خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
"تو؛ آفتاب نبودی که بیدریغ بتابی"
فدا سرت، پیش میاد!
بچه ها اونطوری که یادم باشه، یه شیفت اعضای شبگرد داشتیم؛ آره؟!
اعضای شبگرد از یادها رفتن یا چی؟
!Omne animal post coitum triste
شووووهرت باید یه جای خنک نفس بکشه
اینجا خنکه
من فقط از رو مهربونی گفتم
دروغه دارم مظلوم نمایی میکنم
چون هنوز سلیطه درونم بیدار نشده
آه ای جان
آخر تا کی سرگردان...
آه ای جان
آخر تا کی سرگردان...
آنا میبینی زنت چقد اذیتم میکنه ؟
من فقط عشقمونو میخوام
آنا گفت زمستونا میاد پیش تو تابستونا میاد پیش من
مث کوروش پایتخت زمستانی و تابستانی داره![]()
آه ای جان
آخر تا کی سرگردان...
در حال حاضر 141 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 141 مهمان)