X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3921 از 4025 نخستنخست ... 3821391139203921392239314021 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 58,801 به 58,815 از 60374
    1. Top | #58801
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 شهریور 1401
      نوشته ها
      711
      نمایش مشخصات
      واقعا احساس خستگی می‌کنم
      Offline for a while
      If you ever miss me, you can find me fighting my nightmares and chasing my dreams
      Come with me! I promise we will have fun!

    2. Top | #58802
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      12 مهر 1404
      نوشته ها
      239
      نمایش مشخصات
      الان دوباره یاد جملش افتادم"وسط نباش یا صفر باش یا صده صد"
      شاید یکی بگه خب 50 که بهتره تا صفر
      ولی این موضوعه داستانش جداست و همون حرفه یا صفر یا صد درست تره
      دیدم و بعد از دیدنشون با خودم گفتم تو چرا هیچکدومو انجام ندادی
      نمیخوام از این دید بیایو بگی خب عیب نداره هنوز 18 سالته و از این چرتو پرتا
      این چیزارو بقیه تو سن کمترم انجام دادن
      دپرس شدم نه اونجور که میخوام شد نه اونجور که باید انجامش میدادم انجامش دادم
      نه حتی تفریحاتی که دلم میخواستو کردم ته تفریح من باید این باشه اخه؟
      بحث الان کنکور داریو فلان نیست همیشه همین بوده
      همش تقصیر خودشه تواین مورد فقط
      اره هنوزم وقتم هست ولی نمیدونم دلم گرفت از این زندگی که برای خودم ساختم
      و بازم میگم چرا برای من اینکارارو نکردی
      ولم کردی شاید بگی نه ولی وقیقا اگه رفتاراتو برسی کنی میفهمی دقیقا همین کارو کردی
      کاش بازم هوامو داشتی البته انقدر گذشته که یادم نمیاد کی هوامو داشتی کی واقعا احساستتو بروز میدادی کی واقعا دلم به بودنت خوش بود
      الانم بودنت واجبه منظورم این نبود که نباشی بهتر نه نباشی بدترم میشه ولی کاش حداقل که هستی صد خودت باشی
      نمیدونم شاید توقع بیجاعه
      از این که فکر میکنی بچمو مثلا سادم از این حسی که میدی بدم میاد حتی اگر تظاهر کنم باهاش مشکلی ندارم
      البته دروغ نگم جالب بودی ولی خب در عین حال خیلی تابلو
      چقدر این ایموجیایی که کنار صفحس رو مخممه اونایی که متحرکن مثلا اونی که داره میخنده هعی حواسمو پرت میکنه که قرار بود الان چی بگم
      ناراحتش کردم و خودمم بابتش ی کوچولو ناراحتم و هعی یادم میاد ولی خب اگر اینجوریه اونم دقیقا همین کارو کرد
      ببخشید بابت دروعی که گفتم هنوزم عذاب وجدانشو دارم کاش هیچی نمیگفت که منم مجبور شم دروغ بگم
      داشتم با خودم میگفتم به چیزی که میخواست رسید و هرچی که الان هرچیو که دلش میخواست داره امتحان میکنه بهترین خونه زندگی
      ولی بازم اون غمه هست همراهش انگار تو این دنیا تو همه چیم داشته باشی بازم ی غمی به وجود میاد انگار قانونه که باید ی چیزی باشه گوشه ذهنت که هر وقت یادت اومد غم عالم بشینه رو دلت
      چقدر دیشب ذوقشو داشتم ی ساعت بعدش که رفتم رو تخت خوابم برد ولی الان؟کلا پرید حسش شایدم کنسلش کنم
      چقدر اون دوتا پادکست حال منو داشت توصیف میکرد
      کاش بشه انجامشون بدم اون حرفایی که باهاشون زدم نه سر اینکه بهشون گفتم چون خودم ذوقشمو دارم چون دوست دارم تجربشم کنم حتی به غلط که البته هیچ جای داستانش غلط نیست ولی خب بازم..
      در چند تا کلمه بخوام بگم حالمو معطلی/غم/همون وسط بودن
      کمکم کن بهتر شم
      لطفا

