مگه من چیم از سعدی کمتره خودم می سرایم:
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از اینبه به
A SONG OF ICE AND FIRE
حالا اونش مهم نیست مهم نیته:
نقش پیری را ز آب و رنگ ها نتوان زدوددر زمستان برف رسوا بر سر هر بام بود
A SONG OF ICE AND FIRE
A SONG OF ICE AND FIRE
گفتم که امسال ادبیات شدم 20
دل به دلبر گر سپاری دل بری
دل بری کن تا بیابی دلبری
A SONG OF ICE AND FIRE

A SONG OF ICE AND FIRE
در حال حاضر 5 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 5 مهمان)