به اینکه دیگه اینجا اومدنم باید خیلی کمتر از الان بشه
از امشب پا رو دلم میذارم و گوشیو جمع میکنم میندازم تو صندوق میندازم تو دریا![]()
به اینکه دیگه اینجا اومدنم باید خیلی کمتر از الان بشه
از امشب پا رو دلم میذارم و گوشیو جمع میکنم میندازم تو صندوق میندازم تو دریا![]()
♡Be your Own HERO
مغزم داره از هجوم این همه افکار مختلف متلاشی میشه
مثلاالان استقلالیا با این ۳۱ شهریور دلگیر و باخت تیمشون چطوری زنده ان
به فردا ۷ صبح و ازار های دانشگاه
به مامانم ک ازم دوره
به زندگیم و هدفم
به بغض های الکی
...
بقیه شو نمیگم
باز خداروشکر میکنم عشق برده![]()
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست...
اول کاری بگم امیدوارم اشنا اینجا در نیام
عاقا جون واستون بگه که
ته کوچه مون یه همسایه هست بعد پدر خانواده اسیر جنگی هستن و آزاده و دارای سهمیه 25%
بعد این خانواده دو تا فرزند دارن^^
بچه اول پسره که یه سال از من بزرگتره بچه دوم دختره که یه سال از من کوچیکتره!
بعد پسر اول خانواده رشته اش تجربی بوده و دختر خانواده رشته اش انسانی
پسر خانواده انگاری حسابداری پیام نور مبخونهدختر خانواده امسال مجاز به فرهنگیان شد ولی تو مصاحبه ردش کردن (چون خیلی سانتی مانتاله) بعد اونم رفته پیام نور مدیریت مالی!
(دست خود را در موهایش فرو میکند و چنگ میزند!)
مردم چه شانسی دارن چه جوری از دستش میدن فکر کنم وقتی اول خلقت خدا داشته شانس رو تقسیم میکرده اونا اول صف بودن من اخر صف
ولی خوب...چی میشه کردهممون به یه نحوی داریم گلد به شانس و بخت و اقبالمون میزنیم مگه نه؟^^
در حال حاضر 104 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 104 مهمان)