هییییی روزگارشدیدا شدیدا شدیدا ناراحتمممم
![]()
خستگی
انزجار
کلیه احساسات بد الان توی من داره غلیان میکنه
you come to me in friendship, your enemies would become my enemies
and then
THEY WOULD FEAR YOU
حس ترس و سکته
از حموم اومدم پنجره اتاقم باز بود نشسته بودم
یهو دیدم یه صدا میاد
سقف رو نگاه کردم دیدم یا خـــــــــــــــدا
دو تا دقیـــــــــــــقا عین این از این پروازی ها رو سقفن
سکته زدم سریع فرار کردم تو اتاق داداشم
اومدم دیدم نیستن سریع پنجره رو بستم
هر آن منتظرم بپرن بیان وای![]()
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
در حال حاضر 278 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 278 مهمان)