ویرایش توسط Nikolai : 13 مهر 1395 در ساعت 22:18 دلیل: نقل قول:/
تا 9 شب حداکثر میتونی بیرون باشی
ولی ی شرایطی داره ک شب نیای خوابگاه مثلا
همون موقع باید بگی ک ی فامیل چیزی اینجا داری
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
اعصابم داغونه ، امروز که معطل شدم بیشتر از 7 نتونستم بخونم ، از شنبه هم قراره برامون مهمون بیاد ، والا نمیدونم چیکار کنم
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
افسوس كه نان پخته، خامان دارند
اسباب تمام، ناتمامان دارند
آنان كه به بندگى نمى ارزیدند
امروز كنیزان و غلامان دارند
شیخ بهایى
پای دوست داشتنت ایستادهام...
مثلِ درختِ کاج
روبروی پاییز...
.Human, Developer, Innovator
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
در حال حاضر 1933 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1933 مهمان)