      ویرایش:الان که میبینم چرا همیشه انقدر زیاد مینویسم
      البته مشکلی نداره ولی خب بازم جای سوال بود
      ویرایش توسط Mohi- : 08 فروردین 1405 در ساعت 08:56

    3. Top | #58803
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1404
      نوشته ها
      124
      نمایش مشخصات
      امروز دلم میخواد منم یکی از اونا میبودم
      یک عدد عاشق بارون که دلش میخواد .....
      شاید یه روز اون 3 نقطه پر شد

    4. Top | #58804
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1404
      نوشته ها
      124
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط _TheOne_ نمایش پست ها
      کمی تاریخ ایران و بدانیم که همه چیز بهانه است . همون آشه و همون کاسه است . ابله و احمق نباشیم . هدف دقیقا همان است . بهانه ها صرفا عوض شده اند . با وجود اعلام رسمی بی طرفی ایران در دوره رضا شاه از بهانه وجود نیروهای المانی در ایران و کمک ایران به آلمان رسیدیم به اورانیوم و بمب اتم و اینکه ایران میخواهد خاورمیانه را ببلعد و .....

      فایل پیوست 111472فایل پیوست 111473


      اشغال ایران در دوران‌های مختلف، از جمله حمله اسکندر مقدونی، حمله اعراب، و اشغال در جنگ جهانی اول و دوم، پیامدهای عمیق و گسترده‌ای بر جامعه و مردم ایران داشته است. این پیامدها را می‌توان در چند دسته کلی بررسی کرد:
      ۱. سیاسی و اجتماعی:

      • تغییرات در ساختار حکومت: اشغالگران اغلب ساختارهای سیاسی موجود را تغییر داده و حکومت‌های دست‌نشانده یا دستوری خود را برپا می‌کردند. این امر منجر به از دست رفتن حاکمیت ملی و استقلال ایران می‌شد.
      • تضعیف نهادهای سنتی: نهادهای مذهبی، اداری و اجتماعی سنتی در دوران اشغال یا تضعیف می‌شدند یا تحت کنترل نیروهای اشغالگر قرار می‌گرفتند.
      • ایجاد تفرقه و ناآرامی: اشغالگران گاهی با دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی یا سیاسی، جامعه را دچار تفرقه و ناآرامی می‌کردند تا کنترل خود را حفظ کنند.
      • مقاومت و مبارزات ملی: در مقابل، اشغال‌ها غالباً با مقاومت مردم و شکل‌گیری جنبش‌های ملی برای استقلال همراه بود که این خود بخشی از تاریخ اجتماعی ایران را شکل داده است.

      ۲. اقتصادی:

      • استثمار منابع: اشغالگران عمدتاً به دنبال بهره‌برداری از منابع طبیعی و اقتصادی ایران بودند. این امر منجر به غارت ثروت ملی و عقب‌ماندگی اقتصادی می‌شد.
      • تخریب زیرساخت‌ها: جنگ و درگیری‌های ناشی از اشغال، غالباً باعث تخریب راه‌ها، شهرها و زیرساخت‌های اقتصادی می‌شد.
      • تورم و قحطی: در برخی دوره‌های اشغال، به ویژه در جنگ جهانی اول، سیاست‌های اقتصادی اشغالگران (مانند مصادره غلات) منجر به کمبود شدید مواد غذایی، قحطی و تورم افسارگسیخته شد که آسیب جدی به مردم وارد کرد.
      • تغییر در الگوهای اقتصادی: گاهی اشغالگران الگوهای اقتصادی خود را تحمیل می‌کردند که با ساختار اقتصادی سنتی ایران سازگار نبود و پیامدهای بلندمدت داشت.

      ۳. فرهنگی و هویتی:

      • تأثیرات فرهنگی: اشغالگران با فرهنگ، زبان و دین خود بر فرهنگ ایران تأثیر می‌گذاشتند. این تأثیرات می‌توانست به صورت پذیرش عناصر فرهنگی بیگانه یا واکنش‌های فرهنگی برای حفظ هویت خودی باشد.
      • تغییر در زبان و ادبیات: در برخی دوره‌ها، زبان اشغالگران به عنوان زبان اداری یا فرهنگی رواج یافت و تأثیراتی بر زبان فارسی گذاشت.
      • ترمیم هویت ملی: در مقابل، اشغال‌ها گاهی باعث تقویت حس هویت ملی و تلاش برای بازیابی و پاسداری از میراث فرهنگی و تاریخی ایران می‌شد.

