X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3996 از 4011 نخستنخست ... 389639863995399639974006 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 59,926 به 59,940 از 60158
    1. Top | #59926
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      03 مرداد 1395
      نوشته ها
      934
      نمایش مشخصات
      دیدن هفت قسمت از سریال هانیبال روانم رو پاره پاره کرده.
      وای یعنی هر چی جلوتر می‌ره بیشتر حالم رو بد می‌کنه.
      سریال به شدت باکیفیته ولی خب جناییه.
      فکر کنم باید چند قسمت امیلی در پاریس ببینم تا یکم به حالت نرمال برگردم.

    2. Top | #59927
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      03 مرداد 1395
      نوشته ها
      934
      نمایش مشخصات
      من از زمان جنگ تا به این لحظه دچار یک سری مشکلات شدم از جمله اختلال در خواب، اضطراب شدید، حواس‌پرتی، فراموشی، کمی افسردگی و...
      واقعا گاهی حس میکنم این من نیستم و همه چیز فیکه.
      گاها از این حالاتی که دارم می‌ترسم و میگم نکنه همینجوری بمونم.
      خیلی وقت‌ها جملات و کلمات یادم میرن.
      توی حرف زدن کلمات رو پس و پیش می‌گم و فعل و فاعل با هم نمی‌خونه.
      اسم چیزها یادم می‌ره.
      و...
      لعنت به جنگ

    3. Top | #59928
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1404
      نوشته ها
      118
      نمایش مشخصات
      فوت پدر صمیمی ترین دوستم عین یه پتک بود توی سرم
      اینکه الان فهمیدم چقدر دوستم مهمه برام و من درگیر زندگی خودم بودم و حتی یه پیام ندادم
      یه پیام که ثانیه ام وقت نمیبره ازش دریغ کردم
      از خودم ناراحتم..
      صدای زجه های موقعه خاکسپاری پدرش هنوز تو گوشمه
      مردم که سعی داشتن ارومش کنن و اجازه نمیدادن خودشو خالی کنه حرصم میدادن
      میگفتن اروم باش.میتونه؟
      نتونستم پیشش بمونم زیاد حتی نتونستم تا پایان خاکسپاری بمونم بابام عجله داشت
      وقتی بغلش کردم و زجه میزد بهار دیدی چیشد؟
      حس میکنم روح از تنم جدا شد
      نمیدونم
      دارم عذاب میکشم و امروز کمی بهترم
      امیدوارم زود خوب بشه
      امیدوارم دوستیمون ترمیم شه
      یک عدد عاشق بارون که دلش میخواد .....
      شاید یه روز اون 3 نقطه پر شد

    4. Top | #59929
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      18 شهریور 1395
      نوشته ها
      637
      نمایش مشخصات
      +
      بعضی دلتنگیا رو نمی‌شه گفت، هر از گاهی یه گوشه‌ی دل آدم خودشون رو یادآوری می‌کنن.
      چرا من هنوز نتونستم یاد بگیرم بی‌تفاوت باشم...
      خب راستش من از اون آدمایی‌ نیستم که راحت فراموش می‌کنن...
      و شاید یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های من اینه که بیشتر از حد احساساتی‌ام...
      کاش می‌شد آدم به سادگی دل بکنه...
      بگذریم ...

      +
      امروز دیدم کلی پیام خدافظی از شاگردام برام اومده🥺 ،علاوه بر اینکه چشام قلبی شد ، نشستم تک تک همه رو خوندم و جواب دادم، ی جاهایی هم نزدیک بود گریم بگیره 🥲
      این ی پیام خیلی برام دلنشین بود ، از ی دانش اموز تقریبا خجالتی و کم حرف
      نام: Screenshot_20260624_192230.jpg نمایش: 242 اندازه: 113.2 کیلو بایت

      نمی‌دونم من لایق این همه محبت هستم یا نه، ولی خوشحالم که خاطره خوبی ازم براشون موند.

      +
      همه دوستای من ازم دورن 😢 لعنت به لانگ دیستنس
      امشب میخام یکیشونو سوپرایز کنم🫠 مطمئنم خیلی خوشحال میشه

      .

