یا رب ز کرم دری ب رویم بگشای
راهی ک در ان نجات باشد بنمای
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می شنویم نا مکرر است...
شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت...
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من می آیی که نیستم
تغییری باش که آرزو داری در جهان به وجود آوری...
من گوهری عزیز تر از دل نداشتم
کان را به نقد عشق گروگان گذاشتم
تغییری باش که آرزو داری در جهان به وجود آوری...
یک دل و یک جهت و یک رو باش
از دو رویان جهان یک سو باش
تغییری باش که آرزو داری در جهان به وجود آوری...
شمع شب های سیه بودی و لبخندزنان
با نسیم دم اسحار هم آغوش شدی
اصلا میدانی چیست ؟!
من خدا را در بین فرمول های فیزیک یافتم !
من خدا را در بین مسائل شیمی یافتم ! در بین مفاهیم ژنتیک !
خبری از خدا نبود در کتاب دینی هایم !
خدا را بیاب . . .
نه در بین نماز های شبت ...
بلکه در بین شب بیداری هایت برای علم اموزی ...
در حال حاضر 12 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 12 مهمان)