اینی که میگم شاید یکم خوشایند نباشه ولی اینکه یکی دیگه یجایی همین مشکل تو رو داره و تو تنها نیستی اروم کننده اس
خیلیی ممنون شما روانپزشک خاصی رو میشناسید
شاید مسخرست دیشب خواب دیدم رفتم پس مشاور و دارم باهاش صحبت میکنم اتفاقایی که افتاده بود با ادماش کنارم نسشته بودن و من سرشون داد میزدم انقدر که واقعا داشتم داد میزدم
ویرایش توسط strang : 07 دی 1399 در ساعت 18:21
منم اضطراب شدید داشتم که درمان نشد منجر به پانیک وافسردگی شد درکنارش وسواس فکری هم گرفتم.مشاوره فقط درمانمو عقب انداخت چون مشکل کوچکی نداشتم که با مشاوره بخواد حل بشه،دکترم گفت چون اضطرابم به موقع درمان نشده باعث این همه بیماری در من شده،برای کنکور خوندن با وجود روزی اون همه قرص خوردن واقعا سخت بود بخصوص که سال آخری سردردهای عصبی هرروزه هم بهش اضافه شده بود ولی به خودم افتخار میکنم که تونستم باوجود همه مشکلات به آرزوم برسم.
اصلا دوست ندارم شماهم شرایط من رو تجربه کنید لطفا لطفا هرچه زودتر پیش پزشک برین واین بهونه های مسخره که نمیخوام خونوادم بفهمن رو بذارین کنار تا شرایطتون حادتر نشده.درمان های روانپزشکی هم طولانی مدتن یه چیز دوره ای نیستن که بخواین از خونوادتون پنهان کنید.
وهمچنین بقول دوستان این مشکلی نیس که اینجا بشه براش نسخه پیچید
پ ن:توی شهر ما چون روانپزشک خوب نبود پیش مغز واعصاب رفتم.از انتخابم هم راضی بودم
ویرایش توسط moi : 07 دی 1399 در ساعت 18:25
اصلن کسی در جهان نیست که توی سن بلوغ و دوره جوانی مشکلات استرس، افسردگی و اضطراب و به خصوص درگیری با خانواده رو تجربه نکرده باشه...
من خودم لحظه شماری میکنم از خونه بزنم بیرون برم خوابگاه دانشگاه با همه شرایط سختش.
گاهی میشه به قصد زدن میرم سمت مامانم و خانواده هر چی میگن جوش میارم اما بعدا پشیمون میشم چون میدونم مال بحران نوجوانیه.از داد و بیداد و فشار عصبی همه صورتم جوش شده و وزنم شده 65 کیلو.
از خانواده ها هم نباید انتظاری داشت چون بدون سواد درست و حسابی و تحقیق درباره مسائل بچه هارو تحت فشار قرار میدن، ولی خب اونا جوری که خودشون بزرگ شد رفتار میکنن.
درباره ورزش هم اگه شرایط مالیش رو داری،یه باشگاه بدنسازی یا رزمی ثبت نام کنی خیلی بهتر از باله است . ورزش ریلکس کننده و اروم فقط شل تر و شکننده ترت میکنه...باید یه دیوار سیمانی دور خودت بکشی که هیچ چیزی توی جهان نتونه اسیبی بهت برسونه ....
آغوشم بااازه ،مثا دهن مردم .
من مشکلی با اینکه خانواده ام بفهمند ندارم و مشکلم بحران بلوغ یا از این جور چیزا نیست فراتر از اینهاست اونقدر که میدونم حالم بده و اصلا نمیتونم تمرکز کنم و فکر نکنم و درس بخونم ولی فقط دلم میخواد از این خونه برم همین
داستاننم از این کاه کوه کردنو فکر الکی و شکم سیری نیست فقط حالم بده نمیتونم نفس بکشم
من مشکلات خفیف تر شمارو داشتم رفتم پیش روانپزشک داروی ضدافسردگی مصرف میکنم یکساله خیلی بهتر شدم کمتر به خودکشی فکر میکنم راحت تر تلاش میکنم نمیدونم گفتنش درسته یا نه بی نسخه هم میدن عوارض خاصی هم نداره از داروخانه تهیه کنید بخورید البته تاکید میکنم تاکید میکنم اگر هزینه یا شرایط روانپزشک رفتن رو ندارید درغیر اینصورت حتتتتتما مراجعه کنید ک دارو مناسب خودتون مصرف کنید و اگر وقت دارید و کنکوری نیستید مرتب برید پیش روانشناس ولی روانپزشک زندگی منو خیلی بهبود بخشید
ضمنا برای کمبود تمرکز تنها راهی ک نتیجه گرفتم خوردن دارو ی معروف بعد از نوار مغزی و تایید فوق تخصص اعصاب روان بود
من اختلال نقص توجه داشتم ک باتوجه به افسردگی مزمنی که داشتم تمرکز کردن حتی برای نیم ساعت عذاب بود الان خیلی بهتر شدم خداروشکر
آغوشم بااازه ،مثا دهن مردم .
۱۸دی
این ۵روز داشتم محیطم رو عوض میکردم و خداروشکر حل شد والان آزاااد و رهااا با باد میرقصم
۶ساعت> اتمام فصل ۳ و ابتدای ۴ زیست دهم دینی دهم درس۱۱
۱۱۰تست
لوکیشن گرند مادرز هاوس
پ ن :ببخشید اگر اینو میگم ولی الان یه تاپیک از دوستی دیدم که گزارشها رو مینوشت کار باحالی بودمیخواستم بگم لطفا تو این تاپیک نیاید![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)