    5. Top | #59930
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      06 دی 1394
      نوشته ها
      1,727
      نمایش مشخصات
      چقدر این روزا زود خسته ام میشه
      انگار که بنزین سوزم و عین خوره تموم میشم
      زامبی!

      ساعت کافیه ۸ شب بشه دیگه موتور مغز و چشم و هوش واسم نمیمونه
      صبح عین خروس بیدارمکاش تا ۱۰ میخوابیدم :/
      ساعت ۶ و نیم عصر ناهار خوردیم یعنی تا اماده کردم و سفره گذاشتم طول کشید
      چقدر سختههههه خونه داری!
      نمیرسم !
      از بوی سرخ کردنی خوشم نمیاد حس میکنم موهام چرب میشه:/ عین اردک میرم و برمیگردم
      الانم در معرض ترکیدنم

      کتاب باید ببندم به خودم تو اشپزخونه راه برم بخونمهم صبح هم ظهر
      قهوه گزینه ی بدی نیست با ضررای که واسم داره باید عین تریاک مصرف کنم 😂😂
      تا بلکه سرحال بشم
      چای+قهوه فوری باهم مخلوط میکنم

      Help me God+
      Bitte, Gott, hilf mir durch diesen Tag+🇩🇪
      هوای خنک و لش کردن وسط اتاق و یه مشت برگه های تزئینی😩
      شب عین مرغ میشم پیشاپیش لالا بر شما خجسته باد


      هوا افتابی
      شبا صاف و زلال
      درختا در حال پیچش
      چای درست کردم
      Ama geliyorsa o da senden gelsin


      https://s9.uupload.ir/files/foxlyric...RA%20BAKMA.mp3
      BLOK3[/B]

    6. Top | #59931
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      27 مهر 1401
      نوشته ها
      638
      نمایش مشخصات
      بهترم: )
      خداروشکر
      +باشه سعی میکنم مثبت بیندیشم^^
      پایان: )
      ویرایش توسط aytay : 03 تیر 1405 در ساعت 21:28

    7. Top | #59932
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1404
      نوشته ها
      118
      نمایش مشخصات
      وقتی از دوستم خواستم ادرس خونشونو بده که برم پیشش
      خودش که جواب نداد
      فامیلش هم پیچوند
      نمیدونم.فقط میخواستم تنهاش نذارم به هزار مصیبت خانواده مو راضی کرده بودم با وجود درس چند ساعتی پیشش باشم
      یک عدد عاشق بارون که دلش میخواد .....
      شاید یه روز اون 3 نقطه پر شد

    8. Top | #59933
      rz1
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      khejalati
      تاریخ عضویت
      01 مهر 1399
      نوشته ها
      1,015
      نمایش مشخصات
      خیلی گیجم
      خیلی میترسم
      خیلی دلم شور میزنه
      خدا داره چی میشه
      چرا من ثبات ندارم؟
      مگ میشه یهویی خنثی بشم؟
      مگ میشه؟
      شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست

    9. Top | #59934
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      12 مهر 1404
      نوشته ها
      239
      نمایش مشخصات
      دیشب ی جوری حرف میزد که مثلا تو آدمش نیستی
      چرا اینقدر منفی تو؟چرا قبلا بهتر بودی؟
      قبلا منو درک میکردی چون توهم عین شرایط خودمو داشتی
      خرت که از پل گذشت کلا انگار نه انگار که قبلا هم وجود داشته با اون شرایط خاص خودت
      بابت وجود"ع"واقعااا از خدا ممنونم
      عین فرشته نجاته این بشر

      +دیشب چقدر دلم گرفت بابت همه چی مخصوصا این داستان اخری
      ولی همچنان راهشو رفتم
      به مامان دیشب گفتم که چقدر امشب دلم گرفت یهویی
      گفت بابت اینکه تنها بودی؟(اولین شبی بود که تو خونه تنها بودم تا ساعتتای 11 بود=/)
      گفتم نه بچم مگه بابت تنهایی(که همچنان خانواده میگن نباید تنها بزاریمت تو خونه-_-)ولی بابت خیلی چیزای دیگه اشتباهایی که کردم مسیرایی که میدونستمم غلطه و انجامشون دادم
      بعد انگار که داستان جدی شد گفت چیکار کردی مگه
      بعد انگار به خودم اومدم که زیادی حرف زدم و صمیمی شدم گفتم هیچی کلی میگم گفت که چیکار کردی گفتم بابا مثلا همین کنکورو میگم
      و بعد فرمودند که جبران کن تمام اشتباهاتتو
      نمیدونم مامانم خیلی اسون گرفته یا من سختش کردم
      همین؟جبران کن؟با حس شکستو..این داستاناش چجوری کنار بیام که جبران کنم؟
      یکیشم همین داستان اخری بود که بعد از 4/5سال برگشتم سمتش
      چرا باید برگردی سمتش که تا این حد حاللتو خراب کنه؟
      حالا هم گذشته و دلم نمیخواد بهش فکر کنم ولی ی سری تایما فکر میکنم جبران این کار اشتباهمو قراره با جواب ندادن به دردودلام بدی
      که کاش اینجوری جبران نکنی برام کلا کاش ببخشی و هیچ جوره جبران نکنی برام این کار اشتباهمو
      کاش برسونیم به اون چیزی که میخوام دیگه تحمل حرف زدن با تیکه و این داستانا رو ندارم
      میدونم خودمم باید تلاش کنم ولی این حسه که چون اون کار اشتباهو انجام دادم و توعم قراره جبران کنی کار اشتباهمو پس دیگه کمکم نمیکنی و ولم کردی افتاده به جونم و حس میکنم تنها ترینم...
      کاش جدی اینجوری نباشه و واقعا دوباره بشم عین قبل و این حسه بره


      +چقدر دلم میخواد برای 1 ساعتم شده برم بیرون ولی خب نمیتونم
      و خودمو با این بهونه که لباس ندارم
      بری بیرون باز هعی قراره بگن محدثه موهات موهات موهاتتت
      و کلا اینقدر بیرون نرفتم که خجالت میکشم از بقیه که برم تو جمع
      درسات بعدش برو
      پس کنسل میشه
      ولی جدی دلم خیلی میخواد برم بیرون ولی خب..

      +مامان فهمید که خانومy مامانش میدونه که دخترش تو رابطه اس
      و گفتم که کار خوبیه که به مامانت بگی چون حداقل اینجوری امن تره
      البته ی سریا خواهر دارن قطعا میرن به خواهرشون میگن ولی مثلا منی که ندارم میام به مامانم میگم
      هدف این بود ببینم چجوریه ری اکشنش به این داستانا

      بعد فرمودند که باباش چجوری چیزی بهش نمیگه؟گفتم مگه قراره باباش بفهمه؟به مامانش گفته دیگه چرا باید باباش بفهمه؟
      گفتم نکنه برای تو اینجور شرایطی پیش بیاد میری به بابا میگی؟
      بعد گفتن که معلومه که میگم دوروز دیگه اتفاقی افتاد بابای طرف تازه خبر دار بشه؟
      گفتم بری به بابا بگی قبل اینکه اتفاقی بیوفته حاجاقا با این طرز فکر سنتی و مذهبیشون اتفاقو رو سر ما خالی میکنن
      و در کل فهمیدم تو این داستانا اصلاا اوپن نیست مامانم عین بقیه مامانا
      و خب نتیجه گیری این شد که اگه اینجور اتفاقی افتاد اصلا نگم بهش چون تهش من اونیم که فنا میرم=)))

      +حس میکنم میتونم هندلش کنم امیدوارم واقعا جواب بده و کمکم کنه..
      همین
      ویرایش توسط Mohi- : 04 تیر 1405 در ساعت 10:24

    10. Top | #59935
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1404
      نوشته ها
      118
      نمایش مشخصات
      از چایی نخورده پسر خاله شدن متنفرم
      یک عدد عاشق بارون که دلش میخواد .....
      شاید یه روز اون 3 نقطه پر شد

    11. Top | #59936
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1404
      نوشته ها
      15
      نمایش مشخصات
      هیچی

    12. Top | #59937
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      07 بهمن 1403
      نوشته ها
      1,965
      نمایش مشخصات
      دیشب تا صبح ده بار مردم،نمیدونم اخه این درد چیه
      تازه یکم جون گرفتم

      امروز داداش بزرگم موهام رو شونه میکرد، خودم نمیتونستم
      خیلی متعجب بود انگار داره با ی فضایی روبه رو میشه
      این چجور موهاییه؟
      تو هر روز همینجوری شونه میکنی؟
      اینکه هرچی شونه میکنم بدتر میشه ...(فرفری مو )

      از بازی پرتغال با (زی) قهر بودیم ،البته اون باهام قهر بود
      ازم پرسید من یا رونالدو ؟متاسفانه منم راستش رو گفتم
      گفتم رونالدو (البته که داشتم باهاش شوخی میکردم)
      خلاصه امروز اومد دید دارم فوت میکنم، باز اشتی کرد باهام و برام غذا درست کرد
      که هیچی نتونستم بخورم

      چند روز قبل خانم (زی) برام کادو خرید، اقای (ح) برام کادو خرید
      بدون مناسبت، خیلی خوب بود
      تکرار شود

      وسط شبم بیدارم کرد که گیلاس گرفتم بیا بخوریم
      اینم خیلی بامزه بود، هیچی نمیدیدم حتی... خوابه خواب

      این دو روز اهنگ گوش ندادم

      امروز ی ورزش خیلی شل و ول رفتم

      درسم نتونستم اونجوری که دوست دارم بخونم

      ولی خوبم مطمئنم خوب شدم و حالم بهتره
      الان این زندگی دومم حساب میشه

      ابجیم گفت پاشو شمع روشن کن
      نام: ۲۰۲۶۰۶۲۵_۲۲۰۴۵۴.jpg نمایش: 107 اندازه: 218.8 کیلو بایت

      راستی بالاخره تونستم (و) رو ببینم
      دلم براش ی ذرههههه شده بود

      داریم با هم مولان میبینم
      Downloading a more up-to-date version
      The purpose of each day is to create itself
      هدف زندگی هر روز افرینش خود است
      آنچه انسان می تواند باشد، باید بشود
      ویرایش توسط Nakh : 04 تیر 1405 در ساعت 22:44

    13. Top | #59938
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      06 دی 1394
      نوشته ها
      1,727
      نمایش مشخصات
      روز مود خوبی نبودم
      وقت تلفی .... !
      رو مخ ترین همینه! وقتی وقت تنگه تو ادا در بیار !
      درحال سرزنش خودمم..
      توهم و ترس زیادی باعث میشه جلوی پامو حتی نتونم درست ببینم بقیه مسیر که بماند..!

      واسه فردا صبح نمیدونم چی درست کنم!
      یکم تو گوگل سرچ کنم ببینم چی هست چی نیست برا خوردن !
      Ama geliyorsa o da senden gelsin


      https://s9.uupload.ir/files/foxlyric...RA%20BAKMA.mp3
      BLOK3[/B]

    14. Top | #59939
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1404
      نوشته ها
      118
      نمایش مشخصات
      حس میکنم زیادی "حس میکنم"رو در صحبت هام به کار میبرم
      یک عدد عاشق بارون که دلش میخواد .....
      شاید یه روز اون 3 نقطه پر شد

    15. Top | #59940
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1404
      نوشته ها
      118
      نمایش مشخصات
      دلم میخواد فعالای این تاپیک رو تگ کنم
      به ژورنال نویسی ادامه بدید✨️
      یک عدد عاشق بارون که دلش میخواد .....
      شاید یه روز اون 3 نقطه پر شد

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 246 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 246 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. ضد حال یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 222
      آخرين نوشته: 15 بهمن 1397, 17:36
    2. اگه یه تابلوی بزرگ تو آسمون بود که همه میدیدنش، روش چی مینوشتی؟
      توسط نیلگون_M5R در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 256
      آخرين نوشته: 27 آبان 1397, 14:57
    3. پاسخ: 180
      آخرين نوشته: 01 دی 1393, 23:39
    4. با جرئت هستید یا بچه ننه؟ و به نظرتون با جرئت بودن یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 72
      آخرين نوشته: 26 شهریور 1393, 19:49
    5. چند درصد پایه وپیش بخونم تو تجربی؟
      توسط VCP در انجمن پرسش و پاسخ زیست شناسی
      پاسخ: 2
      آخرين نوشته: 28 دی 1392, 01:27

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن