شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صد جان منی
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
روشن روان عاشق از تیره شب ننالد داند که روز گردد روزی شب شبانان
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
در اندرون من خسته دل ندانم کیست / که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
تنها نه فرات که هفت دریا می سوختاز تشنگیت تمام دنیا می سوختباران سما ز سرنوشتش گله داشتروزی كه جگر گوشه ی زهرا می سوخت
تو بر بام عالم ستاره ی من/نظر در تو اوج نظاره ی من
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
نی حدیث راه پر خون میکندقصه های عشق مجنون میکندنی حریف هر که از یاری بریدپرده هایش پرده های ما درید
دست در دامن مولا زد در /که علی بگذر و از ما مگذر
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
روشن روان عاشق از تیره شب ننالد داند که روز گردد روزی شب شبانان
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون نیکی بجای یاران فرصت شمار یارا
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
از فراقت به جوانی همگی پیر شدیمبی تو از وادی دنیا همگی سیر شدیمبی خود از حادثه ی عشق تو دیوانه و مستعاشق کوی تو گشتیم و زمین گیر شدیم
در حال حاضر 11 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 11 مهمان)