
ابر بارنده به دریا میگفت :
گر نبارم تو کجا دریایی
در دلش خنده کنان دریا گفت:
ابر بارنده تو هم از مایی
به اینکه واقعا یسری ها احمقن خودشون و زدن به حماقت نونشون تو احمق بودنه واقعا نمیدونم تو مغر اینا چی میگذره اصلا مغزی هم دارن یا به قول معروف دمپایی توشه واقعا نمیدونم
ویرایش توسط Acetagrophen : 09 فروردین 1405 در ساعت 00:56
به اینکه کاش جوابمو میداد تا الان روم بشه برم ازش سوال بپرسم
هیچ کس نیست اخه حس میکنم تو این مورد اون خیلی مهارت داره
ولی کاش میشد برم ازش سوالمو بپرسم کاش از اولش اینجوری نمیکرد
نمیدونم این درسته یا نه
کاش میتونستم سوالمو بپرسم ازت
کاش مثل بقیه که جوابشونو میدی جواب میدادی
همین.
به این فکر میکنم که تا جایی که تونستم کسی رو دلخور نکردم ...
ولی تا به من رسید حتی ناراحت هم باشم باید به این فکر کنم که اون فرد از ناراحتی من ناراحت نشه ...
چقد دلگیرم ...
چقد غم داره ...
از هرچی آدمِ فراری ام ...
روح و جسمم رو فداشون کردم ...
حتی لایق ...
لایق اون چیزی که دارم بهش فکر میکنمم حتی نیستم...
لعنت به من و کارهام : )
لعنت به وجود داشتنم...
نمیخوام کسی رو ببینم یا حتی باهاش حرف بزنم ...
به اینکه انقد گفتم درست میشه ولی حالم زار و بدتر شد ...
به اینکه چقدر این اهنگه تو ذهنم پلی میشه
به ااینکه حتما درسته دیگه وقتی ی چیز ثابت شدس حتما درسته حالا جز اون سختیه که هست
به پاک کردن این چند خط بعدش
به اینکه دغدغه های مشترک چقد زیاده اینجا. همه در یک کشتی از افکار مثبت و منفی و نگرانی حبس شدیم
----* خبری نیس *----
در حال حاضر 6 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 6 مهمان)