ب این ک چرا تموم نمیشه ؟!
به اینکه خداروشکر من توخونمون دست به سیاه و سفید نمیزنم
الان جارو برقیمون شکسته اگه من جارو کشیده بودم میفتاد گردن من![]()
اینقدی ک داداش من پیگیر اپلای کردنه من پیگیر کنکور بودم تا حالا قبول بودم
اخه بگو دانشگاه سطح پایین بزن خب
واجبه خوبارو بزنی
به اینکه کنکور امسال قبول میشم یا نه
میتونم نت و تا کنکور ترک کنم یا نه
ویرایش توسط leilabanoo : 24 اردیبهشت 1398 در ساعت 17:46
یه زمان واقعیم خراب بود برا پناه بردن بهش میومدم فروم و نت و اینا
ک بتونم واقعی رو تحمل کنم
حالا واقعیم همه چی اوکیه
ولی مجازی دیگ اون مجازی ک بود نیست
خوشحالم ک واقعیم خوب شده
وگرنه دیگ واقعا نمیشد دنیارو تحمل کرد
به اینکه چقدر من بدبختم
این همه ناراحتم میکنن
اخرشم میگن برای خودت اینکارو میکنیم
حرفی که نه خودشون باور میکنن نه من
بعضیا بلدن فقط اشک آدمو درارن
این بعضیا رفیقای صمیمی ان-_-
من همیشه با بدترین افراد ممکن ارتباط برقرار میکنم![]()
به این که چرا همه ش فقط فکر میکنیم؟؟
چرا عملی وجود نداره؟
چرا فقط حرف میزنیم؟؟ مگه قراره چند نفر حرفامون رو بشنوند؟ مگه چند نفر قراره که حرفامون رو تایید کنند؟؟
چرا افکارمون پوچ شده؟
چرا دنبال نقد کردن همدیگه ایم؟ مگه قراره ما جای دیگران زندگی کنیم؟؟؟
جرا وقتی می دونیم نمیشه ولی بازم فکرمون پر میشه از شدن هایی که تهش بن بسته؟؟
چرا وقتی می دونیم میشه ولی بازم داریم خودمونو با افکار منفی سرگرم می کنیم؟؟
چرا ما آدما انقدر مقابل همه چیز فقط میگیم نه!!...
باید غرورم رو یه رفرش کنم رسما ب فنا رفته اون موقع ناراحت بودم مهم نبود برام غرور و این چیزا فقط حالم مهم بود و بس
پیش ب سوی ساخت شخصیت قبلیم
![]()
در حال حاضر 120 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 120 مهمان)