میرم توی رستوران بالاشهر هرچی غذا داره سفارش میدم
قشنگ همه رو میخورم نخوردمم فداسرم یه تست کردم دیگه
یک ساعتی طول میکشه
همون پای میز میمیرم دیگه به پرداخت هم نمیرسم✨️🦦
میرم توی رستوران بالاشهر هرچی غذا داره سفارش میدم
قشنگ همه رو میخورم نخوردمم فداسرم یه تست کردم دیگه
یک ساعتی طول میکشه
همون پای میز میمیرم دیگه به پرداخت هم نمیرسم✨️🦦
میرم دوتا سیب زمینی میارم میپخم
بعد پورهش میکنم و با آردنشاسته و فلفل و پودر سیر یه خمیر درست میکنم شکلش میدم سرخش میکنم و با سس مایونز ماست و نمک و فلفل و پودر سیر و قارچ سرخ شده آخرین غذای موردعلاقهمو درست میکنم و با یه موزیک ملایم نوش جان میکنمو دار وفات را وداع میگویم(اگه درست گفته باشم&#128513![]()
یکبار به شما فرصت داده میشه پس از زندگی استفاده نه بلکه سؤاستفاده کنید
میرم شهر بازی و سوار مرتفع ترین وسیله ای که دارن میشم
شاید ی چرخ و فلک خیلییییییی بزرگ
تاب زنجیری
تاب های بزرگ و...
کل یک ساعت
از اونجایی که خیلی تنبلم
احتمالا بالشت محبوبم رو بردارم
برم تو تختم
و همونجا فکر کنم به زندگیعی که داشتم
ویرایش توسط Nakh : 31 اردیبهشت 1405 در ساعت 00:54
خیلی خوشحال میشم که بدون خودکشی قراره بمیرم احتمالا به هیچکس نمیگم و میرم به نزدیک ترین پارک خونمون رو نیمکت میشینم هنذفری مو برمیدارم و به آهنگ بی کلام که الان انتخابش سخته بعدشم سرمو میبرم بالا رو به آسمون بهش میگم خدا جون خیلی دوستت دارم ؛ خیلی میگم اندازه 50 دقیقه پشت سرهم
هیچ کار خاصی نمیکنم حتی پیش نزدیکانم هم نمیرم چون هر کاری انجام بدم ممکنه دلبستگی ایجاد کنه و مردن رو سخت کنه واسم. میرم تو اتاقم درو میندم به دیوار نگاه میکنم تا ۶۰ دقیقه بگذره
Do not take life too seriously. You will never get out of it alive
برای اخرین بار مامانم رو بغل می کردم
از بابام عذر میخواستم که زحماتش رو جواب ندادم ….
از بقیه حلالیت می طلبیدم .
همه ی هستی من آیه ی تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
تمام خاطراتی که از بچگی تا الان دارم رو مرور میکنم
حس دلتنگی و شادی توامانی خواهد بود
تو بیو میزنم رفقا حلا کنید
آیا اون دنیایی هست یا همه چی تموم میشه کاملا ؟ نمیدونم
با ذکر این رباعی خیام پذیرای مرگ خواهم بود:
یک قطره آب بود و با دریا شد
یک ذره خاک و با زمین یکتا شد
آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد
فراموش خواهی شد، چنانکه هرگز نبودهای
من سه مدل رنا بسپاراز داشتم
ولی اون. . .
دنای حلقوی پروکاریوتی بود
ویرایش توسط Nakh : 03 تیر 1405 در ساعت 22:05
اینو گوش میدم
شجریان - مدیتیشن شرقی - فیلو
هرچی هم وقت اضافه اومد دوباره شجریان با مش اپ سروش کمالیان گوش میم البته
در این بین تاریخ و عکسای خانوادگی رو میبینم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)