خانه شیمی

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 11 از 11
    1. Top | #1
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      نمایش مشخصات

      Post 40 درصد عربی کنکور همین الان با یه تاپیک بز جیبت!!!

      "ترجمه عربی"
      روش حل و برخورد با صورت سوالات ترجمه
      1 مطالعه ی سطحی و یافتن فعل و ضمیر و اسم اشاره و موصوف و صفت و معرفه نکره و .... = حذف 1 الی 3 گزینه
      2 بررسی و مقایسه ی هر گونه تضاد در گزینه های باقی مانده و یافتن جواب نهایی

      فعل را به صورت مصدر و مصدر را به صورت فعل ترجمه نکنیم
      خَلَقَ الله: خداوند خلق کرد
      خَلْق الله: خلق کردن خداوند
      إنتشار: منتشر شدن
      إنتَشَرَ : منتشر کرد

      فقط زمانی که بر سر مصدر کلمه ای بیاید که معنای آن حالت اجبار بگیرد باید مصدر را به شکل فعل ترجمه کرد.
      واجب، یلزم علی، یجب علی، علی
      واجبکم الدفاع: شما باید دفاع کنید.

      به تفاوت ترجمه ی جملات اسمیه و فعلیه خیلی توجه کنیم:
      اسمیه: أنا معلّم : من معلم هستم. معادل جملات اسنادی در فارسی
      فعلیه: أنا اُعَلِّّمُ : من تعلیم می دهم.

      کان + (قد) ماضی = ماضی بعید
      کان ذهب = رفته بود
      کان + مضارع= ماضی استمراری
      کان یذهبُ = می رفت
      کانت تَتغذُّي = تغذیه می کردند (سراسری 1400)

      لم/لمّا + مضارع مجزوم= ماضی منفی
      لم یذهبْ = ما ذهب = نرفت
      اگر مضارع مجزوم نباشد لم و لمّا معنای هنگامی که می دهد.

      قد قبل از فعل مضارع معنای گاهی می دهد ولی قبل از فعل ماضی تاثیری در ترجمه ندارد.

      فعل مجهول
      ماضی: فُعِلَ (شد)
      قُتِلَ : (کشته شد/ به قتل رسید)
      مضارع: یُفْعَلُ (می شود)
      یُقتَلُ : (کشته می شود)

      مضارع منصوب:
      أن/لن/کی/حتّی/إذن/ل ناصبه
      به جز لن همه معنای که و تا اینکه می دهند
      نُرید من الله أن یجعل لنا لسانَ الصّدق في الآخرین: از خدا می خواهیم که برای ما یاد نیکو را در میان آیندگان قرار دهد! (سراسری 99)
      لن= نخواهد
      لن تَراني: مرا نخواهی دید
      لن یذهبَ : نخواهد رفت
      لن + مضارع = اینده منفی
      س/سوف + مضارع = اینده مثبت
      أن یذهبَ : که برود/برود که

      ال نشانه معرفه است ولی در یک حالت اسم ال دار نکره ترجمه می شود.
      اسم ال دار + الذي، التي، الذین ..... = اسم نکره + که
      الرجلُ الذي = مردی که
      الشّباب الّذین = جوانانی که (سراسری 95)


      اسمی که ال ندارد= نکره
      معلمٌ= معلمی = یک معلم (گزینه غلط: معلم خالی)


      دو اسم نکره: کتب مفیده: کتاب های مفیدی = کتاب هایی مفید

      کم و اضافه:
      مقایسه گزینه ها با صورت سوال > چک کردن هر کلمه بیشتر یا کمتر نسبت به صورت سوال > کم و اضافه شدن این، آن، یک، در و ...


      توجه به مفرد و جمع کلمات:
      مشکلات: المشاکل (نه المشکل)
      ظلمات: تاریکی ها (نه تاریکی) سراسری 99
      واو در وسط جمله+ ضمیر منفصل (أنا، هم، هو، انت و.....) = در حالی که ترجمه می شود.

      علي دخل البیت و هو کان یضحک: علی در حالی که می خندید وارد خانه شد.

      وقتی در یک عبارت، فعل جمله اول «ماضی» و فعل جمله دوم «مضارع» باشد، فعل مضارع به صورت «ماضی استمراری» می‌آید.
      سمعت نداء یدعونی الی الحق: صدایی شنیدم که مرا به حق دعوت می‌کرد.
      قرأتُ کتابا مؤلّفُه لم یکن قادراً علی تحریک یده ولکنّه یرسم یُنشد و یُؤلّف! : کتابی خواندم که نویسنده ی آن قادر به حرکت دادن دستش نبود ولیکن نقاشی می کرد و شعر می سرود و تالیف می کرد! (سراسری 98)

      لای نفی جنس= لا + اسم
      لا معلمَ فی الصف. هیچ معلمی در کلاس نیست.

