آلفا اسکول

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 753 از 1304 نخستنخست ... 653743752753754763853 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 11,281 به 11,295 از 19551

    موضوع: مشاعره...

    1. Top | #11281
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      03 دی 1399
      نوشته ها
      256
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Devilll نمایش پست ها
      عشق در جان است و می در جام و شاهد در نظر/ در چنین حالت طریق پارسایی مشکل است
      اهل دلاش میفهمن

    2. Top | #11282
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      14 بهمن 1398
      نوشته ها
      432
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط moboer نمایش پست ها
      زاهدان کاین جلوه در محراب و منبر میکنن/چون به خلوت می روند آن کار دیگر میکنند
      در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند
      به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
      پ.ن: خیلی وقت بود نیومده بودم تو این تاپیک
      روزی ما دوباره کبوترهایمان را
      پیدا خواهیم کرد
      و مهربانی

      دست زیبایی را خواهد گرفت
      و من آن روز را انتظار می‌کشم
      حتی روزی که دیگر نباشم...

    3. Top | #11283
      کاربر برتر
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      14 تیر 1398
      نوشته ها
      437
      نمایش مشخصات
      در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
      گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحب دل کنم
      در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
      من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم

      عباس معروفی:

      ما نسل بدبختی هستیم ؛
      دستمان به مقصر اصلی نمیرسد ،
      از همدیگر انتقام میگیریم !!



    4. Top | #11284
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 اسفند 1398
      نوشته ها
      332
      نمایش مشخصات
      زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
      زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
      رود دنیا جاریست
      زندگی، آبتنی کردن در این رود است
      وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
      دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد!؟
      .
      .
      .
      .
      هیچ!!
      من ساختم،آنچه مرا ویران کرد

    5. Top | #11285
      کاربر نیمه فعال

      Romantic
      تاریخ عضویت
      20 مهر 1394
      نوشته ها
      234
      نمایش مشخصات
      دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
      به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
      در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
      به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
      یاد بگیر برای موفقیت دیگران دست بزنی
      به موقعه اش زمان موفقیت تو هم میرسه


    6. Top | #11286
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      03 دی 1399
      نوشته ها
      256
      نمایش مشخصات
      بهزیستی نوشته بود:
      شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد
      شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
      پدر یک گاو خرید
      و من بزرگ شدم
      اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
      جز معلم عزیز ریاضی ام
      که همیشه میگفت:
      گو ساله ، بتمرگ!
      اکبر اکسیر

    7. Top | #11287
      کاربر برتر
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      14 تیر 1398
      نوشته ها
      437
      نمایش مشخصات
      گلی بودم نه وقت چیدنم بود
      جوان بودم نه وقت رفتنم بود
      گلی بودم به باغ زندگانی
      شدم پرپر در ایام جوانی

      عباس معروفی:

      ما نسل بدبختی هستیم ؛
      دستمان به مقصر اصلی نمیرسد ،
      از همدیگر انتقام میگیریم !!



    8. Top | #11288
      rz1
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      01 مهر 1399
      نوشته ها
      1,014
      نمایش مشخصات
      در این دریا چه می جویند ماهی های سرگردان؟
      مرا ازاد می خواهی؟به تنگ خویش برگردان
      شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست

    9. Top | #11289
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 اسفند 1398
      نوشته ها
      332
      نمایش مشخصات
      نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد

      که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد

      به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک

      بدین نوید که باد سحرگهی آورد

      بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان

      در این جهان ز برای دل رهی آورد

      همی‌رویم به شیراز با عنایت بخت

      زهی رفیق که بختم به همرهی آورد

      به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد

      بسا شکست که با افسر شهی آورد

      چه ناله‌ها که رسید از دلم به خرمن ماه

      چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد

      رساند رایت منصور بر فلک حافظ

      که التجا به جناب شهنشهی آورد
      ( رضوان اون جاش که اسم تو رو میاره بعد شیراز یاد دانشکده شیراز میوفتم که دوس داری)

      و برداشتم از این شعر : باهم به دانشگاه شیراز میرویم
      من ساختم،آنچه مرا ویران کرد

    10. Top | #11290
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      تاریخ عضویت
      01 شهریور 1397
      نوشته ها
      2,993
      نمایش مشخصات
      خب برای اینکه تاپیک جای کپی پیست نشه و گوگل نبنده این صفحه رو ممد ار اومده شعر بگه


      خوشا ایامی که من خیار و تو خربزه بودیم

      افتابمان میپایید و اب سر میدادند و شرین تر از دیروز بودیم

      از زرد رنگی تو من سبزه میشدم یادش بخیر خیارت من بودم

      آمد ان روز اخر و کشاورز چیدمان

      من سوار نیسان آبی رهسپار شمال ایران

      تو سوار کامیون و رهسپار فرنگستان

      در ان نیسان تک نبودم ، من و خیار ها

      همه نالان از بهر دوری مان من از محنت خربزه

      کناریم از رنج کرم خاکی و روبرویی ام از فراق خورشید

      در پایین خیاری بود نالان . با دست انداز ماشین کنارش اوفتادم

      بدبخت کرم داشت و مینالید ، گفت من از درون تهیم بیا و کرمهایم بردار

      ناخواسته کرمالود شدم ! بد بود ولی تنها دیگر نشدم

      رسیدیم به مقصد و نیسانی کنار جاده ترمز کشید

      لامپی و تابلویی اویخت

      من کرمالود را دید اما جداییم نکرد
      انداخت ان پشت و دگر برای مشتری اشارتم نکرد

      مشتریان امدند کنار نیسان غوغا بود صف خیار برای کیلو شش هزار

      خیاران خیار بودند و عقل نداشتند ، میخواستند فروش بروند به هم میخوردند و قلچ قلچ صدا میدادند

      نمیدانستند عاقبت سر نمک است و دندان انسان

      با وجود این که میدانستم حکم همه سردی یخچال و ارواره است اما

      با هجوم دیگر خیاران من هم حریص تر شدم

      خواستم جلو روم اما کرم داشتم

      فروشنده مرد خوبی بود آمد کیسه میوه را ردیف کند

      مشتری سه کیلو خیار خواسته بود

      من را هم اهسته به کیسه انداخت و گره زد

      من نیز فروش رفتم ، منی که کرم داشتم

      رفتیم و شدیم درون محفظه ای سرد و تاریک

      یخچال بود انجا ، زیبا جادار مطمن بود انجا

      از فرط سردی و خشکی کنار هم جستیم ما

      گرم شویم و زنده بمانیم ، بیچاره کرم هایم

      ناهار ان روز قیمه بود ، صاحبمان هوس سالاد کرد

      سالاد شیرازی . برداشتنم نصف کرمویم را بردیند

      تکه تکه ام ساختن و در اخر جوهری ریختند و گوجه ای افشاندند

      خوردند و مرا ، در ان سیاهیی دهانشان به پایین سرازیر شدم

      هولناک بود آخر خیار بودم و نمیدانستم کجاست .....
      ⬜⬜⬜⬜⬜⬜⬜
      ⬜⬛⬛⬛⬜⬛⬜
      ⬜⬜⬜⬛⬜⬛⬜
      ⬜⬛⬛⬛⬛⬛⬜
      ⬜⬛⬜⬛⬜⬜⬜
      ⬜⬛⬜⬛⬛⬛⬜
      ⬜⬜⬜⬜⬜⬜⬜

    11. Top | #11291
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 اسفند 1398
      نوشته ها
      332
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mohamad_R نمایش پست ها
      خب برای اینکه تاپیک جای کپی پیست نشه و گوگل نبنده این صفحه رو ممد ار اومده شعر بگه


      خوشا ایامی که من خیار و تو خربزه بودیم

      افتابمان میپایید و اب سر میدادند و شرین تر از دیروز بودیم

      از زرد رنگی تو من سبزه میشدم یادش بخیر خیارت من بودم

      آمد ان روز اخر و کشاورز چیدمان

      من سوار نیسان آبی رهسپار شمال ایران

      تو سوار کامیون و رهسپار فرنگستان

      در ان نیسان تک نبودم ، من و خیار ها

      همه نالان از بهر دوری مان من از محنت خربزه

      کناریم از رنج کرم خاکی و روبرویی ام از فراق خورشید

      در پایین خیاری بود نالان . با دست انداز ماشین کنارش اوفتادم

      بدبخت کرم داشت و مینالید ، گفت من از درون تهیم بیا و کرمهایم بردار

      ناخواسته کرمالود شدم ! بد بود ولی تنها دیگر نشدم

      رسیدیم به مقصد و نیسانی کنار جاده ترمز کشید

      لامپی و تابلویی اویخت

      من کرمالود را دید اما جداییم نکرد
      انداخت ان پشت و دگر برای مشتری اشارتم نکرد

      مشتریان امدند کنار نیسان غوغا بود صف خیار برای کیلو شش هزار

      خیاران خیار بودند و عقل نداشتند ، میخواستند فروش بروند به هم میخوردند و قلچ قلچ صدا میدادند

      نمیدانستند عاقبت سر نمک است و دندان انسان

      با وجود این که میدانستم حکم همه سردی یخچال و ارواره است اما

      با هجوم دیگر خیاران من هم حریص تر شدم

      خواستم جلو روم اما کرم داشتم

      فروشنده مرد خوبی بود آمد کیسه میوه را ردیف کند

      مشتری سه کیلو خیار خواسته بود

      من را هم اهسته به کیسه انداخت و گره زد

      من نیز فروش رفتم ، منی که کرم داشتم

      رفتیم و شدیم درون محفظه ای سرد و تاریک

      یخچال بود انجا ، زیبا جادار مطمن بود انجا

      از فرط سردی و خشکی کنار هم جستیم ما

      گرم شویم و زنده بمانیم ، بیچاره کرم هایم

      ناهار ان روز قیمه بود ، صاحبمان هوس سالاد کرد

      سالاد شیرازی . برداشتنم نصف کرمویم را بردیند

      تکه تکه ام ساختن و در اخر جوهری ریختند و گوجه ای افشاندند

      خوردند و مرا ، در ان سیاهیی دهانشان به پایین سرازیر شدم

      هولناک بود آخر خیار بودم و نمیدانستم کجاست .....
      دادا در جریان نیستی خیار کیلو ۶ تومن مال زمان پدربزرگم بود.خیار کیلو ۲۳.یخچال هم که امرسان بود...و آخرش

      ر ا:بی رنج زین پیاله کسی می نمیخورد، بی دود زین تنور به کس نان نمیدهند
      تیمار کار خویش تو خود خور،که دیگران، هرگز برای جرم تو تاوان نمیدهند
      من ساختم،آنچه مرا ویران کرد
      ویرایش توسط Lavender_Haze : 24 بهمن 1399 در ساعت 15:01

    12. Top | #11292
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 خرداد 1398
      نوشته ها
      340
      نمایش مشخصات
      دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند دل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

    13. Top | #11293
      کاربر فعال

      Sarkhosh
      تاریخ عضویت
      13 آذر 1399
      نوشته ها
      461
      نمایش مشخصات
      دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟ طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

      ای آنکه نتیجه چهار و هفتی.......وز هفت و چهار دائم اندر تفتی
      می خور که هزار بار بیشت گفتم.....باز آمدنت نیست،چو رفتی رفتی

    14. Top | #11294
      کاربر نیمه فعال

      Romantic
      تاریخ عضویت
      20 مهر 1394
      نوشته ها
      234
      نمایش مشخصات
      یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
      نیست یاری که مرا یاد کند
      یاد بگیر برای موفقیت دیگران دست بزنی
      به موقعه اش زمان موفقیت تو هم میرسه


    15. Top | #11295
      rz1
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      01 مهر 1399
      نوشته ها
      1,014
      نمایش مشخصات
      من که منم جای کسی نیستم
      میوه طوبای کسی نیستم
      گیج تماشای کسی نیستم
      مزه لبهای کسی نیستم
      مثل خودت درد خیابانی ام
      امده ام تا تو بسوزانی ام
      شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 16 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 16 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن