یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری..
*یقیــن چه خوب اندوه را میراند...*علی(ع)
نزدیک نیا با تو مرا حادثه ای نیست
این ادم ویران شده از دور قشنگ است
( د هیچی نداشتم،پوزش)
اِی مطرب دل زان نغمهِ خوش
این مغز مَرا پُر مشغله کن
تو عروس کسی اگر بشوی
نگذارم که دست روی دست
من، محمدعلی قاجارم
مجلست را به توپ خواهم بست !
اِی مطرب دل زان نغمهِ خوش
این مغز مَرا پُر مشغله کن
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست!
ویرایش توسط parham7983 : 03 آذر 1398 در ساعت 11:37
تا دو چشمش به رخم حیران نیست
به چه کار آیدم این زیبایی
بشکن این آینه را ای مادرر
حاصلم چیست ز خودآرایی
دلبر که جان فرسود از او ...
تا به کی باید رفت
از دیاری به دیاری دیگر
نتوانم نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری دیگر
دلبر که جان فرسود از او ...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)