      ضمایر متصل و منفصل:
      1- اسم + ضمیر = اسم + اسم = مضاف الیه
      کتابی
      2- فعل + ضمیر = فعل+مفعول
      نعلمّه

      جملات شرطی:
      ادوات شرط (إن، مَن، ما، أینما، إذا) + فعل شرط (مجزوم) + جواب شرط (مجزوم)

      اذا: هم معنای زمانی که می دهد هم معنای اگر که. در جملات شرطیه معنای دوم آن به کار می رود هم چنین اذا فعل شرط و جواب شرط را مجزوم نمی کند ولی از لحاظ معنایی معنای جمله را شرطیه می کند.

      لَئن، ولَو، وإن= حتی اگر، اگر چه

      جمله شرطیه به صورت مضارع گرایش به آینده ترجمه می شود.

      اسم اشاره + اسم ال دار = مبتدا و عطف بیان
      هذا الألم: این درد
      اسم اشاره + اسم نکره = مبتدا و خبر
      هذا ألمٌ : این درد است.

      هر جمله وصفیه یک صفت:
      هذا معلم یدرس کثیرا: این معلمی است که زیاد درس می دهد.

      ترکیب وصفی: مطابقت در جنس و تعداد و معرفه یا نکره بودن
      ترکیب اضافی: مضاف ال و تنوین نمی گیرد و مضاف الیه یا کسره می گیرد یا علامت تنوین کسره و یا ین.

      اسم (1) + ضمیر (2) + صفت (3) =
      أمَّتنا الإسلامیة: امت اسلامی ما
      ترتیب ترجمه= 1 > 3 > 2

      کل + مفرد = هر : کل مِّن = هر یک از
      کل + جمع = همه : کل المسلمین = همه ی مسلمانان

      اسم تفضیل: أفعل - فعلی
      خیر مِّن = بهتر از
      خیر = بهترین
      شرٌّ مِّن= بدتر از
      شرٌّ = بدترین

      مفعول مطلق: برای تاکید یا مثال یا صفت اوردن برای فعل می آید و مصدری از خود فعل است.

      حال: حالت اسم را بیان می کند. مشتق (قید حالت)
      1- فعل+ اسم معرفه + مشتق (حال)
      2- فعل + اسم معرفه + و + ضمیر + خبر
      جاء علی ضاحکا: علی خندان آمد.
      جاء علی و هو ضاحک : علی در حالی که می خندید آمد.

      تمیز: اسم + جمله + جامد (منصوب)
      هو أکثر منیّ علماً

      اعداد:
      ترتیبی= ال+ال: الدرس الثالث
      شمارشی= خمس معلمات
      معدود: 3 تا 10 همه جمع است و مجرور از ان پس مابقی فردند و منصوب
      10 و 100 و 1000 (عقود) فردند و مجرور

      إخ : جمع
      أخ : جمع نیست

      نشانه های جزم:
      1 - ساکن
      2 - حذف اعراب
      3 - کسره عارضی

      أن + لا : لا صد در صد نفی قبل فعل است.

      هرگاه در تست ترجمه اول جمله کلمه با ال شروع شود جمله اسمیه است و قطعا در ترجمه همان اسم در اول ترجمه می آید
      مثال:
      الفشل تحمله ..

      ۱.تحمل شکست
      ۲. پذیرش شکست ..
      ۳. شکست تحملش
      گزینه۳ صحیح است.

      هناک در ابتدای جمله معنای وجود دارد- هست. (هنا= اینجا، هناک= آنجا)

      لـِ در ابتدای جمله معنای داشتن می دهد. (گزینه هایی که "برای" دارند غلط اند)
      لی کتاب: کتابی دارم.

      علینا، واجب علینا، واجبنا، یلزم علینا، یجب علینا (تعریب باید)
      مثال سراسری 98:
      علیّ = بر من لازم است-بر من است. گزینه ای که گفته باید خالی (چیز دیگری نگفته بعد از باید) غلط است.


      الّا= بجز، مگر
      الّا + جمله منفی= فقط + جمله مثبت


      هولاء + اسم ال دار -> مفرد: این
      هولاء المعلمات: این معلم ها


      اسم نکره "تنوین دار" -> ی نکره
      تکرار اسم نکره "ال دار" -> این و آن
      مثال سراسری 98: (99 هم آمد)
      اسب هایی (افراساً-نکره-تنوین دار) را دیدم، آن اسب ها (الافراس-معرفه-ال دار) کنار صاحبشان بودند.

      توضیح بیشتر:
      معمولاً هرگاه اسمی به صورت نکره بیاید و همان اسم دوباره همراه با (ال) تکرار شود می توان الف و لامش را «آن» یا «این» ترجمه کرد: یعنی اشاره داریم اما بدون اسم اشاره به عبارت دیگر ال معنایش اشاره است.