      ۴. انسانی و جمعیتی:

      • تلفات انسانی: جنگ، قحطی و بیماری‌های ناشی از اشغال، منجر به تلفات انسانی گسترده‌ای در میان مردم ایران می‌شد.
      • مهاجرت و آوارگی: بسیاری از مردم در دوران اشغال مجبور به ترک خانه‌های خود و مهاجرت یا آوارگی می‌شدند.
      • کاهش جمعیت: در برخی دوره‌ها، تلفات انسانی و کاهش نرخ زاد و ولد منجر به کاهش جمعیت ایران می‌شد.

      به طور کلی، اشغال ایران همواره با درد و رنج فراوان برای مردم همراه بوده و تأثیرات مخربی بر پیشرفت، ثبات و هویت ملی ایران گذاشته است. با این حال، مردم ایران همواره با مقاومت و پایداری خود، تلاش کرده‌اند تا بر این دوران‌های سخت فائق آیند و هویت و استقلال خود را حفظ کنند.
      اگر علاقه‌مند به دوره زمانی خاصی از اشغال ایران هستید، خوشحال می‌شوم اطلاعات دقیق‌تری در مورد پیامدهای آن دوره به شما ارائه دهم.




      thumb_upthumb_downminiarrow_drop_down



      اشغال ایران در شهریور 1320 چه پیامدهایی برا جامعه و مردم ایران داشت





      اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ توسط نیروهای متفقین (اتحاد جماهیر شوروی از شمال و بریتانیا از جنوب و غرب)، یکی از نقاط عطف تلخ تاریخ معاصر ایران است که پیامدهای عمیق و ماندگاری بر جامعه و مردم ایران گذاشت. این رویداد در شرایطی رخ داد که ایران رسماً اعلام بی‌طرفی کرده بود، اما به دلیل موقعیت استراتژیک و منابع نفتی‌اش، مورد طمع قدرت‌های بزرگ قرار گرفت.
      در اینجا به برخی از مهم‌ترین پیامدهای این اشغال اشاره می‌کنم:
      ۱. سیاسی و ژئوپلیتیکی:

      • سقوط رضاشاه و تغییر حکومت: اصلی‌ترین پیامد فوری این اشغال، سقوط سلطنت رضاشاه پهلوی بود. متفقین رضاشاه را که به سیاست‌های آلمان گرایش داشت، مانع اقدامات خود می‌دانستند و او را مجبور به کناره‌گیری و تبعید کردند. این امر منجر به روی کار آمدن پسرش، محمدرضا پهلوی، به عنوان شاه ایران شد.
      • ایجاد کریدور شمال-جنوب: هدف اصلی متفقین از این اشغال، تأمین خطوط تدارکاتی برای شوروی در جنگ جهانی دوم بود. ایران به یک مسیر حیاتی برای ارسال کمک‌های نظامی و صنعتی متفقین به شوروی تبدیل شد (موسوم به “کریدور پیروزی” یا “کریدور ایران”).
      • نقض حاکمیت ملی: اشغال نظامی کشور، نقض آشکار حاکمیت و استقلال ایران بود و موقعیت ایران را در عرصه بین‌المللی تضعیف کرد.
      • ظهور احزاب و گروه‌های سیاسی جدید: پس از سقوط رضاشاه، فضای سیاسی تا حدی بازتر شد و احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف (از جمله حزب توده، جبهه ملی، نهضت مقاومت ملی) فرصت ظهور و فعالیت یافتند که این خود به پیچیدگی‌های صحنه سیاسی ایران افزود.

