به اینکه به راستی چیا باید ببرم باخودم اونجا![]()
به اینکه کی ازدواج میکنم؟ فشار روانیش هر وقتی میگیره ول میکنه
هورمون های بدن هم بد موقع بالا پایین میشن :/
پروتون الکترون رو داره اون وقت من تنها بمونم؟ انصافه![]()
بالاخره همه چی تموم شد و برگشتم به حال یک هفته پیش
آخی ...
دلم برا کتاب هام تنگ شده بود
برم درس بخونم![]()
ب اینکه چرا اون ب من دلداری داد؟؟
واقعا چرا؟!
یعنی میشه بازم مث قبل بشه؟؟
خدایاااا شفا://
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست …
مثل آغاز
در حال حاضر 175 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 175 مهمان)