      تعلیم: یاد دادن-آموزش
      تعلّم= یادگرفتن-آموختن

      فن ترجمۀ کانَ + لـِ // کانَ + عند // کانَ+ لدی:
      (كانَ + لِـ) یا (كانَ + عند) (كانَ + لَدَیَّ) به معناي «داشت» + شناسه‌ها» ترجمه مي‌شود :
      كانَ لدَينا آمالٌ = آرزوهايي داشتیم.
      کانَ عِندی کتابٌ: کتابی داشتم.
      کانَ لـِصدیقی مَرَضٌ جِلدیٌّ فَذهـبَ إلی المستشفی:
      دوستم بیماری پوستی داشت، پس به بیمارستان رفت.
      کانَ لِإبنِ المُقفّعِ دَورٌ عظیمٌ فی هذا التأثیرِ:
      ابن مقفع دراین تأثیر گذاری نقش بزرگی داشت.
      كانت لي جدة حنون تُقيم صلاة الّليل كثيراً:
      مادر بزرگ مهرباني داشتم كه نماز شب بسياري برپاي مي‌داشت.
      كان عند التلامیذ معلمونَ مُشفِقونَ: دانش آموزان معلمان دلسوزی داشتند.

      «لِـ» که در اصطلاح «لام امر يا لام جازمه» نامیده می شود فقط بر سر شش صيغۀ غايب و دو صيغۀ متكلّم می ‌آيد و به صورت «باید + مضارع التزامی» در فارسی ترجمه می شود.
      مانند: لِيَنظُرْ = بايد نگاه كند / لِيُنفِقوا: بايد انفاق كنند / لِنَذهبْ : بايد برويم.
      «لِـ» أمر هرگاه بعد از حروف عطف ( وَ، فَـ ، ثُمَّ) بیاید، ساکن می شود، فَـلْـيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْت

      تذکّرَ: به یاد آورد
      ذَکرَ: یاد کرد


      ساختار « ما مِن + اسم نکره» از نظر معنا معادل ساختار «لا» نفی جنس است، یعنی مانند هم ترجمه می شوند، و در ترجمۀ آنها از « هیچ + اسم نکره + فعل منفی مانندِ نیست و ... » استفاده می کنیم:
      ما مِن رَجُلٍ يَغرِسُ غَرساً إلاّ کَتَبَ اللّه لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما يَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِکَ الغَرسِ.
      هیچ مردی نیست که کِشتی یا نهالی می کارد (بکارد) مگر اینکه خداوند برایش به اندازه آنچه از آن نهال، میوه ای درمی آورد، پاداش نوشت (می نویسد).
      ما من صابر يصبر علـى الـمشاكل الّا و هو يحصل علـى النّجاح!
      هيچ صبر کننده ای نیست که بر مشکلات صبر کند مگر اینکه به موفقیت دست می یابد.
      منفی «مامن مسلم يزرع زرعاً ==== لا مسلمَ يزرع زرعاً

      باب انفعال همیشه لازم است يعني به مفعول نياز ندارد. و در ترجمه نیازی به (را) نیست.
      فعل های بر وزن (فَعُـلَ) لازم هستند؛ قَرُبَ: نزدیک شد؛ بَعـُدَ: دور شد...
      إذا حَسُنت أخلاقُ الإنسانِ كَـثـُر أصدقاؤه: هرگاه اخلاق شخص نیکو و پسندیده باشد دوستانش زیاد می شود.

      «إنّ» از حروف مشبهة بالفعل است كه كلّ جمله بعد از خود را مورد تأکید قرار می دهد، و وقوع کار در آن قطعی و یقینی است بنابراين هنگام ترجمه قیدهاي تأکیدی «حتماً، قطعاً، بي شك» بايد در اول جمله بیایند.

      هرگاه پس از اسم اشاره «هذه و تلک»، اسم بدون «ال» بیاید، و آن اسم، جمع غیر انسان باشد، هذه را مي توان به (اینها) و تلک را به (آنها) یعنی به صورت جمع ترجمه كرد.
      هذه ظواهر الطبيعة : اينها پديده های طبيعت اند.
      تلك کنوز الحکمة : آنها گنج های حكمت هستند
      هذه صفاتٌ يُحبُّها المؤمنون : اینها صفاتی هستند که مؤمنان آنها را دوست دارند.

      هرگاه عین الفعل «حزن» در مضارع ضمه (ــُـ) داشته باشد، متعدی است و به مفعول نیاز دارد به معنای «ناراحت کردن» است؛
      مانند: این آیه: .... وَ لا يَحـزُنْکَ قَولُهُم إنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَميعاً... گفتارشان نباید تو را ناراحت کند؛ زيرا ارجمندی، همه از آنِ خداست.

      و اگر عین الفعل «حزن» در مضارع فتحه (ــَـ) داشته باشد، لازم است و به مفعول نیازی ندارد به معنای «ناراحت شدن»
      مانند: این آیه: ...لا تَحزَن إنَّ اللهَ مَعَنا ... ناراحت مباش؛ همانا خدا با ماست.


