز خَبَـرَم !


    4. Top | #4
      کاربر باسابقه
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      15 مرداد 1397
      نوشته ها
      511
      نمایش مشخصات
      به نظرم اول یکم رو خودتون کار کنین. هر روز نکات مثبتتونو یاداور شین. با خودتون نگید که ندارم. قطعا داشتین. لحظه هایی که نتیجه گرفتین. تلاش کردین، حس و حال خوبی که تو وقایع زندگیتون رخ داده، هر روز به خودتون یاد اوری کنین.
      کنکور یه مرحلست مثل بقیه مراحل زندگیتون
      قطعا فقط زندگیتون توش خلاصه نمی شه.
      گاهی حس و حال خوبو باید خودمون ایجاد کنیم
      با یکم تنوع تو زندگیمون

    5. Top | #5
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      27 مرداد 1401
      نوشته ها
      142
      نمایش مشخصات
      کار مورد علاقه‌ت رو انجام بده، سفر برو، برای یک مدت از درس کاملاً فاصله بگیر. البته نمی‌دونم امسال کنکور داری یا نه اگه همین دو هفته دیگه کنکور داری توصیه نمیشن اینا و درس خوندنو واسه خودت عذاب نکن. حالا شرایط فرق می‌کنه نمیشه چیزی هم گفت؛ ولی خب تو جوونی و نمی‌ارزه بخوای خودتو نابود کنی. این پرخاشگریا و بی‌حوصلگیا هم طبیعی‌ان. من مثلاً خیلی فیلم و کارتون می‌دیدم تا قبل کنکور؛ و تو سال کنکور هر موقع خسته‌ی مطلق بودم، کتابامو کامل جمع می‌کردم، می‌چیدم توی کمد و فیلم می‌دیدم. ولو تکراری. مثلاً پاندای کونگ‌فوکار ۲ رو من شاید پونزده بار تو سال کنکورم نگاه کردم. همیشه هم فرداش احساس خیلی بهتری داشتم. یه تفریح کوچولو واسه خودت انتخاب کن و یه مدت فاصله بگیر از درس.
      درباره‌ی اعتماد به نفس و اینا هم، می‌دونی ۹۹.۹٪ کنکوریا حالشون بده، دعوا می‌کنن، از خودشون بدشون میاد، تو جمع‌ها غایبن و اینا. معمولاً با ورود به دانشگاه و گواهینامه گرفتن و کلاً فعالیت کردن، حسِ اعتماد به نفسشون برمی‌گرده. پس نگران نباش.

    6. Top | #6
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      22 بهمن 1400
      نوشته ها
      319
      نمایش مشخصات
      یک سری تفکراتی هست که به تجربه ی خودم، نه تنها کمک نکردن، که باعث اتلاف وقت هم شدن.
      نمیدونم با چه کلماتی، با چه بیانی و چه لفظی، ایده هامو انتقال بدم.
      تو فلسفله ی ذن و کنفوسیوس گرایی اونطوری که من متوجه شده باشم، تاکید بر معنا هست. با این عنوان که اگه به دنبال لذت باشیم، تنها چیزی که گیرمون میاد، عدم لذته! یعنی برای رسیدن به لذت ( سعادت ) باید یک سری اعمال مفید انجام بدیم ( فضیلت ) و این مسیر، رنج داره.
      بچه که بودم، من و برادرم شبا پاهامون درد میکرد؛ دکتر یه جمله ای گفت که یادم نمیره : «رشد، درد داره.»
      حالا حکمت عملی اش میشه اینکه سعی کنیم کارامون معنادار باشن. اینکه از چیزای کوچیک لذت ببریم. چه میدونم یه چایی، دیدن یه دوست، خوندن یه کتابی که درگیرت نکنه و این حرفا.
      مخالف نظر همه، به نظرمن، با همین فرمون ادامه بده؛ وقتی از خستگی و کلافگی از درس فرار میکنم، متوجه میشم که واقعا این ناراحتی و عذاب رو بخش اعظمش، خودم برای خودم میسازم؛ ناخودآگاه و بدمصب. اتفاقا آرتور عزیز هم تو یه تاپیکی به این مورد اشاره کرده و با خوندنش متوجه شدم که واقعا تجربه ی من و استنتاجی که کردم، درست بوده. برای مدت های مدید سعی کردم خلاف جریان شنا کنم؛ سعی کردم از رنج مسیر، پرهیز کنم؛ هر کاری رو امتحان کردم که خودمو از واقعیت دور کنم ولی انصافا واقعیت همیشه هم گل و بلبل نیست؛ مسیر کنکور، داستان شیرین تک شاخ دریایی نیست متاسفانه. این مورد رو به نظرم پیچیده سازی نکنیم بهتره. دوستان در مورد هر کاری گفتن الا خود درس خوندن. تنها راهکاری که به نظرم میاد، داشتن یه نظم و دیسیپلین هست.
      من خودم چند باری از همون سال های پایه تو این موقعیت گیر کردم و متاسفانه همیشه به بهانه ی بهتر شدن حالم، از درس فاصله گرفتم. و این نکته ی طلایی رو فراموش کردم که «اگه الان سخته، 5 دقیقه دیگه ناممکنه @_@»
      احتمال زیاد، فشار هفته های آخر و آزمونای جامع و این استرس فراموشی و اینها، دست به دست هم دادن و مسبب این وضعیت شدن.
      و اینکه مخلصانه بگم، انجمن نیای بهتره. بعضی سوالات رو وقتی نگاه به مرجع پاسخ میندازی، متوجه میشی که پیدا کردن جواب، چندان به صرفه نخواهد بود.
      به عنوان کسی که خودش مدت ها تو باتلاق مسموم فکر خودش بوده، امیدوارم کمک کرده باش
      م @888
      !Omne animal post coitum triste
      ویرایش توسط ZanaP : 25 خرداد 1402 در ساعت 10:39

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن