امروز رفتم تو چنلم باهاشون صجبت کردم حالم بهتر شد تقریبا اونجارو با هیچی عوض نمیکنم
به اینکه اگه 300 نفر تونستن منم میتونم الان لب مرزم ولی تا تیر خودمو میرسونم
اینبار فقط به خودم قول دادم![]()
ترس احمقانه است؛ افسوس هم همینطور.
به عمل کردن بدون حرف زدن
درکل ادمی نیستم با حرف زدن حال کنم زیادی حرف زدن باعث میشه زیادی درگیر بشی
دوری خوبه
به حرف هایی که بهش زدم وفکر کرده خبریه
کاش انقدر حساسو زود رنج نمیشدم اونم امسال که برام مهمه
همچین ادمی نبودم اما الان کوچیکترین چیز تمرکزه نداشتمو بهم میریزه
سه روزه دنبالشم و بلاخره پیداش کردم
اما نمیدونم باهاش صجبت کنم یا نه حتی نمیدونم چی بگم
و شاید اون اصلا نخواد صحبت کنه
در حال حاضر 40 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 40 مهمان)