لعنت به سردرد
اخرشم با همين سردرد ميميرم من
داشتم فکر میکردم اگه ارتور مورگان توی دنیای فعلی وجود داشت قطعا کراش من بود
لعنتی همه چیش خوبهههبهتره بگم خوب بود گناه داشت خیلی بد مرد
![]()
به این زندگی کثافت
به اینکه آبجیم رفت حموم
آبگرمکن خاموش شده نتونستم روشنش کنم دارم براش آب گرم میکنم
دو ساعته بین اجاق گاز و حموم زندگی میکنم
داشتم به این فکر می کردم که نه اونجوری که خودم دلم میخواست زندگی کردم نه اونجوری که بقیه میخواستن.حس می کنم به اندازه سنم زندگی نکردم.فکر کنم از خاصیت آخرای اسفنده.فکر کردن به عمر رفته و زندگیِ نکرده
به اینکه بهم میگه: ناراحت نشو، باشه؟
اتفاقا باید ناراحت بشم، یه جاهایی لازمه یه سری حقیقتا بخوره تو صورتت که به خودت بیای
لازمه بفهمی معاشرت با یه سری آدما فقد اعصاب خردی و جنگ و جدل و دعوا همراش داره
اصن ناراحت شدن یا نشدن که دست آدم نیست
بعضی وقتا یکی رو دلخور میکنید
بعضی وقتا یکی رو ناراحت میکنید
بعضی وقتا دل یکی رو میشکنید
بعضی وقتا هم طرفو میکُشید
آدمی که مُرده، دیگه زنده نمیشه!
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
در حال حاضر 4 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 4 مهمان)