به اینکه چقدر عکس بچه رو آواتارم میاد به حالم![]()
به اینکه چقدر عکس بچه رو آواتارم میاد به حالم![]()
I've been lost for so long
I forgot i could be found
I've been holding my breath
For the Axe to come down
یا روح القدوس این چی بود دیگه، من خدای کابوس دیدنم ولی این یکی ی لول دیگه بود اصلا، انقدر واقعی بود الان شک دارم اون یکی دنیای اصلی بود یا اینی که الان توش بیدار شدم
ولش برم درس که عمرا خوابم ببره دیگه
I've been lost for so long
I forgot i could be found
I've been holding my breath
For the Axe to come down
به پلاکتامبه تعداد خیلی زیادشون
به عکاسی کردناش
به کلینیک رازی، حس میکنم مال خودشه
به دیروز، به اشکای ریخته شده
به امضا و اثر انگشتی که ازم گرفتن
به رنگ موی یخی
به کلمپههایی که اورده بود
به اکسسوریای گوگولی، همهشون به کنار، این یکی واقعا قشنگ بود
به اون دوتا بوسهی رو موها، دوباره داشت گولم میزدا![]()
به بد قولیاش، به سینمایی که نشد بریم
به آخر مرداد، به روشن شدن تکلیف اون چیز
به پیام زرگل: همه چی اوکیهکاش همینطورم بود
به مامان، خیلی حواسش جمع منه
به ضایع شدنم جلو اون دوتا عاقا
به طبقهی چهارم
به صحنهی غمانگیز امروز
به فردا صبح و عصر دوباره، اوف
به اینکه میگه این ماه قمر در عقربه، دس نگه دار! باشه چشم
به الان که خوابمه و قراره مغزمو خاموش کنم و برم لالا![]()
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
به اینکه
چطوری یکی که از انجمن اخراج شده میتونه ان بشه؟
چایی م کی دم میکشه؟
خسته شدم از بس حلوا درست کردم
چرا این فیلمه تموم نمیشه؟؟؟؟
صحبت های مامانم با تلفن کی تموم میشه؟( فک کنم هیچوقت جواب این سوالمو نگیرم)
چرا نمی تونم لاک رو روی ناخنم تحمل کنم؟ خیلی دوسش دارما ولی همش دلم میخواد پاکش کنم
و همین
روز هاتون با لبخند
به یکی دو ساعت پیش
به گَندی که بالا اورده
به اینکه کاش سوءتفاهم باشه
به جلسه دوم آموزش که خوب پیش رفت
به سرنوشت دخترا
به اینکه چی میشه تهش؟
به غیرقابل پیش بینی بودن فردا
و به نذری فردای همسایه :/
بودِ ما محض نمودست؛
سرابیم ســـراب ..
به ۱۹ روز بعد، ینی چی میشه بعدش؟
موندنی هستیم یا رفتنی؟من که تابع جمعم (البته این که جمعم با من همنظره بیتأثیر نی
)
به اون دعواهه که خیلی جدی داشت پیش میرفت، آخرش خندم گرفت برنامه کلا عوض شد
به اینکه نکنه حرفاش درست أ آب در بیان و قراره تا آخرش حرص بخورم أ دستش(دستشون)
به شال سفید، به آخرین نگاه، به حواس پرتم، یادم رفت ازش عکس بگیرما
به حس بدی که این روزا دارم، نمیدونم چجوری جمش کنمجم شو کصافط
به مراقبتای مامان، حس میکنم طفل ۵ سالهام
به خودم و قلب کوچولوم
به اینکه یه چیزی درست نی این وسط
به حرفای بابا، به قولی که داده
به اون مکالمهی یه ساعتهاحساس میکنم اندازهی سه ماه حرف زدم، دیگه نمیتونم واقعا
به اینکه تهدیدش کردم فردا چشاشو در میارما، کاش عصبانیتم فروکش نکنه، کاش واقعا چشاشو در بیارم
به اپراتورای ایرانسل، اولیش باادب بود، دومیش بیادب
به شکی که نمیخوام به یقین تبدیل شه، ولی داره میشه ها، ینی دارن یه کاری میکنن که بشه
به حرفای خاله، قراره حسابی ادبش کنه، کاش منم باشم، چون میخوام شور بدم
به همون مداحیه که میگفت: دلم تنگته، خدا شاهدههههه
به ولله که دلم تنگشه، خدام شاهده جدی![]()
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
در حال حاضر 171 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 171 مهمان)