من فقط نمی خوام که زنده بمونم
تو می بینی که من پیشرفت میکنم
(archetype یعنی الگوی اصلی یا طرحی که همه
ازش کپی میکنن اینجا یعنی ایده اصلی داستان منظور
کتی اینه که کاری که اون کرده فراتر از این هست که
کسی بتونه کپی کنه یا دوباره انجام بده یا بتونه بنویسه)
من نمیخوام مطابقت داشته باشم
(داستان کتی با بقیه داستان ها هیچ مطابقتی نداره پس کسی نمی تونه کار کتی
رو انجام بده یا بتونه داستان ش رو بنویسه البته conform to the story معنی
معنی تسلیم بودن در مقابل تقدیر یا مطابقت کردن با داستان یا تقدیری که براش
نوشته شده هست هم میده پس میشه اینطوری هم تفسیر کرد که منظور کتی اینه
که من به دنبال سرنوشتی که برام مقرر شده نیستم و خودم سرنوشت رو میسازم)
No matter how you shake my core
مهم نیست که چقدر مرکز من رو میلرزونی
(shake core یعنی سعی و تلاش بر اینکه ایمان یا
اراده کسی رو ضعیف کردن یا کسی رو نسبت به
اراده و توانایی هاش به شک انداختن)
Cause my roots, they run deep, oh
به خاطر ریشه هام، که به عمق رفتن
(منظورش اینه که توی زمین ریشه دوونده و به این راحتی نمیشه
روش تاثیر گذاشت و اراده و توانایی هاش رو زیر سوال برد)
Oh, ye of so little faith
(یا ای کسانی که کم ایمان دارید ye میشه همون you در کل
little faith برای ایمان نداشتن به خدا استفاده میشه ولی
اینجا منظورش کسایی هست که به کتی شک دارن)
Don't doubt it, don't doubt it
پیروزی توی رگ های (خون) من هست
I'll fight it, I'll fight it
من (همه چی رو) درگرگون میکنم
When, when the fire's at my feet again
وقتی وقتی که آتش زیر پاهای من هست
(آتش زیر پا بودن یعنی توی مخمصه گیر کردن
یا گوشه رینگ افتادن و نزدیک شکست بودن)
And the vultures all start circling
و وقتی که لاشخور ها دورم رو فرا میگیرن
They're whispering, "you're out of time."
و زمزمه میکنن که تو دیگه کارت تموم شده
(اگه به جای out of time یعنی وقت تموم شده اگه از running out of time
استفاده میکرد یعنی اینکه وقتش در حال تمام شدن هست ولی هنوز تموم نشده)
This is no mistake, no accident
هیچ اشتباهی و تصادفی (اتفاق یا شانس) در کار نیست
When you think the final nail is in; think again
وقتی که داری به این فکر میکنی که این آخرین چنگ هست، دوباره فکر کن
(final nail یعنی لحظه مرگ اینجا یعنی لحظه شکست
معمولا وقتی که کسی در حال مردن باشه چیزی رو
محکم چنگ میندازه و بعدش میمیره)
Don't be surprised, I will still rise
تعجب نکن، من هنوزم بلند میشم
باید هوشیار باشم (حواسم جمع باشه)
Through the menace and chaos
میون این همه تهدید و شلوغی
من فرشته هام رو صدا میزنم (دعوت میکنم)
(فرشته ها یعنی کسایی که میتونن بهش کمک کنن و دوسش
دارن، کسایی که میتونن توی مشکلات بهش روحیه بدن)
Oh, ye of so little faith
Don't doubt it, don't doubt it
پیروزی توی رگ های (خون) من هست
I'll fight it, I'll fight it
من (همه چی رو) درگرگون میکنم