      ۲. اقتصادی:

      • بحران اقتصادی و تورم شدید: حضور گسترده نیروهای نظامی خارجی، فشار شدیدی بر اقتصاد ایران وارد کرد. تقاضای نظامی برای کالاها، افزایش چاپ پول بدون پشتوانه، و اختلال در زنجیره تأمین، منجر به تورم افسارگسیخته، گرانی سرسام‌آور کالاها، و کاهش شدید قدرت خرید مردم شد.
      • کمیابی کالاها و قحطی: بخشی از منابع غذایی و کالاهای اساسی توسط نیروهای اشغالگر مصادره یا خریداری می‌شد و همچنین اختلال در حمل و نقل، باعث کمبود شدید کالا در بازار و بروز قحطی در برخی مناطق شد. بسیاری از مردم در این دوره برای تأمین معاش خود با مشکلات جدی روبرو بودند.
      • بیکاری و فقر: تعطیلی بسیاری از کسب‌وکارهای داخلی به دلیل کمبود مواد اولیه یا رقابت با کالاهای خارجی، و همچنین ورود کارگران خارجی، منجر به افزایش بیکاری و فقر در میان طبقات مختلف جامعه شد.
      • استفاده از منابع نفتی: چاه‌های نفت ایران، به ویژه در جنوب، تحت کنترل بریتانیا قرار گرفت و منابع نفتی ایران در خدمت اهداف جنگی متفقین قرار گرفت.

      ۳. اجتماعی و فرهنگی:

      • گسترش فقر و فلاکت: همانطور که اشاره شد، بحران اقتصادی پیامدهای اجتماعی ویرانگری داشت. افزایش فقر، گرسنگی، و نابرابری اجتماعی، نارضایتی عمومی را تشدید کرد.
      • تأثیرات فرهنگی نیروهای اشغالگر: حضور گسترده سربازان و نیروهای خارجی، پیامدهای فرهنگی ناخواسته‌ای نیز داشت. برخی از این پیامدها شامل گسترش برخی مظاهر فرهنگی غربی (که گاه با فرهنگ بومی در تضاد بود) و همچنین بروز رفتارهای اجتماعی نامناسب از سوی برخی از نظامیان بود.
      • شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی: شرایط سخت اقتصادی و سیاسی، بستر مناسبی برای شکل‌گیری اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی فراهم کرد.

      ۴. پیامدهای بلندمدت:

      • آغاز دوران جدید در روابط خارجی ایران: اشغال ۱۳۲۰ نقطه عطفی در روابط خارجی ایران بود و نشان داد که ایران حتی در زمان بی‌طرفی، قادر به حفظ استقلال خود در برابر قدرت‌های بزرگ نیست. این تجربه، بخشی از زمینه‌های شکل‌گیری سیاست خارجی ایران در دوران پس از جنگ را فراهم کرد.
      • زمینه سازی برای مسائل منطقه‌ای: حضور نظامی شوروی در شمال ایران، بعدها به یکی از بحران‌های پس از جنگ (ماجرای آذربایجان) منجر شد.

      به طور خلاصه، اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، با وجود اینکه ظاهراً بدون خونریزی گسترده برای مردم عادی انجام شد، اما پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ویرانگری برای جامعه ایران به همراه داشت که تا سال‌ها پس از پایان جنگ جهانی دوم نیز ادامه یافت. این دوره، یکی از دشوارترین مقاطع تاریخی برای مردم عادی ایران محسوب می‌شود.



      و در آخر
      در تاریخ 200 ساله ایران ما نداشتیم حاکمی که با مقاومت در برابر تهاجم خارجی کشته شده باشه . آنهم به همراه خانواده اش . تقریبا اکثر مقامات الآن این شکلی هستند . هیچکدومشون فرار نکردند . حتی زن و بچه هاشون باهاشون کشته شدند .
      اینها طرفداری حاکمیت و ارشی بازی و ..... { که یه عده نا اگاه رو هر چیزی میچسبونن} نیست برای کسی که تاریخ را خوانده باشد تمام اینها فکتهای تاریخی است و در تاریخ ثبت خواهند شد . چه بخواهیم چه نخواهیم . اینها ثبت خواهد شد .
      نظرتون چیه تاپیکی که اصلا سیاسی نیست رو سیاسی نکنید؟
      یک عدد عاشق بارون که دلش میخواد .....
      شاید یه روز اون 3 نقطه پر شد

    5. Top | #58805
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      12 مهر 1404
      نوشته ها
      239
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط BBbahar نمایش پست ها
      منم درگیر همچین ادمی بودم چندبار رهاش کردم اما نتونستم انگار ارزوهایی که برای خودم داشتمو اون همرو به دست اورده بود..تااینکه این اواخر دیدم اون شخص فقط کسی بود که من تو ذهنم ساخته بودم ..و چقدر نسبت به روزای اول که من جوابشو نمیدادم و اون ساعتها حرف میزد ادم بدی شده،به معنای واقعی رهاش کردم و حتی برام مهم نیست اخرین حرفش چی بود
      درسته کاش میشد کامل رهاش کنم ولی جزعه ادمای عزیز زندگیمه
      عجب پارادوکسی شد

    6. Top | #58806
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      27 مهر 1401
      نوشته ها
      638
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط aytay نمایش پست ها
      حقیقتا حالم مزخرفه،امیدوارم خوب شه،خیلی خوب ،جوریکه یاد این روزا افتادم،درد نداشته باشه

      بچه ها ممنون بابت امتیازاتون،خوشحالم که هستین و من دارم شما رو
      پایان: )

    7. Top | #58807
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      16 خرداد 1404
      نوشته ها
      80
      نمایش مشخصات
      خدایا شکرت

    8. Top | #58808
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      25 آبان 1399
      نوشته ها
      494
      نمایش مشخصات
      میبخشمت
      چون تو کامل نیستی. ناکاملی، مثل خودم
      ما
      بیرون زمان ایستاده‌ایم
      با دشنۀ تلخی
      در گرده‌هایمان

    9. Top | #58809
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      08 شهریور 1395
      نوشته ها
      891
      نمایش مشخصات
      نام: IMG_20260328_164650.jpg نمایش: 209 اندازه: 269.4 کیلو بایت

      هوا انقدررر خوبه ،عاشق این درختم خیلی خاطره دارم از بچگی

      می‌خوام الان برم بیرون قدم بزنم، آرومم تونستم احساساتمو کنترل کنم برگردم به ورژن قبلیم
      خودمو سرزنش نمیکنم دیگه
      شاید حالم واقعا بهتر شد

    10. Top | #58810
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      13 اسفند 1404
      نوشته ها
      63
      نمایش مشخصات
      حس میکنم از همه عقبم توی هرچیزی گند زدم
      راه درست نه نور داره نه راهنما منم توی بزرگراه‌های غلط پرسه میزنم
      از قوی نشون دادن خودم خسته شدم تهش یه بازنده ضعیفم
      کاش جرات پایان دادن به همه چیز رو داشتم
      کاش میتونستم با خودم صلح کنم
      کاش برای یبارم شده از خودم راضی میشدم
      ویرایش توسط N3gin : 08 فروردین 1405 در ساعت 18:49

    11. Top | #58811
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      26 دی 1404
      نوشته ها
      2
      نمایش مشخصات
      ولی بدترین درد اینه باز حس کنی مزاحمی...
      مزاحم...
      خیلی سعی کردم این مدت با کسی حرف نزنم.
      ولی انگار همون دو کلوم حرفم خنجره...
      و خب بازم حق میدم چون حرف جالبی نزدم
      و بازم حق میدم ...
      ولی حق شنیدن اینکه از این شخصیتت بدم میاد رو نداشتم...
      دلگیرم...
      خیلی دلگیرم...
      حق شنیدن این حرفو نداشتم:
      برو تهش یک گوشه کز کن گریه کن...
      یعنی اهمیت نداره؟!
      نداشت؟!
      هرچی خواستم دلگیر بشم ولی گفتم جنگه، یا قبل جنگ میگفتم این همه آدم رفتن
      سعی کن بگذری از حرف ها و بخند ...
      خیلی وقت ها دلگیر شدم ولی گفتم معلوم نیست فردایی باشه گذر کن ...
      بخند گذر کن ...

    12. Top | #58812
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      تا کِی؟؟

    13. Top | #58813
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      03 مرداد 1395
      نوشته ها
      934
      نمایش مشخصات
      اینقدر توی زندگیم آزمون و خطا کردم که چوب خطم پر شده و هیچ‌جوره نمی‌خوام خانواده متوجه تزلزلِ فعلی‌م بشن.
      الآن واقعاً نمی‌دونم باید به کی پناه ببرم از دستِ خودم!
      نظرم اینه که چند روزی به مغزِ بیش‌فعالم فرصتِ تنفس و تجزیه و تحلیل بدم و بعد با توجه به شرایطِ موجود یه راهی رو برای خودم بسازم.
      من دقیقاً مصداقِ بازرِ جمله‌ی یا راهی خواهم ساخت یا خواهی ساهم راست، هستم.
      فقط باید «نترس» و «جسور» باشم.
      برای اینکه بتونم از پسِ روحِ پرتلاطمم بربیام باید نترس و جسور باشم.

    14. Top | #58814
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      03 مرداد 1395
      نوشته ها
      934
      نمایش مشخصات
      سریالِ Stranger things رو تموم کردم و In treatment رو شروع کردم.
      برخلافِ نظراتِ کاربران بنظرِ من فصلِ آخرِ stranger things قشنگ بود فقط آخرش یکم دوست داشتم بهتر باشه.
      ولی در کل برای منی که عاشقِ ماجراجویی و تخیل و هیجانم سریالِ باحالی بود.
      In treatment رو هم با توجه به علاقه‌م به روانشناسی شروع کردم و خب تا الآن که چهار قسمتش رو دیدم بنظرم جالب و خوشاینده اما نه هیجان داره نه تو رو وادار می‌کنه که ساعت‌ها پاش بشینی.

    15. Top | #58815
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      06 دی 1394
      نوشته ها
      1,788
      نمایش مشخصات
      روزی که گذشت
      چشمام آغشته به سرما دشت بالای کوه شده بود
      پر از سرسبزی و حرارت خورشید
      بوی سبزه و علف
      سوز سرمای بهاری تو یه روستا بالای کوه ..
      عطش منو تازه تر کرد برای دیدن منطقه های بکر دیگه..
      دلم میخواد سفر کنم به جای دور دست برای قطره ای آرامش مطلق در خفای باد بهاری

      دلم یه کلبه کنار یه رود خونه ی بزرگ وسط یه جنگل رو میخواد چای اتیشی و آش رشته و پتو و یه صندلی
      شاید یه تکیه گاه به اسم فرشته!
      فرشته در قالب یک آدمیزاد!
      کلبه ی چوبی که واقعا بوی چوب بده
      آتیشی که بوی کباب شدن چوب درخت بلوط بده
      افتابی که حرارتش پوست دستمو لمس کنه منو در اغوشش بگیره
      قدم زدن توی طبیعت هم ارامش میخواد
      وقتی امروز داشتم توی دشت قدم میزدم .. هر لحظه ادم حس میکرد یه سایه اطرافش داره حرکت میکنه..

      یوگا وسط اون دشت یه حال دیگه داشت
      تا میتونستم نفس کشیدمم
      هوا اونقدر صاف صاف بود که وسط ظهر ماه توی آسمون برق میزد
      درخشندگیشو دوس داشتم بهم چشمک میزد..
      کاش دوباره بتونم میون اینهمه شلوغی ببینمش
      Ama geliyorsa o da senden gelsin


      https://s9.uupload.ir/files/foxlyric...RA%20BAKMA.mp3
      BLOK3[/B]

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 530 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 530 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. ضد حال یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 222
      آخرين نوشته: 15 بهمن 1397, 17:36
    2. اگه یه تابلوی بزرگ تو آسمون بود که همه میدیدنش، روش چی مینوشتی؟
      توسط نیلگون_M5R در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 256
      آخرين نوشته: 27 آبان 1397, 14:57
    3. پاسخ: 180
      آخرين نوشته: 01 دی 1393, 23:39
    4. با جرئت هستید یا بچه ننه؟ و به نظرتون با جرئت بودن یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 72
      آخرين نوشته: 26 شهریور 1393, 19:49
    5. چند درصد پایه وپیش بخونم تو تجربی؟
      توسط VCP در انجمن پرسش و پاسخ زیست شناسی
      پاسخ: 2
      آخرين نوشته: 28 دی 1392, 01:27

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن