رها چو برگ خسته در باد🍃
داداش من اینا همش تقصیر ننه حواس
باور کن من هر وقت ی همچین چیزی تو خونه می گم مادرم همینو بم جواب می ده
گلاب ب روت ی بار گفتم آخه چی وضشه چرا باس بریم دستشویی
حتی باورت نمی شه برادران نصری هم تو مقدمه نوشتن اگه آدم و حوا اون کار و نمی کردن الان ما احتیاجی ب دستشویی رفتن نداشتیم
پای دوست داشتنت ایستادهام...
مثلِ درختِ کاج
روبروی پاییز...
رها چو برگ خسته در باد🍃
خداروشکررر....
بد نبود
فردا هم داداشم میاد...شاید خوابگاهی شدم^_^
اما جالبیش اینجاست توی فرم ثبت نام همه چی پرسیده بودن...اینکه ایا حاضرید با فلان پسر ازدواج کنید وغیرهربطشو به ثبت نام اصلا نفهمیدم...
دانشکده مهندسی که کوچیکه...اما خود دانشگاه اصلی به نسبت بزرگتره...کلاسم تشکیل نشد..فقط هفت نفر اومده بودن ...
اون احمد آر پی گفتم فک کنم قدیمیه. . .
چ حرفا مگه در مورد رشته نرم افزار پرسیدن خجالت داره. . .
راسی می تونی از جست و جوی پیشرفته کاربران انجمن هم استفاده کنی رو لینک پایین کلیک کن. . .
http://forum.konkur.in/memberlist.php?do=search
رها چو برگ خسته در باد🍃
چه خوب...مال ما هم کاش میومد حداقل میفهمیدیم باید کتاب بگیریم یا جزوه...
چه خوب...اره کلا پسرا نباشن راحتتره... صبح قبل اینکه پسرا وارد شن با دوتا از دخترای کلاسمون اشنا شدم...بعدش دیگه سکوت حکم فرما شد...
اما خداییش دبیرستانامون مسخرست...الان ادم که وارد دانشگاه میشه خیلی اذیت میشه...
اما جو دانشگاه جالب بود...گروه دوستیاشون دخترونه یا پسرونه نبود...قاطی ماتی بود...چقد راحت بودن...
در حال حاضر 3766 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 3766 مهمان)