      فعل های «جاء و أَتَی» هر دو به معنای «آمد» هستند که مضارع آنها= «یَجیءُ و یأتي»
      هر گاه این دو فعل و صیغه های مختلف آنها همراه حرف جر «بِـ» به کار روند به معنای «آورد» ترجمه می شوند. و حرف جر «بـِ» در معنای اصلی خود بکار نمی رود.
      وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّي أَعْلَمُ بِـمَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ مِنْ عِنْدِهِ: موسی (ع) گفت: پروردگار من بهتر می‌داند که چه کسی هدایت را از سوی او آورده‌ است.

      اگر بعد از مفعول مطلق جمله بعد از نکره (جمله وصفیه) آمده باشد آن را مفعول مطلق نوعی به حساب می آوریم یعنی دارای صفتی است که به صورت جمله‌ آمده و در ترجمه ی آن از کلماتی همچون، (به گونه ای، به صورتی، به شکلی) استفاده می کنیم؛
      أستغفرُ اللهَ إستغفاراً یُصلِـحُ اعمالی فی الحیاة: از خداوند به گونه ای آمرزش می خواهم که اعمالم را در زندگی اصلاح کند.

      اگر کان و امثال آن کانا، کانوا، کُنتَ، كُنتُم، كُنَّا و ... در جمله ای بیاید و چند فعل به آن عطف شوند، فقط یکبار از کان استفاده می کنیم، اما همه فعل های بعد از آن با توجه به کان ترجمه میشوند.
      کان التلمیذ یطالعُ و یکتبُ : دانش آموز مطالعه می کرد و می نوشت.

      هر گاه بعد از «ليتَ» و «لعلَّ» فعل مضارع بیاد معمولاً در ترجمه آن از مضارع التزامی استفاده مي‌كنيم:
      ليت الانسانَ يُجهّز بجناحَي العلمِ و الدين‌: كاش انسان به دو بال علم و دين مجهز شود.

      هر گاه قبل از قد (کان، کانا، کانوا ....) بیاید قد را در نظر نمی گیریم، و ماضی را به صورت بعید ترجمه می کنیم؛
      کان التلمیذ قد کتب دروسه: دانش آموز درسهایش را نوشته بود.

      در موارد زیر جمع به صورت مفرد ترجمه می شود:
      ۱) اسم اشاره (هؤلاء و اُولئک) قبل از اسم ال دار : اُولئک المؤمنونَ: آن مؤمنان / هؤلاء التلامیذُ: این دوستان
      ۲) اگر خبر مفرد به صورت جمع باشد. المؤمنونَ صادقونَ: مؤمنان صادق هستند.
      ۳) اگر صفت جمع باشد. الطالبات المجتهدات: دانش آموزان کوشا
      ۴) اگر معدودِ اعداد جمع باشد: اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ: خدا همان است که هفت آسمان را آفرید
      5) اگر حال مفرد به صورت جمع باشد. رجع الطلّاب من المدرسة ضاحکینَ: دانش آموزان از مدرسه خندان بازگشتند.

      + بازم هست ولی اینارو فعلا داشته باشید تا اضاف کنم

      + به نظرم همینارو بلد باشید کافیه و بقیه ریز نکات باید داخل تست زدن آموخته و با تکرار تثبیت بشن. وگرنه شما هزار صفحه جزوه ترجمه هم بخونی ولی تست نزنی و از این نکات استفاده نکنی هیچ فایده ای نداره براتون، ولی دو تا جزوه مشتی واسه ترجمه هم میذارم برای مرور تون حتما یه نگاهی بندازید:
      https://www.uplooder.net/files/989cc...بی.rar.html
      + اینم 470 تست ترجمه و تعریب واسه تمرین تون: (کنکور و تالیفی جدا)
      https://www.uplooder.net/files/333a9...مه.zip.html
      ‏«چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست.»

    2. Top | #2
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      نمایش مشخصات
      رزرو برای ادامه نکات (در صورت نیاز)
      ‏«چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست.»

    3. Top | #3
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      نمایش مشخصات
      Up


    4. Top | #4
      کاربر فعال

      Romantic
      نمایش مشخصات
      چه تاپیک خوبی!

      به عنوان کسی که عربی کنکورشو خوب زد میتونم بگم واقعا خیلی خلاصه و جمع و جور نکات گفته شده و عالیه. حتما استفاده کنید.
      ----* خبری نیس *----

    5. Top | #5
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      نمایش مشخصات
      UP
      ‏«چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست.»

    6. Top | #6
      کاربر باسابقه

      نمایش مشخصات
      up
      خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
      این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....

    7. Top | #7
      کاربر انجمن

      نمایش مشخصات
      بیا بالا

    8. Top | #8
      کاربر نیمه فعال

      نمایش مشخصات
      Up
      اوکی ولی عربی رو قشنگ میشه به این درصد رسوند..((:

    9. Top | #9
      کاربر اخراجی

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi_artur نمایش پست ها
      "ترجمه عربی"
      روش حل و برخورد با صورت سوالات ترجمه
      1 مطالعه ی سطحی و یافتن فعل و ضمیر و اسم اشاره و موصوف و صفت و معرفه نکره و .... = حذف 1 الی 3 گزینه
      2 بررسی و مقایسه ی هر گونه تضاد در گزینه های باقی مانده و یافتن جواب نهایی

      فعل را به صورت مصدر و مصدر را به صورت فعل ترجمه نکنیم
      خَلَقَ الله: خداوند خلق کرد
      خَلْق الله: خلق کردن خداوند
      إنتشار: منتشر شدن
      إنتَشَرَ : منتشر کرد

      فقط زمانی که بر سر مصدر کلمه ای بیاید که معنای آن حالت اجبار بگیرد باید مصدر را به شکل فعل ترجمه کرد.
      واجب، یلزم علی، یجب علی، علی
      واجبکم الدفاع: شما باید دفاع کنید.

      به تفاوت ترجمه ی جملات اسمیه و فعلیه خیلی توجه کنیم:
      اسمیه: أنا معلّم : من معلم هستم. معادل جملات اسنادی در فارسی
      فعلیه: أنا اُعَلِّّمُ : من تعلیم می دهم.

      کان + (قد) ماضی = ماضی بعید
      کان ذهب = رفته بود
      کان + مضارع= ماضی استمراری
      کان یذهبُ = می رفت
      کانت تَتغذُّي = تغذیه می کردند (سراسری 1400)

      لم/لمّا + مضارع مجزوم= ماضی منفی
      لم یذهبْ = ما ذهب = نرفت
      اگر مضارع مجزوم نباشد لم و لمّا معنای هنگامی که می دهد.

      قد قبل از فعل مضارع معنای گاهی می دهد ولی قبل از فعل ماضی تاثیری در ترجمه ندارد.

      فعل مجهول
      ماضی: فُعِلَ (شد)
      قُتِلَ : (کشته شد/ به قتل رسید)
      مضارع: یُفْعَلُ (می شود)
      یُقتَلُ : (کشته می شود)

      مضارع منصوب:
      أن/لن/کی/حتّی/إذن/ل ناصبه
      به جز لن همه معنای که و تا اینکه می دهند
      نُرید من الله أن یجعل لنا لسانَ الصّدق في الآخرین: از خدا می خواهیم که برای ما یاد نیکو را در میان آیندگان قرار دهد! (سراسری 99)
      لن= نخواهد
      لن تَراني: مرا نخواهی دید
      لن یذهبَ : نخواهد رفت
      لن + مضارع = اینده منفی
      س/سوف + مضارع = اینده مثبت
      أن یذهبَ : که برود/برود که

      ال نشانه معرفه است ولی در یک حالت اسم ال دار نکره ترجمه می شود.
      اسم ال دار + الذي، التي، الذین ..... = اسم نکره + که
      الرجلُ الذي = مردی که
      الشّباب الّذین = جوانانی که (سراسری 95)


      اسمی که ال ندارد= نکره
      معلمٌ= معلمی = یک معلم (گزینه غلط: معلم خالی)


      دو اسم نکره: کتب مفیده: کتاب های مفیدی = کتاب هایی مفید

      کم و اضافه:
      مقایسه گزینه ها با صورت سوال > چک کردن هر کلمه بیشتر یا کمتر نسبت به صورت سوال > کم و اضافه شدن این، آن، یک، در و ...


      توجه به مفرد و جمع کلمات:
      مشکلات: المشاکل (نه المشکل)
      ظلمات: تاریکی ها (نه تاریکی) سراسری 99
      واو در وسط جمله+ ضمیر منفصل (أنا، هم، هو، انت و.....) = در حالی که ترجمه می شود.

      علي دخل البیت و هو کان یضحک: علی در حالی که می خندید وارد خانه شد.

      وقتی در یک عبارت، فعل جمله اول «ماضی» و فعل جمله دوم «مضارع» باشد، فعل مضارع به صورت «ماضی استمراری» می‌آید.
      سمعت نداء یدعونی الی الحق: صدایی شنیدم که مرا به حق دعوت می‌کرد.
      قرأتُ کتابا مؤلّفُه لم یکن قادراً علی تحریک یده ولکنّه یرسم یُنشد و یُؤلّف! : کتابی خواندم که نویسنده ی آن قادر به حرکت دادن دستش نبود ولیکن نقاشی می کرد و شعر می سرود و تالیف می کرد! (سراسری 98)

      لای نفی جنس= لا + اسم
      لا معلمَ فی الصف. هیچ معلمی در کلاس نیست.

      ضمایر متصل و منفصل:
      1- اسم + ضمیر = اسم + اسم = مضاف الیه
      کتابی
      2- فعل + ضمیر = فعل+مفعول
      نعلمّه

      جملات شرطی:
      ادوات شرط (إن، مَن، ما، أینما، إذا) + فعل شرط (مجزوم) + جواب شرط (مجزوم)

      اذا: هم معنای زمانی که می دهد هم معنای اگر که. در جملات شرطیه معنای دوم آن به کار می رود هم چنین اذا فعل شرط و جواب شرط را مجزوم نمی کند ولی از لحاظ معنایی معنای جمله را شرطیه می کند.

      لَئن، ولَو، وإن= حتی اگر، اگر چه

      جمله شرطیه به صورت مضارع گرایش به آینده ترجمه می شود.

      اسم اشاره + اسم ال دار = مبتدا و عطف بیان
      هذا الألم: این درد
      اسم اشاره + اسم نکره = مبتدا و خبر
      هذا ألمٌ : این درد است.

      هر جمله وصفیه یک صفت:
      هذا معلم یدرس کثیرا: این معلمی است که زیاد درس می دهد.

      ترکیب وصفی: مطابقت در جنس و تعداد و معرفه یا نکره بودن
      ترکیب اضافی: مضاف ال و تنوین نمی گیرد و مضاف الیه یا کسره می گیرد یا علامت تنوین کسره و یا ین.

      اسم (1) + ضمیر (2) + صفت (3) =
      أمَّتنا الإسلامیة: امت اسلامی ما
      ترتیب ترجمه= 1 > 3 > 2

      کل + مفرد = هر : کل مِّن = هر یک از
      کل + جمع = همه : کل المسلمین = همه ی مسلمانان

      اسم تفضیل: أفعل - فعلی
      خیر مِّن = بهتر از
      خیر = بهترین
      شرٌّ مِّن= بدتر از
      شرٌّ = بدترین

      مفعول مطلق: برای تاکید یا مثال یا صفت اوردن برای فعل می آید و مصدری از خود فعل است.

      حال: حالت اسم را بیان می کند. مشتق (قید حالت)
      1- فعل+ اسم معرفه + مشتق (حال)
      2- فعل + اسم معرفه + و + ضمیر + خبر
      جاء علی ضاحکا: علی خندان آمد.
      جاء علی و هو ضاحک : علی در حالی که می خندید آمد.

      تمیز: اسم + جمله + جامد (منصوب)
      هو أکثر منیّ علماً

      اعداد:
      ترتیبی= ال+ال: الدرس الثالث
      شمارشی= خمس معلمات
      معدود: 3 تا 10 همه جمع است و مجرور از ان پس مابقی فردند و منصوب
      10 و 100 و 1000 (عقود) فردند و مجرور

      إخ : جمع
      أخ : جمع نیست

      نشانه های جزم:
      1 - ساکن
      2 - حذف اعراب
      3 - کسره عارضی

      أن + لا : لا صد در صد نفی قبل فعل است.

      هرگاه در تست ترجمه اول جمله کلمه با ال شروع شود جمله اسمیه است و قطعا در ترجمه همان اسم در اول ترجمه می آید
      مثال:
      الفشل تحمله ..

      ۱.تحمل شکست
      ۲. پذیرش شکست ..
      ۳. شکست تحملش
      گزینه۳ صحیح است.

      هناک در ابتدای جمله معنای وجود دارد- هست. (هنا= اینجا، هناک= آنجا)

      لـِ در ابتدای جمله معنای داشتن می دهد. (گزینه هایی که "برای" دارند غلط اند)
      لی کتاب: کتابی دارم.

      علینا، واجب علینا، واجبنا، یلزم علینا، یجب علینا (تعریب باید)
      مثال سراسری 98:
      علیّ = بر من لازم است-بر من است. گزینه ای که گفته باید خالی (چیز دیگری نگفته بعد از باید) غلط است.


      الّا= بجز، مگر
      الّا + جمله منفی= فقط + جمله مثبت


      هولاء + اسم ال دار -> مفرد: این
      هولاء المعلمات: این معلم ها


      اسم نکره "تنوین دار" -> ی نکره
      تکرار اسم نکره "ال دار" -> این و آن
      مثال سراسری 98: (99 هم آمد)
      اسب هایی (افراساً-نکره-تنوین دار) را دیدم، آن اسب ها (الافراس-معرفه-ال دار) کنار صاحبشان بودند.

      توضیح بیشتر:
      معمولاً هرگاه اسمی به صورت نکره بیاید و همان اسم دوباره همراه با (ال) تکرار شود می توان الف و لامش را «آن» یا «این» ترجمه کرد: یعنی اشاره داریم اما بدون اسم اشاره به عبارت دیگر ال معنایش اشاره است.


      تعلیم: یاد دادن-آموزش
      تعلّم= یادگرفتن-آموختن

      فن ترجمۀ کانَ + لـِ // کانَ + عند // کانَ+ لدی:
      (كانَ + لِـ) یا (كانَ + عند) (كانَ + لَدَیَّ) به معناي «داشت» + شناسه‌ها» ترجمه مي‌شود :
      كانَ لدَينا آمالٌ = آرزوهايي داشتیم.
      کانَ عِندی کتابٌ: کتابی داشتم.
      کانَ لـِصدیقی مَرَضٌ جِلدیٌّ فَذهـبَ إلی المستشفی:
      دوستم بیماری پوستی داشت، پس به بیمارستان رفت.
      کانَ لِإبنِ المُقفّعِ دَورٌ عظیمٌ فی هذا التأثیرِ:
      ابن مقفع دراین تأثیر گذاری نقش بزرگی داشت.
      كانت لي جدة حنون تُقيم صلاة الّليل كثيراً:
      مادر بزرگ مهرباني داشتم كه نماز شب بسياري برپاي مي‌داشت.
      كان عند التلامیذ معلمونَ مُشفِقونَ: دانش آموزان معلمان دلسوزی داشتند.

      «لِـ» که در اصطلاح «لام امر يا لام جازمه» نامیده می شود فقط بر سر شش صيغۀ غايب و دو صيغۀ متكلّم می ‌آيد و به صورت «باید + مضارع التزامی» در فارسی ترجمه می شود.
      مانند: لِيَنظُرْ = بايد نگاه كند / لِيُنفِقوا: بايد انفاق كنند / لِنَذهبْ : بايد برويم.
      «لِـ» أمر هرگاه بعد از حروف عطف ( وَ، فَـ ، ثُمَّ) بیاید، ساکن می شود، فَـلْـيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْت

      تذکّرَ: به یاد آورد
      ذَکرَ: یاد کرد


      ساختار « ما مِن + اسم نکره» از نظر معنا معادل ساختار «لا» نفی جنس است، یعنی مانند هم ترجمه می شوند، و در ترجمۀ آنها از « هیچ + اسم نکره + فعل منفی مانندِ نیست و ... » استفاده می کنیم:
      ما مِن رَجُلٍ يَغرِسُ غَرساً إلاّ کَتَبَ اللّه لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما يَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِکَ الغَرسِ.
      هیچ مردی نیست که کِشتی یا نهالی می کارد (بکارد) مگر اینکه خداوند برایش به اندازه آنچه از آن نهال، میوه ای درمی آورد، پاداش نوشت (می نویسد).
      ما من صابر يصبر علـى الـمشاكل الّا و هو يحصل علـى النّجاح!
      هيچ صبر کننده ای نیست که بر مشکلات صبر کند مگر اینکه به موفقیت دست می یابد.
      منفی «مامن مسلم يزرع زرعاً ==== لا مسلمَ يزرع زرعاً

      باب انفعال همیشه لازم است يعني به مفعول نياز ندارد. و در ترجمه نیازی به (را) نیست.
      فعل های بر وزن (فَعُـلَ) لازم هستند؛ قَرُبَ: نزدیک شد؛ بَعـُدَ: دور شد...
      إذا حَسُنت أخلاقُ الإنسانِ كَـثـُر أصدقاؤه: هرگاه اخلاق شخص نیکو و پسندیده باشد دوستانش زیاد می شود.

      «إنّ» از حروف مشبهة بالفعل است كه كلّ جمله بعد از خود را مورد تأکید قرار می دهد، و وقوع کار در آن قطعی و یقینی است بنابراين هنگام ترجمه قیدهاي تأکیدی «حتماً، قطعاً، بي شك» بايد در اول جمله بیایند.

      هرگاه پس از اسم اشاره «هذه و تلک»، اسم بدون «ال» بیاید، و آن اسم، جمع غیر انسان باشد، هذه را مي توان به (اینها) و تلک را به (آنها) یعنی به صورت جمع ترجمه كرد.
      هذه ظواهر الطبيعة : اينها پديده های طبيعت اند.
      تلك کنوز الحکمة : آنها گنج های حكمت هستند
      هذه صفاتٌ يُحبُّها المؤمنون : اینها صفاتی هستند که مؤمنان آنها را دوست دارند.

      هرگاه عین الفعل «حزن» در مضارع ضمه (ــُـ) داشته باشد، متعدی است و به مفعول نیاز دارد به معنای «ناراحت کردن» است؛
      مانند: این آیه: .... وَ لا يَحـزُنْکَ قَولُهُم إنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَميعاً... گفتارشان نباید تو را ناراحت کند؛ زيرا ارجمندی، همه از آنِ خداست.

      و اگر عین الفعل «حزن» در مضارع فتحه (ــَـ) داشته باشد، لازم است و به مفعول نیازی ندارد به معنای «ناراحت شدن»
      مانند: این آیه: ...لا تَحزَن إنَّ اللهَ مَعَنا ... ناراحت مباش؛ همانا خدا با ماست.


      فعل های «جاء و أَتَی» هر دو به معنای «آمد» هستند که مضارع آنها= «یَجیءُ و یأتي»
      هر گاه این دو فعل و صیغه های مختلف آنها همراه حرف جر «بِـ» به کار روند به معنای «آورد» ترجمه می شوند. و حرف جر «بـِ» در معنای اصلی خود بکار نمی رود.
      وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّي أَعْلَمُ بِـمَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ مِنْ عِنْدِهِ: موسی (ع) گفت: پروردگار من بهتر می‌داند که چه کسی هدایت را از سوی او آورده‌ است.

      اگر بعد از مفعول مطلق جمله بعد از نکره (جمله وصفیه) آمده باشد آن را مفعول مطلق نوعی به حساب می آوریم یعنی دارای صفتی است که به صورت جمله‌ آمده و در ترجمه ی آن از کلماتی همچون، (به گونه ای، به صورتی، به شکلی) استفاده می کنیم؛
      أستغفرُ اللهَ إستغفاراً یُصلِـحُ اعمالی فی الحیاة: از خداوند به گونه ای آمرزش می خواهم که اعمالم را در زندگی اصلاح کند.

      اگر کان و امثال آن کانا، کانوا، کُنتَ، كُنتُم، كُنَّا و ... در جمله ای بیاید و چند فعل به آن عطف شوند، فقط یکبار از کان استفاده می کنیم، اما همه فعل های بعد از آن با توجه به کان ترجمه میشوند.
      کان التلمیذ یطالعُ و یکتبُ : دانش آموز مطالعه می کرد و می نوشت.

      هر گاه بعد از «ليتَ» و «لعلَّ» فعل مضارع بیاد معمولاً در ترجمه آن از مضارع التزامی استفاده مي‌كنيم:
      ليت الانسانَ يُجهّز بجناحَي العلمِ و الدين‌: كاش انسان به دو بال علم و دين مجهز شود.

      هر گاه قبل از قد (کان، کانا، کانوا ....) بیاید قد را در نظر نمی گیریم، و ماضی را به صورت بعید ترجمه می کنیم؛
      کان التلمیذ قد کتب دروسه: دانش آموز درسهایش را نوشته بود.

      در موارد زیر جمع به صورت مفرد ترجمه می شود:
      ۱) اسم اشاره (هؤلاء و اُولئک) قبل از اسم ال دار : اُولئک المؤمنونَ: آن مؤمنان / هؤلاء التلامیذُ: این دوستان
      ۲) اگر خبر مفرد به صورت جمع باشد. المؤمنونَ صادقونَ: مؤمنان صادق هستند.
      ۳) اگر صفت جمع باشد. الطالبات المجتهدات: دانش آموزان کوشا
      ۴) اگر معدودِ اعداد جمع باشد: اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ: خدا همان است که هفت آسمان را آفرید
      5) اگر حال مفرد به صورت جمع باشد. رجع الطلّاب من المدرسة ضاحکینَ: دانش آموزان از مدرسه خندان بازگشتند.

      + بازم هست ولی اینارو فعلا داشته باشید تا اضاف کنم

      + به نظرم همینارو بلد باشید کافیه و بقیه ریز نکات باید داخل تست زدن آموخته و با تکرار تثبیت بشن. وگرنه شما هزار صفحه جزوه ترجمه هم بخونی ولی تست نزنی و از این نکات استفاده نکنی هیچ فایده ای نداره براتون، ولی دو تا جزوه مشتی واسه ترجمه هم میذارم برای مرور تون حتما یه نگاهی بندازید:
      https://www.uplooder.net/files/989cc...بی.rar.html
      + اینم 470 تست ترجمه و تعریب واسه تمرین تون: (کنکور و تالیفی جدا)
      https://www.uplooder.net/files/333a9...مه.zip.html
      سلام من عربی با کلاس استاد فلاح ک پیش میرم هنوز تونستم سه جلسشو ببینم میخوام در کنارش ترجمه هم کار کنم خیالم از بابت ترجمه راحت باشه
      این مطالب واسه کسی ک عربیش ضعیفه کافیه
      ینی اینارو بخونمو برم سراغ تست های ترجمه اوکیه ؟!؟

    10. Top | #10
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Bitaaa نمایش پست ها
      سلام من عربی با کلاس استاد فلاح ک پیش میرم هنوز تونستم سه جلسشو ببینم میخوام در کنارش ترجمه هم کار کنم خیالم از بابت ترجمه راحت باشه
      این مطالب واسه کسی ک عربیش ضعیفه کافیه
      ینی اینارو بخونمو برم سراغ تست های ترجمه اوکیه ؟!؟
      سلام محتوای این تاپیک یه خلاصه ای هست از تمام نکات ترجمه ای و بله در حدی که شمارو برای تست ترجمه زدن آماده و گرم کنه کامله. یکی دو دور نکات رو مطالعه کنید جزوه ای که ضمیمه شده رو هم یه مرور داشته باشید و بعدا برید سراغ زدن تست های ترجمه کنکور / یه تعداد تست محدود که حل کنید تقریبا دست تون میاد نحوه حل تست های ترجمه کنکور رو.
      ‏«چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست.»

    11. Top | #11
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      نمایش مشخصات
      up
      ‏«چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست.»

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن