خدایا شکرت من جای اراز نیستم
وگرنه هر چی تاپیک حاشیه ایه و استارترشو( حتی ادامه دهندگانشو) از دم تیغ میگذروندم
امروز چمه ؟![]()
خدایا شکرت من جای اراز نیستم
وگرنه هر چی تاپیک حاشیه ایه و استارترشو( حتی ادامه دهندگانشو) از دم تیغ میگذروندم
امروز چمه ؟![]()
چند سالی هست تو این انجمنم... دوستای زیادی داشتم. با خیلیا حرف زدم و سعی کردم تا میتونم دل نشکونم...نمیخام الان هم کسی از حرفام ناراحت شه ، جدیدا رفتار بعضیاتون عوض شده..خیلی.. نمیدونم شایدم چون سنتون با من فرق داره و هم دوره ای نیسیم اینجوری حس میکنم اما هرچی هس اخلاق خوبی نیس... هرسال اینجا بچه ها بعد کنکور دور هم جم میشدن، پست میدادن اما کمتر کسی رو دیدم غم و غصه ی کنکور یا زندگیشو بخاد سر بقیه خالی کنه، همه تحت فشار و استرس کنکوریم و این دلیل خوبی برای توجیه رفتارای بد و مسخره نیست.
مهم نیست زندگی منو به کجا میبره... همیشه منو با یه لبخند پیدا میکنی..
متاسفم واقعا برای کسی که منو عاشقانه دوست داره ولی من بخاطر هدفام و کارام مجبورم سردش کنم
لعنت به ذهن رشد یافته -_- ... پیشرفت همیشه خوب نیست .. انتخابا رو میگیره
اینجا که نیسی ولی شاید کائنات حرفمو بت رسوند .
هرروزی که بهترازروزهای قبلت باشه،تکه ای ازپازل رویاهای توست که سرجاش قرار میگیره، سعی کن هرروز بهترازروزقبل باشی تاپازل رویاهات روهرچه سریعتر کامل کنی
Sina
CEO of Iramrich
by the way here's my channel : @MrRich
چرا هیچکس به من هیچی نمیگه ؟
زین پس هر کی به من فکر نمیکنه
نصف عمرش تباه است و بس
اون نصف دیگشم خوابه
تِمااااااام
همیشه تعجب میکردم بابا این کافور چیه تو غذا ها میریزن چقد ینی تاثیر داره
ولی امروز مطمعن شدم باباااا به بعضیا باید یه گونی بدن ببرن خونه تابستون هم ماماناشون بریزن تو غذا بشون بدن![]()
حاشیه !
حاشیه !
حاشیه !
وقت تلف کنی !
سر گرم کنی الکی !
با یه کوچولو اطلاعات که در مقابل این حجم از حاشیه میشه ازش چشم پوشی کرد .
تنهای فضای مجازی که عضو بودم و در ارتباط بودم اینجا بود بخاطر اینکه تو جو کنکور بود ولی اینجارم ترک میکنم .
تنهایی و تمرکز رو اهداف لذت دیگه ای داره که شاید کمتر کسی چشیده باشدش ولی شدیدا توصیه میشه .
حضور تو اجتماع بین آدما خوبه ولی کسی ارزشمنده که بُعد خلوتش و خود حقیقیش ارزشمندتره .
فارغ از کنکور ، کلی گفتم اینو .
#خوب نیستم
#خداحافظ
Sent from my TA-1021 using Tapatalk
Yeniden başlamaya geldik !
مثل من دوستش داشتم ..اما لعنت به حرف مردم باعث شدن جدا شیم ... دلم لرزونه برات عشقم..... نمیدونم چرا همیشه یک سری دوست هستن با حرف هاشون باعث میشن دو نفر که هم دوست دارن از هم جدا کنن این ها دوست نیستن ... من اشتباه کردم عشقم و اون ها فکر به دست اوردن تو .......میدونم تنهایی ولی برگرد.. قبول دارم دلت شکستم
![]()
یه زمانی یادمه طرف میگفت :گاو حیوان مودبی است ،پس شکل آینه کاو و کوژ رو یاد گرفتین.
میتونست به جاش بگه :کوژ مثل کوژ پشت ،پس آینه کوژ برامدست و قوز داره.
نمیدونم مخاطب خاصی نداشت همینطوری به ذهنم اومد.
.
سلام
راستش تا دیروز با هیچ کس حرف نمی زدم و پیش روانشناس می رفتم این یک هفته رو .. در عرض یک هفته 6 کیلو کم کردم .. تازه دیروز شروع به حرف زدن کردم که پدر و مادرم خیلی خوشحال شدن
راستش من اشتباه کردم .. من سه هفته قبل از کنکور سمت زیست نرفتم و فقط ویس گوش دادم که کتاب رو پوشش نمیداد .. شاید بگید من با این ترازم باید یادم بود متن رو دیگه .. ولی متاسفانه من آدمی هستم مرور مکرر نکنم یادم میره .. وقتی رفتم سر جلسه واقعا عمومی و ریاضی رو ترکوندم .. رفتم سراغ زیست دیدم نمی تونم خیلی از سوالات رو جواب بدم .. چون گیاهی و فصل 3 و 4و5و 6 پیش کلا یادم رفته بود .. دیدم نمی تونم جواب بدم .. بعد هی با خودم می گفتم تو که زیست رو نمی تونی جواب بدی فیزیک و شیمی رو جواب بدی چه فایده داره !! .. برای همین با اینکه فیزیک و شیمی واقعا برام راحت بود .. بخدا راست میگم .. ولی دیگه حوصله جواب دادن نداشتم .. یکم رو جواب دادم و بقیه رو با بی حوصلگی جواب دادم .. شاید باورتون نشه ولی من سوالات فیزیک و شیمی رو میدیدم و بلد بودم ولی انقدر اعصابم بخاطر زیست داغون بود دیگه دستم توان نوشتن رو نداشت .. واقعا ناراحتم .. دیگه خسته شده بودم .. خب من کسی بودم که واقعا اگر زیست رو مرور میکردم مطمئن بودم حداقل 800 تا 1000 میشدم .. ولی نشد .. . راه دور که خانواده موافق نیستن .. بعد انقدر داغون بودم به خانواده گفتم من شیمی بابلسر ( شهر خودمون) میرم .. بعد بابا و مامانم گفتن : آرزو اگر هدفت برات مهمه یک سال دیگه هم براش می جنگی .. تازه تو اگر زیست رو برای سال بعد بخونی مطمئنن خوب میشی .. راستش هنوز معلمام و مدیر و فامیل فکر میکنن دروغ میگم میخوام 98 بمونم .. هیچ کس باور نمیکنه .. ولی بخدا من هم انسانم .. شما برید درباره قهرمان های پیشرفت بخونید بخدا هممون شرایطمون مثل هم بود .. هممون از ترس اینکه موفق نشیم چی میشه خودمون رو سر جلسه باختیم .. منم تصمیم گرفتم یک سال دیگه پر قدرت تر بخونم .. از 23 شهریور یا مهر میرم قلمچی .. من دانش آموزی بودم که می تونستم قبول بشم ولی آخرا خودم رو باختم .. من اعتماد به نفس نداشتم ... دعا کنید برام .. امیدوارم شما هم موفق باشید .. این هفته میخواستم شروع کنم ولی دکترم گفت چند روز دیگه هم استراحت باید کنی .. راستش الان واقعا نمیدونم چی بخونم .. چون من همه چیز رو یادم میاد .. همه چیز رو بلدم .. نمی دونم واقعا .. آرزوی سابق نیستم .. نسبت به همه چی سرد هستم .. دلم برای آرزوی شر و شیطون تنگ شده .. احساس میکنم پیر شدم ...چند روز هست فضای مجازی هم نرفتم و قصد رفتن هم ندارم .. اینجا هم یکی دو روز هستم بعد میرم که برای هدفم یکبار دیگه بجنگم.
ویرایش توسط arezoo_k : 03 مرداد 1397 در ساعت 16:19
در حال حاضر 12 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 12 مهمان)