همه ی هستی من آیه ی تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
این گوگولی که می بینید کار یه دانشجوی بدبخته که نمیدونه چطوری باید فیزیک و ریاضیشو پاس کنه پس به نقاشی رو آورده
![]()
earth resurrection
وقتی تاس آدم بد نشست، بد نشست .
این دنیا یه نخود بهم مردونگی نشون نداده که براش یه دنیا مردونگی کنم
یازده ماه پیش آخرین عکسی که ازش گرفتم
ای که در فصل خزانم دیده ای با پشت خم
این زمستان را نبین ما هم بهاری داشتیم
تابسون داره میاد ...
همه ی هستی من آیه ی تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من بازم میگم ک روح من تو چیای قدیمی گیر میکنه همیشه
و انگار ک آدمایی ک حال و هوای اون موقع رو هم دوس دارن ، واسم عزیزتر و امن ترن
بچه ک بودم ، خونه داییم این قسمتش رو خیلی دوس داشتم و واقعا خوشالم بش دست نزدن
بچه ک بودم، عاشق زمستون خونه داییم بود چون بخاری نفتی داشتن و هنوزم دارن و گرده روش میذارن
ولی الان ففط ا نور گیر عکس دارم :
حس میکنم سازنده پتو پلنگی(ک ببر هس) یچی میدونسته ک اکثر پتو هارو ا نیمرخ پلنگ گذاشته(پلنگه انگار کاچه)
یادمه چقد اینجا گریه کردمعاخ رضوان
عکاس این عکس اخر من نیستممن دودی نشدم هنو
ولی خیلی نزدیکه ک تریاکی بشم
دیگ باید برم کتابام چسب بزنم ک خراب نشن..
همش دقت میکردم تو عکسا پام مشخص نباشهتروماتایز شدم
(باکلاس شده ی چیه؟اصطلاح خودمونی ش یادم نمیاد
)
در اخر هم
بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب
من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم
شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست
ویرایش توسط rz1 : 06 فروردین 1405 در ساعت 21:03
در حال حاضر 25 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 25 مهمان)