دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت/آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت/آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی/تو بمان و دگران وای به حال دگران
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
دل میرود ز دستم صاحب دلان خدارا/دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
یک شبی مجنون نمازش را شکست/بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
تو کز محنت دیگران بی غمی/نشاید که نامت دهند آدمی
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
هر که در این بزم مقرب تر است/جام بلا بیشترش میدهند
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
یا رب این نو گل خندان که سپردی به منش/میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
در حال حاضر 4 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 4 مهمان)