مرا دليست كه از غمگني چو دور شود
به غمگنان شود و غم فراز گيرد وام
رودكي
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
- معلوم است تو دیگر مرا دوست نداری.
+چطور میتوانی این حرف را بزنی؟ چرا؟
- چون که غصه میخوری. وقتی کسی را دوست داشته باشی، هرگز غمگین نمیشوی...!
تربیت اروپایی
رومن گاری
مترجم: مهدی غبرائی
اين عصرهاي پاييزي
عجيب بوي نفسهاي تو را ميدهد
گويي
تو اتفاق مي افتي و من دچار مي شوم
تمام "من" دارد "تو" مي شود
باور مي كني؟
محمد علي بهمني
اي آمده گريان تو و خندان همه كس
وز آمدن تو گشته شادان همه كس
امروز چنان باش كه فردا چو روي
خندان تو برون روي و گريان همه كس
اوحدي مراغه اي
صد دانه ياقوت
دسته به دسته
با نظم و ترتيب
يكجا نشسته
هر دانه اي هست خوشرنگ و رخشان
قلب سفيدي
در سينه آن
ياقوت ها را پيچيده باهم
در پوششي نرم
پروردگارم
سرخ است و زيبا
نامش انار است
هم ترش و شيرين هم آبدار است
مصطفي رحماندوست
من از جهان بي تفاوتي فكرها
و حرف ها و صداها مي آيم
و اين جهان به لانه ي ماران مانند است
و اين جهان پر از صداي حركت پاهاي مردمي ست
كه همچنان كه تو را مي بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را مي بافند.
فروغ فرخزاد
دستانم بوي گل ميداد،
به جرم چندن گل،
به كويرم تبعيدم كردند
و
يك نفر نگفت:
شايد گلي كاشته باشد!
سينا بهمنش
دل من مانده برِ دوست هنوز
می برم جسمی و دل در گرو اوست هنوز...
شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت...
در حال حاضر 15 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 15 مهمان)