X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3
    1. Top | #1
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      04 آذر 1395
      نوشته ها
      3,296
      نمایش مشخصات

      بخشی از خاطرات بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا

      پروفسور علی اصغر خدادوست
      نام: 21-14-52.jpg نمایش: 81 اندازه: 25.7 کیلو بایت
      دکتر خدا دوست درباره نحوه درس خواندن خود که او را به موفقیت در عرصه چشم پزشکی جهانی رسانده است، می‌گوید:
      برای درس خواندن باید طلبه شوی؛
      یعنی تمامی ابعاد زندگی را کنار بگذاری و بروی به طرف جایی که هدف داری.

      نحوه‌ درس خواندن من کمی پیچیده بود، زیرا در ۱۸ سالگی در داراب (استان فارس) معلم بودم و حقوق معلمی آن روزها ماهی ۲۷۰ تومان بود. حقوق ۶ماه را جمع کردم و یک دوچرخه خریدم. قرار بود ۵ سال خدمت کنم. سال دوم، کلاس ششم طبیعی بودم که یکی از دوستانم ‏تشویقم کرد که بیا دانشکده پزشکی! وقتی رفتم، برای جبران ۳ سالی که قرارداد داشتم، در دبیرستان‌های شیراز درس فیزیک ‌دادم، بعضی از کلاس‌های دانشگاه را می‌رسیدم بروم و بعضی را نه!

      این چشم پزشک معروف، درباره دروسی که در آنها اشکال داشت می گوید: روز اول که به دانشکده‌ پزشکی رفتم، درس‌ها به زبان انگلیسی بود و انگلیسی من آن چنان تعریفی نداشت. اولین شب رفتم کتاب آناتومی را باز کردم، یک پاراگراف نمی‌توانستم بخوانم! دیکشنری را باز می‌کردم و کلمه به کلمه امتحان می‌کردم ببینم به کدام قسمت می‌خورد! تا صبح نشستم و آخر نتوانستم یک پاراگراف را تمام کنم. صبح به این نتیجه رسیدم به درد این کار نمی‌خورم! خدا رحمت کند همشیره‌ام مخالفت کرد و گفت باید بروی! شروع کردم. صبح‌ها زودتر بیدار می‌شدم و شب‌ها پشت سر هم تا ساعت ۳ نیمه شب [بیدار می‌ماندم]! البته همکاری و دوستی رفقا خیلی کمک می‌کرد.


      پروفسورخدادوست می افزاید: یادم می‌آید در اولین امتحان آناتومی که قسمت خیلی مشکلی بود، نمره ۹۵ گرفتم و همه شوکه شده بودند! شهرت پیدا کردم. وقتی در دانشکده پزشکی قدم می‌زدم، دانشجویان از دریچه‌ها نگاهم می‌کردند و می‌گفتند این همان است که نمره ۹۵ گرفته است! خود این مرا بیشتر ترغیب می‌کرد که کار کنم و درس بخوانم. در تمامی کلاس‌ها شاگرد اول شدم. سر کلاس پزشکی قانونی زیاد نرفته بودم و استاد مرا نمی‌شناخت. موقع امتحان آخر سال جلوی مرا گرفت و گفت شما کجا می‌روی؟ من شما را تا حالا ندید‌ه‌ام! گفتم من شاگرد هستم، اجازه بدهید امتحان بدهم، اگر نمره‌ام از همه بهتر شد، قبول کنید و اگر نفر دوم شدم، دوباره شهریور امتحان می‌دهم. استاد قبول کرد و امتحان دادم. فردای آن روز نمره‌ها را آورد و استاد گفت گرفتی ۹۵، اما به تو ۱۰۰ دادم! نفر دوم نمره ۸۵ گرفته بود. این‌که یاد گرفتم، به دلیل تا نیمه شب بیدار ماندن‌ها بود.[SIZE=3][COLOR=#ff0000] آدم تشنه‌علم که باشد و وقت را بی‌خود تلف نکند، می‌تواند دنیا را قبضه کند.
      .....................
      منبع : ettelaat.com
      ویرایش توسط Tia : 29 بهمن 1396 در ساعت 11:24 دلیل: لطفا لینک ندید

    2. Top | #2
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      04 آذر 1395
      نوشته ها
      3,296
      نمایش مشخصات
      UP

    3. Top | #3
      کاربر انجمن

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      09 تیر 1396
      نوشته ها
      14
      نمایش مشخصات
      خدا رحمتش کنه

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 3 مهمان)




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن